بسم الله الرحمن الرحيم

اسراری از نهضت امام حسين عليه السلام

هدف امام حسین علیه السلام

نهضت حضرت امام حسین علیه السلام برای چه هدفی بود؟ هدف نهضت خونین حضرت سید الشهداء «علیه الصلاة و السلام» احیای دین اسلام بود، زیرا دین اسلام با نقشه های شوم و شیطانی بنی امیه در خطر نابودی و اضمحلال قرار داشت که آن حضرت با خون مبارک خود درخت دین را آبیاری، و اهداف بنی امیه را ریشه کن فرمود.

دین یعنی چه: راه و روشی که انسان را به سعادت دنیا و آخرت سوق دهد را دین می گویند و خود مشتمل بر سه امر است:

1-      عقیده 2- قول 3- عمل.

عقیده چیست: عقیده به معنی پذیرفتن و قبول نمودن اصول دین می باشد که عبارت است از: 1- «توحید» 2- «عدل» 3- «نبوت» 4- «امامت» 5- «معاد».

مراد از قول چیست؟

اقرار و بر زبان جاری کردن شهادتین: شهادت به یگانگی خدای متعال و رسالت پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و اعتراف به امامت ائمه طاهرین علیه السلام که عبارتند از:

1-      حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام.

2-      حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام.

3-      حضرت امام حسین علیه السلام.

4-      حضرت امام زین العابدین علیه السلام.

5-      حضرت امام محمد باقر علیه السلام.

6-      حضرت امام جعفر صادق علیه السلام.

7-      حضرت امام موسی کاظم علیه السلام.

8-      حضرت امام رضا علیه السلام.

9-      حضرت امام جواد علیه السلام.

10-    حضرت امام هادی علیه السلام.

11-    حضرت امام حسن عسکری علیه السلام.

12-   حضرت امام عصر حجة بن الحسن المهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف».

و همچنین اعتراف و اقرار به مقام عصمت برای حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا «سلام الله علیها».

مراد از عمل چیست؟ مراد از عمل پای بند بودن انسان به دستورات الهی است که واجبات را به جا آورده و محرمات را ترک کند. و بهتر آن است که مستحبات را انجام داده و مکروهات را ترک نماید، و در انجام یا ترک مباحات هم مخیر می باشد.

آیا ملتزم بودن به عقیده، قول و عمل، فایده و اثری هم دارد؟ بهترین و خوشایندترین ثمره و اثر، که سعادت در دنیا و فلاح و رستگاری در آخرت است را به دنبال دارد.

آگاهی از شهادت

آیا حضرت امام حسین علیه السلام از شهادت خود در روز عاشورا آگاه بودند و با یقین به آن، قیام فرمودند؟ حضرت سید الشهداء علیه السلام علم قطعی به شهادت خود داشتند، چنانکه کرارا و از جمله هنگام خروج از مدینه و مکه و حرکت به سوی عراق و به آن اشاره نموده، و البته قیام خود را تنها برای احیاء و نجات دین مبین اسلام بیان فرمودند.

و اما پس از گذشت قرنها به وضوح می بینیم که از مهمترین علل و حفظ و صیانت دین از گزند و کید دشمنان تا به امروز، واقعه خونین کربلا و شهادت آن حضرت می باشد.

آیا امام حسین علیه السلام به هدف مقدس خود که احیای دین اسلام بود رسیدند؟ آری، قیام عاشورا هم وسایل رسوایی و نابودی و اضمحلال کامل سلسله بنی امیه و دیگر دشمنان دین را فراهم آورد و هم حقیقت و حقانیت دین را بر همه جهانیان روشن نمود.

اگر امام حسین علیه السلام به هدفشان رسیدند، پس چرا امروز بسیاری از مسلمانان جهان- با بیش از یک میلیارد و نیم جمعیت- در بدترین حالات: فقر، جهل، مرض و هرج و مرج به سر می برند؟

و چرا در اغلب کشورهای اسلامی استبداد و جنگ و خونریزی است(به طورمثال: در هند «مسجد بابری» و کشمیر، و افغانستان، و عراق، و فلسطین، و بوسنی هرزگویین و ...)، و این دشمنان اسلام هستند که بر مسلمین حکومت می کنند؟

هدف از قیام حضرت سید الشهداء علیه السلام را به طور خلاصه می توان این گونه جمع بندی نمود:

1-   رسوا نمودن و ریشه کن کردن دودمان بنی امیه: زیرا آنها با تکیه بر پول و اسلحه بر سرزمینهای اسلامی سیطره یافته، و در فکر نابودی اسلام بودند و به قدری قدرت و نفوذ داشتند که همه افراد، تفوق بر آن دودمان و شکست آنها را امری غیر ممکن می دانستند، و در حقیقت خشکانیدن این شجره خبیثه نه تنها موجب حیات دوباره اسلام و مسلمین شد، بلکه بزرگترین خدمت به جهان بشریت به حساب می آید. و با قیام آن حضرت علیه السلام، ظلم و ظالم، جور و استبداد برای همیشه رسوا گردید.

2-   تصحیح اعتقادات دینی: یکی از مفسده های بنی امیه آن بود که برای مخدوش جلوه دادن دین و اعتقادات اسلامی و دور نمودن مردم از خط واقعی اسلام که همان مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام است، و نیز برای استحکام پایه های حکومت خود، دست به جعل احادیث و نشر عقائد باطل مانند: «جبر»، «تفویض» «تجسیم» و . . . زدند، و شهادت حضرت اباعبد الله الحسین علیه السلام خط بطلانی بر همه تحریفها و انحرافات عقیدتی بنی امیه بود و سبب شد تا عقائد صحیح دینی و سیمای نورانی و زیبای مکتب اسلام و مذهب تشیع بار دیگر از پشت غبار حکومت بنی امیه نمایان شده و بدرخشد. و امروز به برکت آن قیام مقدس، اعتقادات صحیح و مبادی دین در میان صدها میلیون مسلمان شیعه منتشر و در هزارها کتاب ثبت و ضبط شده و در شرق و غرب عالم به زبانهای مختلف پخش گردیده است.

3-   تصحیح رفتار و کردار انسانها: در سایه حکومت جبار بنی امیه حرکات و رفتارهای مردم رنگ و بوی وحشیگری، تندخویی، استبداد، بی عفتی و غیر انسانی به خود گرفته بود که حضرت امام حسین علیه السلام بار دیگر مکارم اخلاق را که جد بزرگوارشان به انسانیت هدیه فرموده بودند را زنده کرده و مردم را به شاهراه انسانیت در همه مراحل زندگی هدایت نمودند. و اگر امروز شاهد گرفتاری مسلمانان و نابسامانی در کشورهای اسلامی هستیم همه ناشی از دورشدن مسلمانها از اسلام و عمل نکردن به دستورات این شریعت مقدس می باشد.

اگر حضرت امام حسین علیه السلام استبداد را ریشه کن فرمودند، چرا امروزه شاهد استیلاء حکام س: مستبدی چون صدام و امثال او، و تحت فشار و شکنجه قرار دادن امت اسلامی و به یغما بردن همه ثروتهای کشورهای اسلامی از سوی آنها هستیم؟

ج:قیام حضرت امام حسین علیه السلام نه تنها موجب سرنگونی و نابودی بنی امیه گردید، بلکه سبب همه نهضتهایی که به سرنگونی دودمان بنی العباس و بسیاری از حکام ظالم در طول تاریخ انجامید، را فراهم ساخت، و راه و رسم زندگی صحیح، و دفاع از حریم دین و احکام الهی، و نیز روش پایداری و مجاهدت با ظلم و جور و حکام مستبد را برای همیشه به مردم جهان آموخت، تا در پرتو آن زندگی شرافتمندانه ای داشته باشند، و با مراجعه به منابع تاریخی می توان بر این حقیقت واقف شد. (از جمله گاندی رهبر استقلال هند می گوید: من از حسین علیه السلام آموختم که چگونه مظلوم باشم تا پیروز شوم.)

آری! تقصیر گرفتار کنونی مسلمانان در دریایی از مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره از خود آنهاست، همانطور که کلید علاج و درمان این مریضی ها نیز در دست آنها می باشد، همان گونه که مرحوم شیخ بهائی فرموده است:

اســـلام بــه ذات خـــود نــدارد عیــــبـــی                 هـــر عیـــب که هســــت از مسلــــمانـــــــی ماست

س: مثالی برای این مطلب بیاورید؟

ج: در اینجا برای توضیح بیشتر به مثالی اشاره می کنیم: اگر یک طبیب حاذق که بیماری را به خوبی تشخیص می دهد، دستورات لازم برای بهبودی بیمار را صادر کرد، آیا تنها تشخیص مرض و تعیین نحوه معالجه بدون عمل به دستور طبیب درمان می شود؟

و در صورتی که بیمار به دستورات طبیب توجه نکرد چه کسی مقصر است طبیب یا بیمار؟

حضرت سید الشهداء علیه السلام راه علاج و درمان جامعه گرفتار و غوطه ور در مشکلات، و راه و روش نیل به سعادت در دنیا و آخرت را برای همه نسلها روشن فرمودند، و به شهادت تاریخ در زمانهای سید مرتضی «قدس سره»، شیخ مفید «قدس سره»، علامه حلی «قدس سره»، فخر المحققین «قدس سره»، محقق کرکی «قدس سره»، شیخ بهائی «قدس سره»، علامه مجلسی «قدس سره»... و دیگر علما و بزرگان شیعه چون امت اسلامی نسبتا به این دستورات حیاتبخش عمل می کرد در اوج عزت و سعادت و در کمال خیر و رفاه به سر می برد و هیچ یک از صدها و هزارها مشکلات امروزی را که امت اسلامی با آن دست به گریبان است نداشت، بلکه این دشمنان اسلام بودند که در دریایی از بدبختی و عقب افتادگی و جهل و نادانی به سر می بردند.

مشکلات جهان اسلام

س: آیا مشکلات امروزه جهان اسلام قابل علاج و درمان می باشد؟

ج: آری! دین اسلام و مکتب اهل بیت علیه السلام محدود به زمان خاص و امت و قوم خاصی نبوده و نیست، بلکه برای همه بشریت در طول قرون و اعصار می باشد، و برای تمامی مشکلات و نیازهای بشر، درمان و راه مناسب را بیان فرموده است.

س: علاج و درمانی که لازم است مسلمین به آن عمل کنند، تا مجددا عزت و آقائی از دسته رفته خود را بازیافته و از سیل مشکلات فزاینده کنونی رهایی یابند چیست؟

ج: علاج مشکلات امروزه مسلمانان در سایه عمل به این چهار امر ممکن است: 1- امت واحده 2- اخوت اسلامی 3- آزادی 4- شورا.

امت واحده

باید امت واحدی که خدای متعال در آیه شریفه به آن اشاره فرموده: «و إن هذه امتکم امة واحدة» (المؤمنون: 52)، یعنی :« این امت شما (امت اسلامی) تنها یک امت است» و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آن را پایه ریزی و تحقق بخشیدند، در جامعه اسلامی تحقق یابد. آیا امروز امت اسلامی یک امت واحد است یا آن گونه که می بینیم به دهها امت بیگانه از هم تقسیم شده است؟!

س: مقصود از «امت واحده» چیست؟

ج: امت واحده به این معنی است که باید تمام مرزهای جغرافیایی از میان کشورهای اسلامی برداشته شود و یک حکومت و دولت عظیم و گسترده اسلامی تشکیل شود.

س: آیا تشکیل چنین حکومت گسترده و بزرگی با توجه به شرایط امروز دنیا ممکن است؟

ج: بهترین شاهد بر امکان تحقق این امر دو کشور «هند» و «چین» می باشند که تا حدود نیم قرن قبل، دهها و بلکه صدها حکومت خودمختار بودند، اما با همه اختلافات در دین، عقیده، لغت، و آداب و رسوم به همت مردمشان مرزها و حدودهای بی مفهوم ودروغ را از میان برداشتند، به طوری که امروز به صورت دو حکومت بسیار وسیع و پر جمعیت در آمده اند، که بر اساس آخرین آمارهای منتشره کشور هند یک دولت یا جمعیت حدود هزار میلیون، و کشور چین یک دولت با جمعیت حدود هزار و سیصد میلیونی می باشد، و اکنون نیز زمزمه های لزوم اتحاد اروپا و برچیدن مرزهای جغرافیای از میان همه کشورهای اروپایی و حرکت به سوی اروپای متحد، شنیده می شود.

چگونه دیگران با همه اختلافات موجود فیمابین خود در دین و مبادی و عقایدو آداب و رسوم و قبائل متحد شدند، و یا اروپائیان به این نتیجه رسیدند که مرزها و تشتت ها و قوانین ساختگی که به پاره پاره شدن ملتها انجامیده نه تنها بی ثمر بوده، بلکه مانع بسیاری از تقدم ها و پیشرفتها است، اما امتی که دین و آیین و کتاب و پیامبرش یکی است و قرنها یک امت بوده نمی تواند متحد و یکپارچه باشد؟!

و حال آن که خداوند متعال وعده فرموده است: «إن تنصروا الله ینصرکم و یثبت أقدامکم» (سوره ی محمد، آیه 7) اگر خدا را یاری کنید خداوند شما را یاری کرده و گامهایتان را استوار می سازد».

و همچنین پروردگار متعال فرموده است: « إن ینصرکم الله فلا غالب لکم» (آل عمران: 160) یعنی: «اگر خداوند شما را یاری کند کسی بر شما پیروز نخواهد شد». و البته و عده خدای متعال حق و صدق است، چنان که فرموده: «و من أصدق من الله قیلا» (النساء: 122) یعنی: «چه کسی از خداوند راستگوتر است»؟

و می فرماید: «و من أصدق من الله حدیثا» (النساء: 87) یعنی: «چه کسی از خداوند صادق تر است»؟!

اخوت اسلامی

دومین امری که باید مسلمانان به آن عمل کنند تا از مشکلات فعلی رهایی یافته و عزت از دست رفته خود را باز یابند، این است که برادری و اخوت اسلامی به میان مسلمانان برگردد، چنان که خداوند متعال می فرماید: «إنما المؤمنون اخوة» (الحجرات:10) یعنی:«تمام مؤمنین با هم برادر هستند».

اما متأسفانه الآن مسلمانان نه تنها با هم برادر نیستند بلکه همدیگر را بیگانه می خوانند.

و چنانچه اخوت اسلامی در جامعه حاکم باشد هر فرد مسلمان می تواند در هر کشور از کشورهای اسلامی از تمامی مزایا و آزادیهای فردی و اجتماعی دین مبین اسلام برخوردار باشد که از آن جمله است:

1- به تمام بلاد اسلامی سفر کند بی آنکه نیازی به گذرنامه، ویزا و مانند آنها باشد.

2- بدون در نظر گرفتن تابعیت این دولت یا آن دولت، بتواند بر طبق موازین شروع مقدس در باب نکاح، به فرد مسلمان مورد نظر دختر بدهد، و از خانواده مسلمان مورد نظر دختر بگیرد.

3- حق اقامت و سکونت در هر یک از بلاد اسلامی را که بخواهد، داشته باشد.

4- هیچ محدودیتی در تجارت و صنعت و کسب دلخواه او- جز مکاسب محرمه- در جای جای کشورهیا اسلامی نباشد.

5- بتواند در تمام بلاد اسلامی خانه و زمین و سائر املاک خریداری کند.

6- هیچگونه منعی در زراعت و ساختن عمارت در هر منطقه از مناطق اسلامی برای او نباشد.

7- در انجام هر گونه فعالیتهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و غیره در تمام بلاد اسلامی آزاد باشد اعم از تشکیل حزب، تأسیس و راه اندازی رادیو و تلویزیون، انتشار مجله و روزنامه و حتی تلاش و رقابت صحیح برای رسیدن به حکومت و...

و به طور کلی در همه شئون با سایر مسلمانها مساوی باشد، چون مسئله زبان، شکل، محل تولد، محل سکونت و امثال آن در اسلام سبب مزیت قومی بر قوم دیگر نمی شود، و همه مسلمانها در حکومت اسلام از حقوق برابر برخوردارند، چنانکه در روایات و تواریخ آمده است که به مجرد آنکه فردی به دین اسلام می گروید، در همه حقوق با رهبر حکومت اسلامی برابر بود.

آزادی

سومین امری که مسلمانان باید به آن عمل کنند تا از مشاکل فعلی رهایی یافته و به سعادت برسند این است که حریت و آزادی اسلامی به بلاد مسلمین بازگردد، چنان که خداوند متعال می فرماید: «و یضع عنهم إصرهم والأغلال التی کانت علیهم» (الأعراف: 157) یعنی: «ما پیامبر اسلام را فرستادیم تا بارهای سنگین و غل و زنجیری که بر مردم بود باز نموده و به همگان آزادی دهد».

و مراد از آزادی اسلامی این است که: هر مسلمانی در هر کشور اسلامی تمامی آزادیها را داشته باشد به طوری که بتواند غیر از محرمات که بسیار کم و محدود است، تمام کارها را به آسانی انجام دهد، بدون اینکه نیازی به اخذ مجوز یا پروانه ای باشد که ملزوم به پرداخت عوارض و مالیاتی گردد. بنابراین کلیه مردم در پرتو قوانین صحیح اسلامی از تمامی آزادی ها برخوردارند مانند:

آزادی در «تجارت و بازرگانی»، «زراعت»، «صنعت»، «سفر»، «اقامت»، «عمران و سازندگی»، «کار و اشتغال»، «حیازت مباحات»، «ساخت کارگاه و کارخانه های کوچک و بزرگ صنعتی»، «فعالیتهای فرهنگی»، «نشر کتاب و روزنامه و مجله»، «استفاده از رسانه های گروهی مانند: رادیو و تلویزیون»، «اظهار نظر و انتقادهای سازنده»، «کاندید نمودن خود در انتخابات»، «تقلید از هر مرجع تقلید جامع الشرائط» و بسیاری از آزادیهای دیگر که به مراتب از آزادیهایی که غرب ادعا می کند بیشتر است، و اگر غربیها به آزادی های اسلام عمل می کردند پیشرفت بیشتری داشتند، که ما تفصیل این مطلب را در بعضی از کتب بیان نموده ایم. (به کتاب «الصیاغة الجدیدة» از همین مؤلف محترم مراجعه شود.)

بنابراین هیچ فرد یا سازمان یا اداره ای حق جلوگیری از آزادی های مشروعه مردم را ندارد، و مشروط نمودن اعمال به اخذ مجوز، پروانه، عوارض و مانند آن صحیح نمی باشد.

و ممانعت از این آزادی ها که حق مسلم هر انسانی است از محرمات شرعیه می باشد، زیرا یکی از مهمترین و مشهورترین قوانین فقهی و اسلامی: «الناس مسلطون علی أموالهم و أنفسهم» می باشد.

یعنی: کلیه انسانها بر اموال و جنان خویش تسلط داشته و از آزادی کامل برخوردارند- مگر در محرمات-

شورا

چهارمین امری که پیاده کردن آن از برای رهایی از مشکلات و رسیدن به سعادت لازم می باشد این است که اسلوب و روش حکومت در جامعه اسلامی شورایی باشد، نه استبدادی و فردی، چنان که خداوند متعال می فرماید:

« و أمرهم شوری بینهم» (الشوری: آیه 38) یعنی : «مسلمانان در امور با هم مشورت می کنند».

بنابراین هر گونه استبداد و فردگرایی و تک حزبی و بی اعتنایی به آراء و نظرات، و تضییع حقوق دیگران غیر شرعی و حرام است، و باید کلیه گروههای اسلامی و تمامی روشنفکران آزاد و از آنها استفاده شود، و رسانه های گروهی در اختیار آنان گذاشته شود.

و از طرفی تعدد احزاب و گروهها و انجمنها و ... جهت رقابت سالم در جامعه و نفی استبداد و فرد محوری لازم می باشد، و باید شورای فقهاء در رأس حکومت اسلامی باشند، و رئیس دولت با انتخابات کاملا آزاد تعیین شود، و هر چهار سال، یا بیشتر یا کمتر حسب آن چه «شورای فقهاء» آن را تعیین می کند انتخابات تجدید شود.

اما آنچه که در بعضی از کشورهای اسلامی می بینیم که فردی بر قدرت تکیه زده و کنار نمی رود مانند کشور عراق جایز نیست.

روش تطبیق

س: راه تطبیق چهار امری که بیان شد چیست؟

ج: برای پیاده نمودن و تحقق امور یاد شده و تطبیق آن در جامعه، باید در کنار شورای مرجعیت به عنوان محور فعالیتها و خدمات دینی و اجتماعی، دیگر سازمانها و مؤسسات دینی و اسلامی، و احزاب و گروههای فعال در مسائل اجتماعی وارد عمل شده، به رعایت و انجام گرفتن امور زیر مبادرت ورزند:

1-   پیاده شدن صفات اخلاقی در جامعه، چنان که پیغمبر اسلامی صلی الله علیه و آله و سلم فرموده : « إنما بعثت لأتم مکارم الأخلاق» (مستدرک الوسائل: صفحه 187، حدیث 1) یعنی: «خداوند مرا به رسالت و پیامبری مبعوث گردانید تا اخلاق را در جامعه پیاده کنم»، و دیدیم که چگونه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام با اخلاق خوب خود مردم را هدایت نمودند.

2-   احتراز کامل از خشونت، تند خویی و سختگیری و «عنف» در همه شئون زندگی، زیرا تندی و فشار نتیجه ای جز انزجار و دور شدن مردم در پی ندارد، زیرا دین اسلام دین «سلم» و نرمی و آسانی است، نه دین خشونت و تندی، بنابراین هر گونه اعدام و دستگیری و شکنجه و مصادره اموال و تجسس بر مردم و تحت فشار قرار دادن آنها جایز نیست، مگر در موارد بسیار کمی که فقها در باب قصاص و حدود و تعزیرات استثناء فرموده اند.

3-   ارتقاء سطح فرهنگ مردم از طریق انتشار و توزیع وسائل تبلیغی مانند: کتاب، روزنامه، مجله، نوار و امثال آن، و اقل مقدار کتابی که در این زمینه لازم است یک میلیارد و ششصد میلیون کتاب به عدد جمعیت مسلمانان در سر تا سر جهان می باشد.

4-   پشت کار داشتن، به طوری که فعالیتها به طور مستمر ادامه داشته باشد، چنان که خداوند در قرآن کریم فرموده است: «الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا» (فصلت، آیه 30)، یعنی: «کسانی که به خداوند ایمان آورند و استقامت نمودند»، زیرا به تجربه ثابت شده که کارهای مقطعی و کوتاه مدت که به صورت ظاهری و سطحی صورت می گیرد دارای نتیجه مطلوب ریشه ای و اساسی نخواهد بود.

5-   جمع کلمه، به طوری که اختلافات را کنار گذاشته و از هر گونه تفرقه ای بپرهیزند، چنان که خداوند متعال در قرآن حکیم فرموده: «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» یعنی: «همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید». و بر فرد فرد ما لازم است تا در حد توان و قدرت کوشش کنیم تا رسالت حیات بخش اسلام، و هدف رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین علیهم السلام و مخصوصا حضرت امام حسین علیه السلام برای همه جهانیان روشن گردد، و مسلمانان به آن جامه عمل بپوشانند، تا از مشکلات فعلی رهایی یافته، و سعادت و عزت و سربلندی خود را بازیابند.

شعائر امام حسین علیه السلام

س: در حال حاضر وظیفه ما نسبت به امام حسین علیه السلام چیست؟

ج: بر همگی ما لازم است تا از حضرت امام حسین علیه السلام و فلسفه قیام خونین آن حضرت شناخت کامل پیدا نموده، و سعی کنیم به همه دستورات حیات بخش پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام عمل کرده، و جهانیان را با این انوار پاک آشنا سازیم، و از طرفی نسبت به تعظیم هر چه بیشتر شعائر امام حسین علیه السلام بکوشیم.

س: مقصود از شعائر امام حسین علیه السلام چیست؟

ج: همه گونه عزاداریهای مرسوم در بین شیعیان و علاقمندان به حضرت سید الشهداء علیه السلام از مصادیق شعائر حسینی بوده و مشمول این آیه شریفه می باشد: «و من یعظم شعائر الله فإنها من تقوی القلوب». (حج، آیه 32).

و در روایات وارده از ائمه طاهرین علیه السلام بر تشکیل مجالس سوگواری و عزاداری و احیاء امر و زنده نگاه داشتن یاد اهل بیت علیهم السلام و ذکر مصائب حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام تأکید بسیار شده، و برای به پا دارندگان آنها ثواب و اجر اخروی فراوانی خواهد بود.

در روایت است که امام صادق علیه السلام فرمودند: «احیوا أمرنا رحم الله من أحیا أمرنا» یعنی: «یاد ما را زنده کنید، خدای رحمت کند آن کسی را که یاد ما را زنده نگه می دارد».

و از جمله شعائر می توان به تشکیل مجالس روضه سوگواری، تأسیس هیئات و حسینیات، برپا نمودن مجالس هفتگی در مساجد و حسینیات و منازل، و انواع و اقسام عزاداری اشاره نمود.

س: شعائر امام حسین علیه السلام اعم از سینه زنی، زنجیرزنی، قمه زنی و ... چه حکمی دارد؟

ج: بنابر مشهور بین فقهاء شعائر امام حسین علیه السلام به هر نحوی که باشد جایز، بلکه مستحب می باشد، و تا کنون میلیونها نفر به برکت همین شعائر مقدسه و نمودار بودن توجه حضرت سید الشهداء به عزاداران، به اسلام و تشیع گرویده و هدایت شده اند.

س: آیا با تمسخر و استهزاء افراد نادان نسبت به شعائر حضرت امام حسین علیه السلام، حکم آن تغییر می کند؟

ج: تمسخر و استهزاء، سبب تغییر حکم نمی شود، بلکه لازم است تا افراد آگاه را نسبت به فلسفه و اهمیت عزاداری آگاه کنیم.

س: چرا دž