بازگشت به صفحه اصلی مسائل

احکام رجوع كردن

سئوال 1_ آیا زن می تواند بعد از طلاق رجعی از خانه بیرون برود؟

جواب _ حرام است زن برای كارهای غیر لازم، از آن خانه بیرون رود.

س 2_ در طلاق رجعی مرد، به چند صورت می تواند به زن خود برگردد؟

ج _ به دو صورت:

اول: حرفی بزند كه دلالت كند او را دوباره زن خود قرار داده است.

دوم: كاری كند كه بفهمد رجوع كرده است.

س 3_ آیا لازم است برای رجوع كردن مرد شاهد بگیرد؟

ج _ برای رجوع كردن لازم نیست مرد شاهد بگیرد یا به زن خبر دهد، بلكه اگر بدون اینكه كسی بفهمد، بگوید: به زن خود رجوع كردم، صحیح است.

س 4_ مردی كه زن خود را طلاق رجعی داده، اگر مالی از او بگیرد، و با او صلح كند كه دیگر به او رجوع نكند، آیا حق رجوع او از بین می رود؟

ج _ حق رجوع او از بین نمی رود.

س 5_ زن چگونه بر مرد حرام می شود؟

ج _ اگر زنی را سه بار طلاق دهد و در بین آنها به او رجوع كند و یا بعد از دو طلاق اول عقدش كند، بعد از طلاق سوم آن زن بر او حرام می شود.

س 6_ چگونه زن بعد از طلاق سوم، بر مرد حلال می‌شود؟

ج _ اگر زن بعد از طلاق سوم، با دیگری شوهر كند، با چهار شرط به شوهر اول حلال می شود، یعنی می تواند آن زن را دوباره عقد نماید.

اول: عقد شوهر دوم دائمی باشد و اگر مثلاً یك ماهه یا یكسال او را مُتعه كند، بعد از آنكه از او جدا شد، شوهر اول نمی تواند او را عقد كند.

دوم: شوهر دوم با او نزدیكی و دخول كند و بنابراحتیاط منی بیرون آید.

سوم: شوهر دوم طلاقش دهد یا بمیرد.

چهارم: عدّۀ طلاق یا عدّۀ وفات شوهر دوم، تمام شود.

 

طلاق خُلع

س 7_ طلاق « خُلع » چگونه است؟

ج _ طلاق زنی كه به شوهرش مایل نیست و مهر یا مال دیگر خود را به او می بخشد تا طلاقش دهد، طلاق « خُلع » است.

س 8_ صیغۀ طلاق خُلع چگونه است؟

ج _ اگر شوهر بخواهد صیغۀ طلاق خُلع را بخواند، چنانچه اسم زن مثلاً فاطمه باشد، می گوید: « زَوْجَتي فاطمة خالَعْتُها عَلی ما بَذَلَتْ » و افزودن « هِیَ طالِق » بهتر است.

س 9_ اگر زن و مرد با هم یك وكیل بگیرند، وظیفۀ وكیل چگونه است.

ج _ اگر زن، كسی را وكیل كند كه مهر او را به شوهرش ببخشد و شوهر ن‍یز همان شخص را وكیل كند كه زن را طلاق دهد، چنانچه مثلاً اسم شوهر محّمد و اسم زن فاطمه باشد، وكیل صیغۀ طلاق را اینگونه می خواهد: « عَنْ مُوَ كِّلتي فاطمة بَذَلْتُ مَهْرَها لِمُوَكِّلي محمد لِیَخْلَعَها علیه » پس از آن بدون فاصله می گوید: « زَوْجةُ مُوَكِّلي خالَعتُها علی ما بَذَلَتْ،‌ هِیَ طالِق ».

س 10_ اگر زن، شخص را وكیل كند كه غیر از مهر چیز دیگری به شوهر او ببخشد كه او را طلاق دهد، وظیفۀ وكیل چیست؟

ج _ وكیل باید به جای كلمۀ « مَهْرَها » آن چیز را بگوید، مثلاً اگر صد هزار تومان داده، باید بگوید: « بَذَلْتُ مائةَ الف تومان ».

 

طلاق مُبارات

س 11_ طلاق مُبارات چگونه است؟

ج _ اگر زن و شوهر، یكدیگر را نخواهند و زن مالی به مرد بدهد كه او را طلاق دهد، « طلاق مُبارات » نام دارد.

س 12_ اگر شوهر بخواهد صیغۀ طلاق مُبارات را بخواند، چه باید كرد؟

ج _ چنانچه مثلاً اسم زن فاطمه باشد، باید بگوید: « بارأتُ زَوْجتَي فاطمة عَلی مَهْرِها فَهِیَ طالِق » یعنی مبارات كردم زن خود فاطمه را در مقابل مهرش پس او رهاست.

س 13_ اگر وكیل بگیرد، وكیل باید چه بكند؟

ج _ وكیل باید بگوید: « بارأتُ زَوْجَة مُوَكِّلي فاطمة عَلی مَهْرِها فَهِیَ طالِق ».

س 14_ آیا می توانند به جای كلمۀ « علی مِهْرها »، « بِمَهْرِها » بگویند؟

ج _ می توانند و اشكال ندارد.

س 15_ صیغۀ طلاق خُلع و مُبارات، باید چگونه خوانده شود؟

ج _ باید به عربی صحیح خوانده شود، ولی اگر زن برای بخشیدن مال خود به شوهر، مثلاً به فارسي بگوید: « برای طلاق، فلان مال را به تو بخشیدم » اشكال ندارد.

س 16_ اگر زن در بین عدّۀ طلاق خُلع یا مبارات، از بخشش خود برگردد، آیا شوهر می تواند رجوع كند؟

ج _ شوهر می تواند رجوع كند و بدون عقد، دوباره او را زن خود قرار دهد.

س 17_ آیا می شود مالی كه شوهر می گیرد، بیشتر از مهر باشد؟

ج _ در طلاق مبارات باید بیشتر از مهر نباشد، ولی در طلاق خُلع، اگر بیشتر باشد اشكال ندارد.

 

چند مسأله

س 18 _ اگر با زن نامحرمی، به گمان اینكه همسر خود اوست، نزدیكی كند، آیا زن باید عدّه نگه دارد؟

ج _ چه زن بداند او شوهرش نیست یا گمان كند شوهرش می باشد، باید عدّه نگه دارد.

س 19_ اگر با زنی كه می‌داند همسرش نیست زنا كند، آیا زن باید عدّه نگه دارد؟

ج _ چه زن بداند آن مرد شوهر او نیست یا گمان كند شوهرش می باشد، لازم نیست عدّه نگه دارد.

س 20_ اگر مرد، زنی را گول بزند كه از شوهرش طلاق بگیرد و زن او شود، حكم طلاق و عقد آن دو چیست؟

ج _ طلاق و عقد آن زن صحیح است، ولی هر دو مرتكب گناه بزرگی شده اند.

س 21_ آیا مرد می تواند زن خود را بر طلاق خودش وكیل نماید، و حكم این وكالت چیست؟

ج _ هر گاه مرد در ضمن عقد لازم، زن خود را بر طلاق خودش وكیل نماید، كه مثلاً اگر شوهرش مسافرت طولانی نماید و یا مثلاً شش ماه نفقۀ او را ندهد، زن وكیل باشد در طلاق دادن خود، این وكالت صحیح است و زن در صورتی كه آن شرط محقّق شود، اختیار طلاق دارد.

س 22_ زنی كه شوهرش گم شده، اگر بخواهد با دیگری شوهر كند، چه باید بكند؟

ج _ باید نزد مجتهد عادل، یا وكیل مجتهد برود و به دستور او عمل نماید.

س 23_ پدر و جدّ پدری دیوانه، آیا می توانند زن او را طلاق دهند؟

ج _ می توانند زن او را طلاق دهند، در صورتی كه دیوانگی او، به زمان قبل از بلوغ متصّل باشد.

س 24_ اگر پدر یا جدّ پدری، برای طفل خود زنی را مُتعه كنند، آیا می توانند مدّت مُتعه آن زن را ببخشند؟

ج _ اگر چه مقداری از زمان تكلیف بچّه، جزو مدّت مُتعه باشد، مثلاً برای پسر چهارده سالۀ خود، زنی را دو ساله مُتعه نمایند، پدر یا جدّ پدری می توانند در صورتی كه مصلحت بچّه باشد مدّت مُتعۀ آن زن را ببخشند، ولی زن دائمی او را نمی توانند طلاق دهند.

س 25_ اگر انسان از روی نشانه های شرعی، دو نفر را عادل بداند و زن خود را پیش آنان طلاق دهد، ولی دیگری آنان را عادل نمی داند، آیا می تواند آن زن را به عقد خود درآورد؟

ج _ بنابراحتیاط مستحب نمی تواند آن زن را بعد از تمام شدن عدّه اش، برای خود یا برای دیگری عقد كند.

س 26_ اگر شخصی زن خود را بدون اینكه او بفهمد، طلاق بدهد، ولی مخارج او را بعد از طلاق بدهد، آیا می تواند آن مخارج را از او مطالبه كند؟

ج _ چنانچه مخارج او را مانند وقتی كه زنش بوده بدهد و مثلاً بعد از یك سال بگوید: یك سال پیش تو را طلاق دادم و شرعاً نیز ثابت كند، می تواند چیزهایی را كه در آن مدّت برای زن تهیّه نموده و او مصرف نكرده است از او پس بگیرد، ولی چیزهایی را كه مصرف كرده، نمی تواند مطالبه نماید.

س 27_ آیا در « طلاق خُلع » تمام شرایط طلاق لازم می باشد؟

ج _ اگر زن شوهر خود را نخواهد و مالی به مرد بدهد كه طلاقش دهد، آن را « طلاق خُلع » می گویند، و در آن همۀ شرایط طلاق كه قبلاً گذشت، لازم می باشد.

س 28_ در طلاق خُلع آیا مرد می تواند مالی را برای طلاق تعیین كند؟

ج _ در طلاق خُلع پس از آنكه زن صیغۀ بخشش مال را خواند، مرد باید طلاق بدهد و اگر مرد در صیغه، مالی را تعیین كند كه زن آن را به او بدهد و زن قبول كند، صحیح است.

س 29_ چه چیزهایی مورد بخشش در طلاق خُلع قرار می گیرد؟

ج _ هر چیزی كه مالیّت دارد، می شود مورد بخشش خلع قرار گیرد،‌خواه عین باشد یا منفعت، و همچنین جایز است بخشش خُلع، تمام یا بعضی از مهر باشد و اگر بیشتر از مهر نیز بود، اشكال ندارد.

س 30_ اگر بین زن و مرد كدورتی نباشد و مرد طلاق خُلع بدهد، آیا خُلع واقع می شود؟

ج _ طلاق خُلع واقع نمی شود، ولی طلاق صحیح است، پس چنانچه مورد طلاق رجعی است، رجعی و گرنه طلاق باین واقع می شود.

س 31_ آیا زن می تواند كسی را وكیل كند كه بخشش را بدهد؟

ج _ زن می‌تواند كسی را وكیل كند كه بخشش را بدهد، چنانچه جایز است بخشش دین و بدهی باشد، مثلاً بگوید: در مقابل آنكه فلان مقدار مدیون تو باشم، مرا طلاق خُلع بده.

س 32_ طلاق مُبارات در احكام طلاق مانند چه طلاقی است؟

ج _ طلاق مُبارات در تمام احكام مانند طلاق خُلع است، مگر در چند چیز كه با هم تفاوت دارند.

س 33_ تفاوتهای طلاق مُبارات و طلاق خُلع در چیست؟

ج _ در سه چیز با هم فرق دارند:

اول: طلاق مُبارات در صورتی است كه زن و شوهر، هر یك دیگری‌را نخواهد ولی در طلاق خُلع، فقط زن از شوهر بدش می آید.

دوم: مالی كه شوهر، برای طلاق مُبارات می گیرد، باید بیشتر از مهر نباشد.

سوم: اگر شوهر طلاق را به صیغۀ « مبارات » بخواند، بنابر احتیاط مستحب بعد از آن، صیغۀ طلاق را نیز بگوید، مثلاً اگر بگوید: « بارئتُكِ ... » باید فوراً بگوید: « فانتِ طالِق ».