بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام علی محمد و آله الطاهرين

عــاشورا و قـرآن مهـجور

همچنانکه خواص اشیاء و قوانین کون و طبیعت در مختلف امور و شئون از طب و هندسه و فیزیک و شیمی و غیره دائمی است، قواعد و قوانین تشریعی فقه و اصول و قضاء نیز ثابت و همیشگی است.

از باب مثال همانطور که قاعده به دست آوردن مساحت مربع از راه ضرب یک ضلع در ضلع دیگر به دست می آید، و یا تأثیر گیاهان دارویی خدشه ناپذیر و دائمی است. احکام و قوانین خدای متعال نیز چنین است، و در این مورد علم و یا جهل مردم، پیروی یا عدم پیروی آنان، و قبول داشتن یا قبول نداشتن آنان هیچگونه تأثیری ندارد، و همواره مؤثر، اثر خود را خواهد داشت. در شئون اسلامی هم اگر انسان به دستوران خدای تعالی عمل کند به فوائد و نتائج مترتبه بر آنها می رسد و الا چنینن نخواهد بود.

تنها معجزه است که از این قوانین مستثنی است، مانند آتش در داستان حضرت ابراهیم، و دریا در داستان حضرت موسی، و زنده شدن مردگان در داستان حضرت عیسی علیه السلام و ... .

اسلام آنچنانکه در قرآن و سنت معرفی شده سبب عزت و سعادت و رفعت و رفاه مسلمین شده، و در نتیجه (الاسلام یعلو و لا یعلی علیه) و (تکونوا ملوکا فی دنیاکم) تحقق یافت.

اما از زمانی که مسلمین «اتخذوا القرآن مهجورا»(سوره فرقان، آیه 30)، احکام خدا را پشت سر گذاشتند، آن فوائد و نتائج مهم هم از میان رفت، و این فلاکت و فقر و گرفتاری و سیل مشکلات امروزه نیست امروزه نیست جز بر اثر روی گردانی مسلمانان از آیات قرآن و احکام اسلام «و ما ظلمناهم و لکن کانوا انفسهم یظلمون». (سوره بقره، آیه 57) این جزوه در بیان قسمتی از فوائد مترتبه می باشد، امید آنکه مسلمین به احکام خدا بازگردند تا باز هم به عزت و شوکت و سربلندی و سیادت از دست رفته شان نائل شوند.

در ایام محرم باید به دو موضوع اهمیت زیادی داد، و اهل منبر و مبلغین باید درباره آنها صحبت کنند، و نویسندگان نیز در مورد آنها بنویسند و در جامعه نشر دهند.

موضوع اول؛ بیان لزوم تطبیق تمام احکام و دستورات اسلام، که از راه کتاب (قرآن) و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام به اثبات رسیده است.

درباره این موضوع به چند مسئله که متأسفانه از بین رفته باید اهمیت بیشتری داده شود، از جمله سه آیه مهم از قرآن مجید که فراموش شده اند.

مسئله اول «حریت و آزادی» است. اسلام دین آزادی و آزادگی است، و مسلمانها هم در صدر اسلام از این نعمت بزرگ الهی بهره مند بودند، اما امروز قید و بندهای بسیاری برای سلب آزادی از مسلمانان ایجاد شده که باید از بین برود؛ خدای متعال در قرآن مجید می فرماید: «و یضع عنهم إصرهم والأغلال التي کانت علیهم» ، یعنی: «پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله غل و زنجیری را که توسط قوانین فاسد بر مردم بسته شده بود، باز می کند و به آنها آزادی می دهد.» (سوره اعراف، آیه 157،(قرآن بر داشتن قیود اجتماعی و قوانین دست و پاگیر، و اعطای آزادی را از مهمترین صفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می شمارد.)

البته به جز در انجام واجبات و ترک محرمات، که بسیار محدود هستند و تنها جهت حفظ ارزشهای انسانی قرار داده شده اند.

هر مسلمانی در انجام یا ترک هر کاری آزاد است، مثل: آزادی در کشاورزی، تجارت، صنعت، کسب علم و دانش، استفاده از منابع طبیعی، سفر و اقامت، بنای ساختمان، اظهار نظر در مسائل سیاسی و اجتماعی و ...، و موارد بسیار دیگر، بدون اینکه نیازی به شناسنامه یا گذرنامه، یا اجازه نامه و پروانه کسب و پروانه ساختمان و بسیاری قوانین دست و پاگیر دیگر، داشته باشد. همانطوری که افراد و احزاب و گروهها در اظهار نظر و ارائه طریق در اجتماع از آزادی کامل اسلامی برخوردار هستند. آری، اسلام تضمین کننده تمام آزادیهای مشروع برای بشر است، اعم از آزادیهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ...

مسئله دوم، آیه «اخوت» و برادری مسلمانان است که با کمال تأسف بین مسلمانان به شدت مهجور مانده است. خدای متعال می فرماید: «إنما المؤمنون إخوة» (سوره حجرات، آیه 10) یعنی تمام کسانی که به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ایمان آورده اند با هم برادرند، و هیچ مسلمانی حق ندارد برادر مسلمان خود را بیگانه و اجنبی بخواند، حتی اگر از ملیتهای دیگر باشد، بر خلاف آنچه متأسفانه امروزه در بین مسلمانان جریان دارد، که مثلا ایرانی عربها را بیگانه می داند و عرب عجم را، و ترک کرد را، و ... اجنبی می داند.

این بر خلاف صریح دستور اسلام و فرمان خداست که «إنما المؤمنون إخوة» ،(سوره حجرات، آیه 10).

مسئله سوم، آیه «امت واحده» است که بیان وحدت و یگانگی مسلمانان است.

خدای متعال می فرماید: «و إن هذه امتکم امة واحدة» (سوره مؤمنون، آیه 52) یعنی: همه پیروان این دین و آئین، یک امتند، پس باید مسلمانان از این دستور الهی تبعیت کنند و همچون گذشته امت واحده باشند.

«امت واحده» بودن یعنی مرزهای جغرافیایی بین کشورهای اسلامی و مقررات عبور و مرور بین این کشورها مثل: گذرنامه، ویزا، گمرک و ... که متأسفانه در این شصت سال اخیر توسط غربیها در کشورهای اسلامی ایجاد شده، از بین برود، زیرا در اسلام هیچگونه مرز جغرافیایی و سیاسی و ... وجود ندارد و هرگز این قوانین و مقررات رسمی و شرعی نمی باشد، زیرا بر اساس قرآن تمام مسلمانان یک امتند و هر چیزی که موجب جدایی بین مسلمانان بشود، از نظر اسلام مردود است.

بنابراین باید رفت و آمد مسلمانان بین کشورهای اسلامی با آزادی کامل و بدون هیچگونه مقررات زائدی برقرار باشد، همانطور که در زمان حاضر در برخی کشورهای اروپایی همین طور عمل می شود و مردم آن کشورها بدون هیچگونه مقررات گمرکی و روادید، در آن کشورها رفت و آمد می کنند. و در اسلام هم همین گونه بود و تمام سرزمینهای اسلامی به صورت یک کشور واحد اداره می شد. و این مرزهای جغرافیایی ارمغان و هدیه غرب و استعمال است، تا کشورهای اسلامی را از هم جدا کنند و به جان هم بیندازند و نقشه های شوم خود را پیاده کنند.

از موارد دیگری که باید به آن توجه شود، اجرای قوانین متروکه اسلام است، که پیاده نمودن آن ضامن حیات و سعادت زندگی فردی و اجتماعی بشر می باشد. قوانینی مانند:

«قانون شوری» که طبق آن برای اداره کشور اسلامی باید انتخابات آزاد بر گزار شود و مردم از بین فقها افرادی را انتخاب کنند، و شورای فقهای منتخب مردم در رأس اداره کشور قرار گیرد و در ذیل آن با وجود احزاب آزاد و انتخابات، مدیران اجرایی کشور توسط مردم انتخاب شوند و اداره امور کشور را برای مدت معینی، عهده دار شوند.

و قانون استفاده هر شخصی از منابع طبیعی و دریا و جنگل و حقوق برابر از زمین، بر اساس قانون «الأرض لله و لمن عمرها» (وسائل الشیعه: جلد 17، باب 3، صفحه 328. در اصطلاح فقهی، به آن «حیازت و مباحات» می گویند، و به معنای فراهم ساختن و به دست آوردن چیزهایی است که برای همگان حلال است، مانند استفاده از زمینهای بایر.) که طبق آن هر کس زمینی را آباد کرد (به واسطه ساختن بناء، یا ایجاد زراعت یا باغ) ملک او می شود، البته به شرط عدم تعدی به حقوق دیگران (یعنی عدم تملک بیش از اندازه، به طوری که موجب ضایع شدن حقوق دیگران بشود)، زیرا در قرآن می فرماید: «جعل لکم» یعنی «برای همه شما».

و قانون «من سبق إلی ما لم یسبق إلیه مسلم فهو أحق به» (وسائل الشیعه، جلد 17، باب 2، صفحه 328)، یعنی: کسی که پیشی بگیرد در چیزی که قبلا مسلمانی بر آن سبقت نگرفته، آن چیز از آن اوست». مثل اینکه کسی در زمین بایری چاه نفت بزند و به استخراج نفت بپردازد، یا در نمکزار، نمک استخراج کند، و همینطور در استخراج معادن، و ... مسلمانان در تمام این موارد آزادند «البته به شرط عدم تعدی به حقوق دیگران»، و هیچگونه احتیاجی به اجازه و پروانه ساخت و بهره برداری، و یا پرداخت عوارض و مالیات نیست.

این قانون ها و دیگر احکام و قوانین اسلام را هم علمای بزرگ در طول قرنها با زحمت زیاد از بین کتاب (قرآن) و سنت مطهره معصومین علیهم السلام، جمع آوری کرده و به صورت کتابهایی نظیر «جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام»، «الحدائق الناضرة»، «مستند الأحکام»، «مصباح الفقیه» و ... در اختیار ما قرار داده اند.

دومین موضوعی که در ایام محرم باید به آن توجه بیشتری نمود، هدایت غیر مسلمانان به سوی اسلام است. باید توجه داشته باشیم که اسلام فقط برای مسلمانان نیست، بلکه برای هدایت کل بشر است. در تاریخ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هم می بینیم که آن حضرت خود را منحصر به قوم و ملت خاصی نکردند، و سعی و تلاش بسیاری در هدایت همه انسانها از هر نژاد و قومی، نمودند.

برای این کار (تبلیغ اسلام در جهان و رساندن پیام سعادت بخش آن و هدایت انسانها به سوی آن)، باید از وسائل و امکانات امروز دنیا استفاده کرد. به عنوان مثال در غرب آزادیهایی وجود دارد، و می توان با استفاده از این آزادیها و امکانات، به تبلیغ اسلام در بین غیر مسلمانها پرداخت.

به عنوان نمونه در کشور آمریکا (اکنون جمعیت مسلمانان در آمریکا بالغ بر ده میلیون نفر است. مجله «العربی» شماره 470 صفحه 158، تاریخ ینایر 1998 میلادی) عده ای از مسلمانان برنامه هایی برای هدایت مردم به سوی اسلام داشتند، از جمله تبلیغ دین زندانیان، به این صورت که می رفتند در زندان و برای زندانیان راجع به اسلام و احکام حیات بخش آن صحبت می کردند. طبیعی است که چون اسلام دینی فطری است در نهاد آنان تأثیر بسیاری می کرد و عده ای از آنها مسلمان می شدند. این برنامه گسترش یافت به طوری که بعضی از رهبران کلیسا در آمریکا با این برنامه به مخالفت برخاستند، و اخیرا طی نامه ای خطاب به رئیس جمهور آمریکا؛ ضمن گوشزد نمودن خطر گسترش اسلام، خواستار جلوگیری دولت از فعالیت مسلمانان در زندانها شدند. رئیس جمهور آمریکا هیئت سه نفره ای را مأمور تحقیق پیرامون این موضوع کرد، که آیا تبلیغ مسلمانان باعث ایجاد خطری برای امنیت آمریکا می شود یا نه. این هیئت پس از اتمام تحقیقات در گزارش خود به رئیس جمهور نوشت که: تبلیغ مسلمانان در زندانها، نه تنها هیچ گونه خطری برای امنیت آمریکا ندارد، بلکه تأثیر بسیار زیادی در اصلاح زندانیان خرابکار داشته است...

رئیس جمهور هم ضمن مخالفت با درخواست کلیسا، افزود که مهم برای ما حفظ امنیت کشور است و تبلیغ اسلام در زندانها برای ما خطری ایجاد نمی کند.

و یا اخیرا در مجله ای که در لندن چاپ و منتشر می شود، می خواندم که بعضی از خانمهای یهودی در اسرائیل به اسلام می گروند و مسلمان می شوند. بعد از تحقیق که پیرامون علل گرویدن زنهای یهودی به اسلام از آنها توسط دولت اسرائیل انجام گرفت، در جواب گفتند: ما در احکام اسلام نسبت به حقوق زن تحقیق کردیم و پی بردیم که در اسلام خیلی بهتر و بیشتر به حقوق زنان احترام گذاشته می شود و زنان از حقوق بیشتری برخوردار هستند، ولی در مکاتب بشری دنیای امروز زن به صورت کالای تجاری و زینتی در آمده، و صرفا برای اطفال شهوات به آنان توجه می کنند، و همچنین زنان امنیت و آرامش جسمی و روحی ندارند، و ... ولی اسلام تمام اینها را برای زن فراهم کرده، لذا ما مسلمان شدیم.

در ادامه این مطلب در آن مجله نوشته بود که دولت اسرائیل از گسترش اسلام در اینجا به شدت نگران است.

با توجه به همین دو گزارش می بینیم که اگر اسلام واقعی را به گوش جهانیان برسانیم، چه اثر شگرفی می تواند در جان انسانها بگذارد.

بنابراین باید اهتمام بیشتری به تبلیغ اسلام در دنیای امروز داشته باشیم و مطمئن باشیم که اثر بسیار مطلوبی در جهان خواهد گذاشت. و در این راستا می توان به وسیله چاپ و نشر کتاب در سطو ح مختلف و به زبانهای گوناگون، و با تیراژ بالا، و همینطور با تشکیل سازمانی جهانی در کشور های جهان نمایندگی داشته باشد، و از طریق تشکیل کنفرانسها و جلسات بحث و مناظره و سخنرانی و با استفاده از رادیو و تلویزیون و شبکه های ماهواره ای و شبکه جهانی «اینترنت»، به تبلیغ اسلام در جهان پرداخت، و به جهانیان چهره اسلام واقعی را نشان داده و به دنیا برسانیم که روش حکومت امویین و عباسیین و عثمانیین و امثال آنان، که امروزه به نام اسلام شهرت یافته و حکومتهای حاکم بر کشورهای اسلامی که به نام اسلام جنایت می کنند، افساد می کنند و همه را به حساب دین مقدس اسلام می گذارند، همه دروغ می گویند، و اسلام واقعی جز اینها است.

با انجام این برنامه ها در سطح گسترده، و نشان دادن چهره واقعی اسلام به جهانیان، شاهد استقبال گسترده مردم دنیا از این دین مقدس و سعادت بخش، خواهیم بود.

موضوع مهم دیگری که باید به آن توجه شود، نسبت به حوزه های علمیه نجف اشرف، کربلا، قم، مشهد، اصفهان و ... است که باید به امر تبلیغ در حوزه ها اهمیت بیشتری داده شود و روحانیون برای تبلیغ اسلام به اقصی نقاط جهان سفر کنند.

«پاپ ژان پل دوم» رهبر کاتولیکهای جهان، هم اکنون تنها در قاره آفریقا یک میلیون و پانصد هزار مؤسسه دارد، که به کارهای تبلیغی و تبشیری مسیحی مشغولند، ضمن آنکه چهار میلیون و یکصد هزار مبلغ مسیحی، تحت نظر «پاپ» در دنیا عهده دار فعالیتهای تبلیغی هستند.

حال با توجه به جمعیت زیاد مبلغین آنها و فعالیتهای گسترده شان، و کمی تعداد و محدود بودن امکانات و فعالیتهای ما، باید حوزه هایمان در این جهت تقویت شده، و امر تبلیغ به عنوان یکی از کارهای رسمی و لازم حوزه، درآید.

از دیگر اموری که باید مسلمانان، بدان اهمیت دهند، رسیدگی به وضع اسفبار مسلمانان در سراسر جهان، از جهان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... است؛ که تحقق این امر نیازمند تشکیل سازمانها و احزاب و مؤسسات و جمعیتهای مختلف جهت اصلاح امور مختلف مورد نیاز جامعه اسلامی است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «ید الله مع الجماعة» (بحارالانوار، جلد 33، صفحه 374 باب 23، حدیث 604)، طبیعی است که همه مشکلات موجود در جوامع اسلامی را یک یا چند فرد و یا گروه محدود نمی توانند اصلاح کنند. بلکه باید در هر شهر و منطقه ای گروهها و هیئت های مختلفی از مسلمانان تشکیل شود و به امور مختلف از قبیل کمک به فقرا و نیازمندان، ازدواج جوانان، تأسیس کتابخانه و مؤسسات فرهنگی، آموزشی و ... رسیدگی کنند.

در مجله ای خواندم که در کشور آمریکا یک میلیون و دویست و پنجاه هزار مؤسسه با نامهای جمعیت، هیئت، سازمان، حزب و ... وجود دارد که در مختلف زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی مشغول فعالیت می باشند. این روش و امر باید در کشورهای اسلامی مورد توجه قرار گیرد که با تشکیل مؤسسات به مشکلات امت اسلامی رسیدگی شود.

موضوع آخر اینکه: نسبت به واقعه شهادت حضرت امام حسین علیه السلام، باید اهمیت بسیار زیادی داده شود. یکی کشیشهای بزرگ مسیحی گفته بود: (اگر ما [امام] حسین شیعه ها را داشتیم، تمام عالم را مسیحی می کردیم).

باید مجالس امام حسین علیه السلام با کیفیت بالا و پر محتوی روز به روز افزایش یابد. باید سخنرانان خوب دعوت شدند، تا بیان اسلام واقعی و سیره اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، آگاهی جامعه نسبت به مسائل دینی و اعتقادی، بالا برود، در نظرم هست که در کربلا، هر شب بالغ بر دویست مجلس بر قرار بود، و همان افرادی که در آن مجالس تربیت شدند، بعدها در هر جا که مقیم شدند، حسینیه و مسجد ساختند، کتابخانه تأسیس کردند، هیئتهای مذهبی تشکیل دادند و به فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی پرداختند.

باید باور کنیم که تشکیل مجالس امام حسین علیه السلام هم برای دنیای ما مفید است، هم برای آخرت ما.

خوب است در اینجا قضیه ای را که در حدود سه چهار سال قبل در همین شهر مقدس قم اتفاق افتاده، برای شما نقل کنم: یکی از علمای تهران بود که خیلی نسبت به قضایای امام حسین علیه السلام اهمیت می داد، و در برگزاری مجالس امام حسین علیه السلام و تشویق به این کار، و همینطور ساخت حسینیه و تشکیل هیئتهای حسینی و ... بسیار فعال بود، به فرزندان خود وصیت کرد که پس از فوت مرا به کربلا ببرید و در آنجا دفن کنید.

در آن زمان از طرف دولت عراق ممنوع بود که جسد میت را به کربلا ببرند. فرزندان آن عالم پس از فوت او با هم مشورت کردند حال که نمی شود جسد پدرمان را به کربلا ببریم، ایشان را در قم و یا مشهد دفن کنیم، اما شهر مشهد، اگر چه شهر امام رضا علیه السلام است و جایی که امام معصوم باشد فضل زیادی دارد، اما قم هم شهر مقدسی است  و مهم اینکه به ما نزدیکتر است و ما بیشتر می توانیم از تهران به قم برویم تا به مشهد. سرانجام به این نتیجه رسیدند که بدن پدرشان را در شهر قم دفن کنند. لذا جسد آن عالم را آوردند قم و در قبرستانی دفن کردند.

انسان که از دنیا می رود، طبق روایتی که در کتاب «لئالی الأخبار» آمده، سوم و پنجم و هفتم و چهلم و سالگرد وفاتش، روح به بدن بر می گردد، (حال برگشتن «شعاعی» و یا برگشتن حقیقی، که ظاهرا مراد برگشتن شعاعی است)، و حال بدن را می پرسد، و لهذا متعارف هم هست که اقربای میت، سوم و هفتم و چهلم و سال، (البته پنجم خیل متعارف نیست، ولی در روایات پنجم هم ذکر شده)، می آیند سر قبر میت. اولاد این عالم مرحوم هم هفته وفات پدرشان آمدند سر مزار و با تعجب دیدند عده ای غریبه دور قبر پدرشان نشسته اند و حلوا م میوه خیرات می کنند، از آنها پرسیدند شما به چه جهت سر این قبر هستید؟! آیا نسبتی یا آشنایی با صاحب این قبر دارید؟ گفتند: خیر، ما هیچ نسبتی یا آشنایی با صاحب این قبر نداریم. پرسیدند: پس چرا سر این قبر آمده اید؟ گفتند: آمدن ما به اینجا به خاطر خوابی است که ما دیده ایم. پرسیدند: چه خوابی دیده اید، که به خاطر آن به اینجا آمده اید؟! گفتند: ما پدری داشتیم که 12 سال قبل مرحوم شد، و ما او را در همین قبرستان دفن کردیم. اما پدر ما آنچنان که باید به موازین شرعی مقید نبود، لذا در طول این 12 سال هر وقت ما خواب پدرمان را می دیدیم، او را در حال عذاب و شدت و مشقت مشاهده می کردیم. تا دو شب قبل که خوابش را دیدیم، با تعجب بسیار دیدیم که پدرمان در باغی از باغهای بهشت برزخی، خوشحال و مسرور، متنعم به نعم بهشتی است! از او پرسیدیم که ما در طول این 12 سال همیشه شما را در عذاب و مشقت می دیدیم وخیلی برایتان خیران می کردیم، اما گویا خیرات ما به حال شما فایده ای نمی کرد، چون هر بار که خوابت را می دیدیم ، باز در عذاب وسختی بودید، حال چطور شده که از سختی و عذاب خبری نیست و در راحتی و سرور هستی؟!

گفت درست است که من به جهت بعضی اعمال ناشایستم در عذاب بودم، اما همین هفته یکی از بزرگان از دنیا رفت و او را در این قبر دفن کردند (و با اشاره، همین قبر را به ما نشان داد) وقتی این عالم را در اینجا دفن کردند حضرت امام حسین علیه السلام برای دیدن این عالم تشریف آوردند و از وقتی که حضرت به این قبرستان تشریف آوردند، به برکت قدوم مبارک آن حضرت، عذاب از این قبرستان برداشته شد، و ما را تا روز قیامت مهلت دادند، حالا ما آمده ایم سر این قبر، که سبب شد خدای متعال عذاب را از پدر ما بردارد.

داستانهای دیگری نیز در این زمینه نقل شده است.

به هر حال خدمت برای امام حسین علیه السلام، هم برای دنیا مفید است و هم برای آخرت ما.

لذا هر کسی که در این راه کاری از دستش بر می آید، باید به بهترین وجه انجام دهد.

واقعه عاشورا و قضیه شهادت امام حسین علیه السلام باید زنده نگه داشته شود. خیلی از حکومتهای استعماری هم که امروزه در کشورهای اسلامی حکومت می کنند با این مسئله، و بزرگداشت مراسم مربوط به امام حسین علیه السلام مخالفت می کنند.

لازم است برای توجه به اهمیت عزاداری حضرت امام حسین علیه السلام به این داستان اشاره کنم: حدود دو سال قبل عده ای از مسلمانان اهل کشور هند به دیدار ما آمدند، که سن آنها غالبا بین 35 تا 45 سال بود. از آنها پرسیدم که به چه جهتی به قم آمده اید؟ گفتند: می خواهیم برویم «کربلا».

گفتم به چه مناسبت به دیدار من آمده اید؟ گفتند: چون ما اسم شما را در هند شنیده بودیم، آمدیم از نزدیک هم شما را ببینیم. پرسیدم: شما شیعه هستید یا سنی؟ (چون متعارف است که سنی ها هم به زیارت امام حسین علیه السلام می روند، و من وقتی که در کربلا بودم، می دیدم که سنی ها هم به زیارت امام حسین علیه السلام می آمدند، چون امام حسین علیه السلام به فرموده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم «سید شباب اهل الجنة» هستند، و سنی ها هم قبول دارند). گفتند: ما شیعه هستیم. گفتم: شما خودتان شیعه شدید یا پدرانتان هم شیعه بوده اند؟ گفتند: خیر، همه ما تازه شیعه شده ایم، و پدرانمان یا (سیک) و یا (هندو) هستند.

گفتم: چطور شد که شیعه شدید؟! گفتند: ما اهل شهرهای مختلف هند هستیم، بعضی اهل بمبئی، بعضی اهل فیض آباد، بعضی اهل لکنهو و کلکته و ... اما سبب شیعه شدن همه ما «امام حسین علیه السلام» بود. گفتم: چطور؟ گفتند: دو چیز مربوط به امام حسین علیه السلام یکی قمه زنی؛ که این کار در طول تاریخ موجب شیعه شدن تعداد زیادی از غیر مسلمانها شده است. گفتم: چگونه «قمه زنی» سبب شیعه شما شده؟! گفتند: همه ما تحصیل کرده دانشگاه و مهندس، طبیب، وکیل حقوقی و استاد دانشگاه هستیم. همه ما می دانیم که اگر انگشت یکی از ما بریده شود و خون ریزی مختصری پیدا کند، گاهی تا یک هفته باید مواظبت کنیم تا زخم آن خوب شود. اما ما با چشمان خودمان می بینیم که صدها نفر از عزاداران امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، قمه می زنند و غرق در خون می شوند و زخمهای زیاد و عمیقی به سرشان وارد می شود، اما با این حال، یک ساعت بعد، می روند حمام و سرشان را که زخمهای بسیاری دارد، با آب می شویند و می آیند نماز ظهر و عصر را به جماعت می خوانند و عصر همان روز مشغول سینه زنی و زنجیر زنی می شوند و در مجالس حاضر می شوند، و هیچ مشکلی برایشان ایجاد نمی شود، و این با هیچ کدام از اصول مسلم و غیر قابل انکار علم پزشکی مطابقت ندارد، و این نیست جز معجزه امام حسین علیه السلام.

(به قوم مرحوم کاشف الغطاء: 60 سال است که من قمه زنی را در نجف دیدم، حتی یک نفر را هم ندیدم  که ضرری به او رسیده باشد. این فرمایش مرحوم کاشف الغطاء است، عرض بنده هم این است که: من 60 سال قمه زنی را در نجف و کربلا دیدم و تنها حتی یک نفر را ندیدم که ضرری ببیند، بلکه خیلی از کسانی که قمه می زدند را دیده ام که بیماریهای مختلفی داشتند که به واسطه قمه زدن، خوب شده اند، چون بسیاری از بیماریها از ناحیه خون است (به علت زیادی یا کثیفی و یا غلظت و ...) که با قمه زدن رفع می شود، لذا چند روایت در مورد حجامع سر، از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم داریم، که قمه زدن خود نوعی حجامت سر است).

گفتند: دوم عاملی که سبب هدایت ما شد؛ در آتش رفتن شیعه ها بود، که در شهرهای مختلف هند و پاکستان و بعضی شهرهای آفریقا مرسوم است، ما به چشم خود دیدیم که بچه و بزرگ، زن و مرد، چگونه از آتشی که ما از دور حرارت زیاد آن را حس می کردیم، با پای برهنه و با ندای «حسین، حسین» می گذشتند و هیچ آسیبی هم به آنها نمی رسید.

و این مراسم مربوط به امام حسین علیه السلام بود که سبب شد ما مسلمان و شیعه بشویم، و حالا به قصد زیارت حرم مطهر امام حسین علیه السلام به «کربلا» می رویم.

تمام مردم، کوچک و بزرگ، پیر و جوان، زن و مرد، باید در دستگاه عزاداری حضرت امام حسین علیه السلام به هر صورتی که می توانند شرکت کنند، چون در واقعه عاشورا، زن و مرد از طفل شیر خوار، کودک و نوجوان و جوان گرفته تا بزرگسال و حتی پیرمرد 90 ساله مانند حبیب بن مظاهر، شرکت داشتند. روایت دارد، حضرت فرمودند: مردها برای مردها گریه کنند و زنها برای زنها. و این جهتش این است که زنها بیشتر و بهتر مشکلات و مصائب زنها را درک می کنند، و مردها هم مشکلات و دردهای مردها را. البته اگر همه، اعم از زن و مرد، برای مصائب زن و مرد واقعه عاشورا بگریند، قطعا اولی است، همچنانکه سیره ائمه طاهرین علیهم السلام هم همین بوده و اجر و ثواب زیاد دارد، و روایت هم داریم: «من بکی أو أبکی أو تباکی وجبت له الجنة» (هر کس در مصائب امام حسین علیه السلام گریه کند، یا بگریاند، و یا تباکی کند، بهشت بر او واجب می شود) و البته معنایش این نیست که هر کسی گریه کند، حتما بهشت می رود، اگر چه شرابخوار و قمار باز و ظالم و قاتل هم باشد.

مثل اینکه می گوییم طبیعت آب مطهر است، ولی اگر آب آلوده شد، مطهریتش ضعیف می شود.

Æ