|
احکام قضای روزه سئوال 1 _ اگر ديوانه، عاقل شد، آيا لازم است روزهايي را که روزه نگرفته، قضا نمايد؟ جواب _ واجب نيست روزه هاي وقتي که ديوانه بوده، قضا نمايد. س 2 _ اگر کافر مسلمان شد، آيا لازم است، روزه هايي را که نگرفته قضا نمايد؟ ج _ واجب نيست روزه هاي وقتي را که کافر بوده، قضا نمايد. س 3 _ اگر مسلماني کافر شود و دوباره مسلمان گردد، چه وظيفه اي دارد؟ ج _ روزه هاي وقتي را که کافر بوده بايد قضا نمايد. س 4 _ وظيفه انسان نسبت به روزه اي که بر اثر مستي فوت شده، چه مي باشد؟ ج _ روزه اي که به جهت مستي از انسان فوت شده بايد قضا نمايد. اگر چه چيزي را که بر اثر آن مست شده، براي معالجه خورده باشد. س 5 _ اگر براي عذري، چند روز روزه نگيرد و بعد شک کند چه وقت عذر او برطرف شده، چه وظيفه اي دارد؟ ج _ اگر در اين نسيان مقصر بوده، بنابر احتياط واجب بايد مقدار بيشتري را که احتمال مي دهد، روزه نگرفته، قضا نمايد. مثلاً کسي که پيش از ماه رمضان، مسافرت کرده و نمي داند تقصيراً پنجم ماه رمضان از سفر برگشته يا ششم، بايد بنابر احتياط شش روز، روزه بگيرد. س 6 _ وظيفه کسي که وقت برطرف شدن عذر را نمي داند و در اين نسيان مقصّر نبوده، چيست؟ ج _ مي تواند مقدار کمتر، يعني پنج روز را قضا کند. اگر چه بنابر احتياط مستحب مقدار بيشتر يعني شش روز را قضا نمايد. س 7 _ اگر کسي از چند ماه رمضان، روزه قضا داشته باشد، نسبت به انجام آنها چه وظيفه اي دارد؟ ج _ قضاي هر کدام را اول بگيرد، صحيح است. س 8 _ اگر وقت قضاي ماه رمضان آخر تنگ باشد، چه وظيفه اي متوجه مکلف است؟ ج _ اگر وقت قضاي ماه رمضان تنگ باشد. مثلاً پنج روز از ماه رمضان آخر، قضا داشته باشد و پنج روز نيز به ماه رمضان مانده باشد، بنابر احتياط، اول قضاي ماه رمضان آخر را بگيرد. س 9 _ اگر قضاي روزه چند ماه رمضان بر انسان واجب باشد و در نيت معين نکند، روزه اي را که مي گيرد، قضاي کدام سال محسوب مي شود؟ ج _ قضاي سال اول حساب مي شود. س 10 _ کسي که روزه قضاي ماه رمضان را گرفته، آيا مي تواند روزه خود را ابطال نمايد؟ ج _ اگر وقت قضاي روزه او تنگ نباشد، مي تواند پيش از ظهر، روزه خود را باطل نمايد. س 11 _ اگر قضاي روزه ميتّي را گرفته باشد، آيا مي تواند آن را باطل کند؟ ج _ بنابر احتياط مستحب بعد از ظهر، روزه را باطل نکند. س 12 _ اگر کسي بر اثر بيماري يا حيض و يا نفاس، روزه ماه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن ماه بميرد، آيا لازم است، قضاي روزه هاي او را بجا آورند؟ ج _ لازم نيست روزه هايي را که نگرفته براي او قضا کنند. س 13 _ اگر به سبب بيماري روزه ماه رمضان را نگيرد و بيماري او تا ماه رمضان سال بعد طول بکشد، چه وظيفه اي دارد؟ ج _ قضاي روزه هايي را که نگرفته بر او واجب نيست و بايد براي هر روز يک مد، که تقريباً ده سير و معادل هفتصد و پنچاه گرم است، طعام يعني گندم يا نان آن، يا جو يا نان آن يا مويز و يا يک مد خرما به فقير بدهد. س 14 _ اگر به جهت عذر ديگري مثلاً براي مسافرت، روزه نگرفته باشد و عذر او تا ماه رمضان بعد باقي بماند، چه وظيفه اي دارد؟ ج _ بنابر احتياط مستحب روزه هايي را که نگرفته قضا نمايد و براي هر روز يک مد طعام نيز به فقير بدهد. س 15 _ اگر کسي بر اثر بيماري روزه ماه رمضان را نگيرد و بعد از ماه رمضان، بيماري او برطرف شود، ولي عذر ديگري پيدا کند که نتواند تا ماه رمضان بعد، قضاي روزه را بگيرد، چه وظيفه اي دارد؟ ج _ بنابر احتياط مستحب، روزه هايي را که نگرفته قضا نمايد و واجب است براي هر روز يک مد طعام به فقير بدهد. س 16 _ اگر در ماه رمضان، غير از بيماري، عذر ديگري داشته باشد و بعد از ماه رمضان آن عذر برطرف شود و لکن تا ماه رمضان سال بعد بر اثر بيماري نتواند روزه بگيرد، چه تکليفي دارد؟ ج _ روزه هايي را که نگرفته بنابر احتياط مستحب قضا نمايد و واجب است براي هر روز يک مد طعام بدهد. س 17 _ اگر در ماه رمضان به جهت عذري روزه نگيرد و بعد از ماه رمضان عذر او برطرف شود و تا ماه رمضان آينده، عمداً قضاي روزه را نگيرد، چه وظيفه اي دارد؟ ج _ بايد روزه را قضا کند و براي هر روز يک مد گندم يا نان آن، يا جو، يا نان آن، يا يک مد خرما و يا مويز به فقير بدهد. س 18 _ اگر در قضاي روزه کوتاهي کند تا وقت تنگ شود و در تنگي وقت، عذري پيدا کند، چه تکليفي دارد؟ ج _ بايد بعداً روزه را قضا کند و براي هر روز يک مد گندم يا نان آن، يا جو، يا نان آن، يا يک مد خرما و يا مويز به فقير بدهد. س 19 _ اگر موقعي که عذر دارد، تصميم داشته باشد بعد از برطرف شدن عذر، روزه هاي خود را قضا کند و پيش از آن که قضا نمايد، در تنگي وقت عذر پيدا کند، چه وظيفه اي دارد؟ ج _ بنابر احتياط واجب، قضا نموده و براي هر روز يک مد طعام به فقير بدهد. س 20 _ اگر بيماري انسان، چند سال طول بکشد، بعد از خوب شدن انجام چه تکليفي بر او واجب است؟ ج _ بايد فقط قضاي آخرين ماه رمضان را بگيرد و براي هر روز از سال هاي پيش، يک مد، تقريباً ده سير، يا هفت صد و پنجاه گرم طعام يعني گندم يا نان آن، يا جو يا نان آن، يا يک مد مويز و يا خرما به فقير بدهد. س 21 _ کسي که براي هر روز يک مد طعام به فقير مي دهد، آيا مي تواند کفّاره چند روز را به يک فقير بدهد؟ ج _ مي تواند کفّاره چند روز را به يک فقير بدهد. س 22 _ اگر کسي عمداً روزه ماه رمضان را نگيرد، چه تکليفي دارد؟ ج _ بايد قضاي آن را بجا آورد و براي هر روز، دو ماه روزه بگيرد يا به شصت فقير طعام بدهد و يا يک برده آزاد کند. س 23 _ اگر تا ماه رمضان آينده قضاي روزه ها را بجا نياورد چه وظيفه اي دارد؟ ج _ اضافه بر قضا و کفّاره براي هر روز، يک مد طعام به فقير بدهد. س 24 _ اگر عمداً روزه ماه رمضان را نگيرد و در روز مکرر جماع کند، چه تکليفي بر او واجب مي شود؟ ج _ بنابر احتياط واجب، کفّاره نيز مکرر مي شود. س 25 _ اگر چند مرتبه کار ديگري که روزه را باطل مي کند انجام دهد، مثلا چند مرتبه غذا بخورد، آيا کفّاره مکرر مي شود؟ ج _ يک کفّاره کافي است. س 26 _ بعد از مرگ پدر، قضاي نماز و روزه او بر چه کسي واجب است؟ ج _ پسر بزرگتر بايد قضاي نماز و روزه او را بجا آورد، هم چنين بنابر احتياط مستحب بعد از مرگ مادر. س 27 _ اگر پدر غير از روزه ماه رمضان، روزه واجب ديگري مانند روزه نذر را نگرفته باشد، آيا قضاي آن بر پسر بزرگتر واجب است؟ ج _ بنابر احتياط واجب، قضاي آن بر پسر بزرگتر لازم است و هم چنين بنابر احتياط مستحب روزه هاي واجب مادر. روزه بر چه کسانی واجب نيست س 28 _ روزه به چه کسي واجب نيست؟ ج _ کسي که به جهت پيري نمي تواند روزه بگيرد، يا براي او مشقت دارد، روزه بر او واجب نيست. س 29 _ کساني که روزه بر آنها واجب نيست، چه تکليفي دارند؟ ج _ بايد براي هر روز يک مد که تقريباً ده سير يا هفت صد و پنجاه گرم است، گندم يا نان آن، يا جو يا نان آن، يا يک مد مويز و يا يک مد خرما به فقير بدهد. س 30 _ کسي که به جهت پيري روزه نگرفته، اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگيرد، چه وظيفه اي دارد؟ ج _ بنابر احتياط قضاي روزه هايي را که نگرفته بجا آورد. س 31 _ اگر انسان مرضي داشته باشد که زياد تشنه مي شود و نمي تواند تشنگي را تحمل کند، يا براي او مشقت داشته باشد، روزه براي او چه حکمي پيدا مي کند؟ ج _ روزه بر او واجب نيست. س 32 _ آيا غير از واجب نبودن روزه، تکليف ديگري نيز متوجه اوست؟ ج _ بايد براي هر روز يک مد گندم يا نان آن، يا جو، يا نان آن، يا يک مد خرما و يا مويز به فقير بدهد. س 33 _ آيا مي تواند آب بخورد؟ ج _ بنابر احتياط مستحب بيشتر از مقداري که ناچار است، آب نياشامد. س 34 _ بعد از ماه رمضان چه تکليفي متوجه اوست؟ ج _ بايد روزه هايي را که نگرفته، قضا نمايد. س 35 _ زني که زائيدن او نزديک است، آيا مي تواند روزه بگيرد؟ ج _ زني که زائيدن او نزديک است و روزه براي خودش يا بچه اش ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست. س 36 _ در صورت نگرفتن روزه، چه تکليفي دارد؟ ج _ بايد براي هر روز يک مد طعام يعني گندم يا جو يا نان يا مانند آن به فقير بدهد. س 37 _ نسبت به قضاي روزه هايي که نگرفته چه تکليفي متوجه اوست؟ ج _ چنانچه در همان سال بتواند روزه بگيرد، روزه هايي را که نگرفته بايد قضا نمايد. اگر اين عذر تا ماه رمضان آينده ادامه نداشت. س 38 _ اگر عذر اين زن تا ماه رمضان آينده ادامه داشت، آيا لازم است قضا نمايد؟ ج _ قضا ندارد. بله مستحب است قضا نمايد و براي ترک قضا نيز بايد يک مد ديگر طعام بدهد. س 39 _ زني که بچه شير مي دهد، آيا لازم است روزه بگيرد؟ ج _ زني که بچه شير مي دهد، و شير او کم است، مادر بچه باشد يا دايه او، با اجرت شير مي دهد يا بي اجرت، اگر روزه براي او يا بچه اش که شير مي دهد ضرر دارد، روزه بر او واجب نيست و بايد براي هر روز، يک مد طعام، يعني يک مد گندم يا نان آن، يا جو، يا نان آن، يا يک مد خرما و يا مويز به فقير بدهد و چنانچه در همان سال بتواند روزه بگيرد، روزه هايي را که نگرفته بايد قضا نمايد. و اگر کسي پيدا شود که بي اجرت، بچه را شير دهد، يا براي شير دادن بچه از پدر يا مادر بچه و يا از شخص ديگري اجرت بگيرد، لازم نيست که مادر، بچه را به او بدهد و روزه بگيرد. س 40 _ زني که در طول سال، به علت حاملگي و يا بچه شير دادن نتواند روزه بگيرد، آيا قضا بر او واجب است؟ ج _ روزه و قضاي آن بر او نيست و بايد براي هر روز دو مد طعام به فقير بدهد. يکي بعد از گذشتن ماه رمضان و ديگري آخر سال يعني قبل از ماه رمضان دوم. |