|
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام علی محمد و آله الطاهرين نجات مسلمين مسئله بسیار مهم راه نجات و رهائی مسلمانان، باید از سه بعد مورد بررسی قرار گیرد: اول: چگونه ممکن است مسلمانان رهایی یابند؟ دوم: در جهت نیل به این هدف در داخل کشورهای اسلامی چه باید کرد؟ سوم: آیا در خارج از کشورهای اسلامی هم انجام کار ضروری است؟ اما بعد اول: نجات مسلمانان از مشکلات و گرفتاریها ممکن نیست مگر به تحقق یافتن چهار چیز: امت واحده اول: وحدت و یگانگی مسلمانان، چنانکه خداوند متعال می فرماید: «و إن هذه امتکم واحدة» (سوره مبارکه مؤمنون، آیه 52). یعنی: امت شما مسلمانان تنها یک امت است. و این امت واحده هنگامی عملی می شود که مرزهای جغرافیایی بین کشورهای اسلامی از بین برود و به صورت یک کشور در آید؛ گر چه حکمرانان مختلفی داشته باشد. و این مانند کشور واحدی است که علیرغم داشتن استانداران متعدد میان آنها هیچگونه مرز جغرافیایی وجود ندارد (به عنوان مثال اگر شخصی بخواهد از قم به مشهد برود هیچگونه مانعی در بین نیست، و حال آنکه میان استان تهران و خراسان استانهای سمنان و مازندران وجود دارد، در گذشته نیز کشورهای اسلامی به همین صورت بوده است، یعنی اگر شخصی می خواست از بمبئی هندوستان جهت انجام مراسم حج به حجاز برود کشورهای افغانستان و ایران و عراق را بدون هیچ مانعی پشت سر می گذاشت.) و این مسأله بارها در تاریخ تحقق پیدا کرده است، همانطور که این مطلب را کنفرانس هند قبل از نیم قرن انجام داد، زمانی که با وجود اختلاف ادیان و مذاهب و وجود ملیتها و زبانهای متفاوت و با وجود عدم هماهنگی در امکانات و شیوه های زندگی، تمامی مرزهای جغرافیایی را ساقط کردند به نحوی که هم اکنون کشور هند با تمامی این اختلافات یک کشور می باشد. . . در زمان حاضر نیز برخی از کشورهای غربی همین کار را انجام داده اند و اروپائی متحد تشکیل گردیده است و تا چندی سال دیگر در تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و . . . به صورت یک کشور مشترک خواهند شد و یا مثالهای دیگر. . . و اسلام نیز این گونه آغاز کرد، زمانی که همه کشورهای تحت سیطره خود را به صورت کشور واحدی مطرح نمود. (پیامبر گرامی اسلام بر هشت کشور از کشورهای امروز جهان حکومت کردند، که عبارت بود از: حجاز و عمان و بحرین و کویت و امارات و قطر و اردن و یمن، و همچنین امیر المؤمنین بر حدود داغستان تا حدود لیبی ادامه داشت، و همه آنها در حکم یک کشور با استانهای مختلف بود.) و این مرزهای جغرافیایی ارمغان غرب است برای کشورهای اسلامی تا آنها را از هم جدا کند، و به جان یکدیگر بیندازد و نفشه های شوم خود را پیاده کند. اخوت اسلامی دوم: بازگشت برادری و اخوت اسلامی همانطور که حضرت سبحان جل و علا می فرماید: «انما المؤمنون إخوة» (سوره مبارکه حجرات، آیه 10) یعنی: تمام کسانی که به خدا و پیامبر ایمان آورده اند با هم برادر هستند. و هیچ مسلمانی حق ندارد برادر مسلمان خود را بیگانه و اجنبی بخواند حتی اگر از کشورهای دیگر و از ملیتهای دیگری باشد. بنابر این تمام مسلمانان در نظر قانون اسلام یکسان هستند (پس هر مسلمانی در هر کشوری از کشورهای اسلامی که باشد همانند مردم آن کشور است) و از حقوق برابر در تمامی زمینه ها از جمله: تجارت، صنعت، استفاده از منابع طبیعی(در اصطلاح فقهی به آن حیازت مباحات گویند، و به معنی فراهم ساختن و به دست آوردن چیزهایی است که برای همگان حلال می باشد، مانند استفاده از زمینهای بایر، دریاها، آبها و ... و همچنین حق اولویت، به عنوان مثال: اگر کسی در زمینی بایر و موات مقدمات ساختن خانه همچون تیر آهن و آجر و . . . را فراهم ساخت یا دامی جهت شکار حیوانات گسترد و حیوانی در دام افتاد، مالک آن خواهد بود.)، سفر، اقامت، بناء، خرید و فروش، ازدواج و غیر آن برخوردار می باشد (مثلا اگر یک نفر پاکستانی وارد عراق شود مانند خود عراقیا از حلوق برابر برخوردار است، و هیچگاه یک مسلمان را بیگانه و اجنبی یا خارجی نمی نامند.) چنانکه از آغاز اسلام تا حدود نیم قرن گذشته کشورهای اسلامی به همین صورت بوده است. آزادی سوم: دادن آزادیهای اسلامی به همگان، زیرا اسلام بیشترین و بالاترین آزادیها را در بر دارد، و آزادیهای اسلام به مراتب از آزادیهایی که غرب ادعا می کند بیشتر است، و تفصیل این مطلب را در بعضی از کتب خود نوشته ایم. (جهت توضیحات بیشتر در این مورد به کتاب «الصیاغة الجدیدة لعالم الایمان و الحریة والرفاه والسلام» تألیف حضرت آیت الله العظمی شیرازی مراجعه شود این کتاب که بیش از 730 صفحه می باشد مکررا در ایران و لبنان چاپ شده است.) همان گونه که ایزد منان در این رابطه می فرماید: «و یضع عنهم إصرهم والأغلال التي کانت علیهم» (سوره مبارکه اعراف، آیه 157، قران شریف برداشتن قیود اجتماعی و قوانین دست و پاگیر و اعطاء آزادی را از مهمترین صفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می شمارد.) یعنی: پیامبر اسلام غل و زنجیری را که توسط قوانین غیر صحیح بر مردم بسته شده است، باز می کند و به آنها آزادی می دهد، البته جز در واجبات و محرمات که بسیار محدود هستند، و تنها جهت حفظ ارزشهای انسانی قرار داده شده، هر مسلمانی در انجام و یا ترک هر کاری آزاد است همانند: آزادی در زراعت و تجارت و صنعت و فرهنگ و استفاد، از منابع طبیعی و سفر و اقامت و بناء ساختمان و اظهار نظر (و غیر آن که موارد آن بسیار است) بدون اینکه نیازی به شناسنامه یا گذرنامه یا کارت شناسائی یا قوانین دست و پاگیر ( در اصطلاح عرفی کاغذ بازی) یا اجازه نامه یا پروانه ساختمان و پروانه کسب و غیره داشته باشد همانطوری که احزاب و گروهها از آزادی کامل اسلامی برخوردار هستند. آری اسلام تضمین کننده تمام آزادیها است اعم از آزادی سیاسی، آزادی اقتصادی، آزادی مذهبی، آزادی اعتقادی، آزادی اجتماعی، فرهنگی و . . . احکام اسلام چهارم: پیاده نمودن مقررات اسلامی که ضامن حیات و زندگی فردی و اجتماعی می باشد و خداوند متعال می فرماید: «إذا دعاکم لما یحییکم» (سوره مبارکه انفال، آیه 24) یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می خواند که مایه حیاتتان است، مانند حق هر شخص در استفاده از منابع طبیعی و حقوق برابر از زمین و غیر آن به خاطر قانون: «الأرض لله و لمن عمرها» (وسائل الشیعة، جلد 17، باب 3، صفحه 328) یعنی: زمین از آن خدا است و مال کسی است که آن را آباد کند، و همچنین قانون: «من سبق إلی ما لم یسبق إلیه مسلم فهو له» (وسائل الشیعة، جلد 17، باب2، صفحه 328 با کمی اختلاف) یعنی: کسی که پیشی بگیرد بر چیزی که قبلا مسلمانی بر آن پیشی نگرفته است پس آن چیز از آن اوست (مثلا اگر کسی در دریا تور ماهیگیری بگستراند آنچه در آن قرار گیرد از آن اوست و کسی نمی تواند متعرض او شود.) و مانند: ازدواج به موقع جوانان پسر و دختر با مهر کم که خداوند سبحان می فرماید: «و أنکحوا الأیامی منکم والصالحین من عبادکم و إمائکم» (سوره مبارکه نور، آیه 32) یعنی: مردان و زنان بی همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، و نیز پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «خیر نساء امتي . . . أقلهن مهرا» (مستدرک الوسائل، جلد 14، باب 5، صفحه 160، حدیث 16375) یعنی: بهترین زنان امت من کم مهر ترین آنها هستند. و همچنین آزادی کار و به دست آوردن قوت و مبادرت به هر نوع کسب همانند صنعت و تجارت و . . . و مانند: نبود مالیات مگر آن چهار موردی که در اسلام مقرر است که عبارتند از: خمس و زکاة و جزیه و خراج. (خمس عبارت است از پرداخت یک پنجم در آمد، اگر از مخارج یک سال انسان و افراد تحت تکفل او زیاد بیاید و زکاة مقدار معین و بسیار کمی است که باید به فقرا داده شود و موارد آن تنها عبارتن است از گندم، جو، خرما، کشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند و جزیه عبارت از مبلغ ناچیزی است که مسلمین از کفار و اهل ذمه می گیرند در مقابل اینکه از جان و مال و ناموس آنها محافظت کنند، و وخراج مبلغی است که تنها از بعضی از زمینهایی که در اختیار کفار قرار داده می شود با شرایط خاص خود گرفته شود، برای تفصیل بیشتر به رساله توضیح المسائل مراجعه شود.) و مانند: قانون بیت المال که حاجت هر نیازمندی را بر آورده نموده و در جهت پیشبرد اسلام و مسلمانان و حل مشکلات آنان به کار می رود. و مانند: قانون قضاوت که به سادگی و به دور از هر گونه تشریفات دست و پاگیر به قضایا و اختلافات رسیدگی می کند و حق را به حق دار می رساند. و مانند: مشورت در امور حکومت و غیر آن، همانطوری که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و امیر المؤمنین علیه السلام با اصحاب خود مشورت می کردند، خداوند متعال می فرماید: «و شاورهم في الأمر» (سوره مبارکه آل عمران، آیه 159) یعنی: ای پیامبر با آنها در امور مشورت کن. و دیگر قوانین که در فقه اسلام ذکر شده است. و این جانب شخصا قبل از جنگ جهانی دوم شاهد پیاده شدن تمامی این امور چهارگانه در عراق بودم (اگر چه به صورت ناقص) کاملا به یاد می آورم که در آن زمان امت اسلامی یکی بود، برادری اسلامی برقرار بود، مرزهای جغرافیایی حاکم نبود، آزادیها فراوان بود، و کم و بیش قوانین اسلام پیاده می شد، و اگر بخواهم مشاهداتم را به صورت مفصل بیان کنم و جزئیات و مصادیق آنچه را دیده ام ذکر نمایم خود کتابی قطور می شود. البته در سایر کشورهای اسلامی هم، هر کس قبل از جنگ جهانی دوم بوده است آنچه را که ذکر کردم به طور عینی (البته به صورت ناقص) مشاهده کرده است. اما متأسفانه امروز آن شوکت و عظمت اسلامی که در سایه عمل به دستورات دین مبین اسلام برقرار بود در بسیاری از کشورهای اسلامی دیده نمی شود. و اما بعد دوم: طریقه رسیدن به این هدف «نجات مسلمین» و پیاده کردن چهاربندی که ذکر شد (امت واحده، برادری اسلامی، آزادی و قوانین اسلام) در داخل کشورهای اسلامی به سه چیز است: نظم اول: نظم و انسجام در همه امور و همفکری کامل همانطور که در قرآن حکیم آمده است: «من کل شيء موزون» یعنی: از هر چیزی «گیاه» موزون و منظم در زمین رویاندیم. (سوره مبارکه حجر، آیه 19). و امیر المؤمنین علیه السلام نیز فرمودند: «نظم أمرکم» (بحارالانوار، جلد 42، صفحه 256، حدیث 78 باب 127 و جلد 72 صفحه 24 حدیث 3، باب 34). یعنی: شما را وصیت می کنم به اینکه در تمامی برنامه هایتان نظم داشته باشید. فرهنگ دوم: ارتقاء سطح آگاهیها و فرهنگ مردم، در قرآن مجید آمده است: «لیتفقهوا في الدین» (سوره مبارکه توبه، آیه 122) یعنی: «چرا از هر گروهی، طایفه ای از آنان کوچ نمی کند» تا در دین و معارف و احکام اسلام آگاهی پیدا کنند. در دین و معارف و احکام اسلام آگاهی پیدا کنند. و تفقه در لغت به معنای فهم و درک می باشد، و مسلمانان اولیه معنی حقیقی زندگانی و سعادت را درک نمودند همان گونه که خداوند سبحان آن را اراده فرموده بود، و از این جهت به آن پیشرفت چشمگیر دست یافتند. امام صادق علیه السلام فرمودند: «لیت السیاط علی رؤوس أصحابي حتی یتفقهوا» (بحارالانوار، جلد1، صفحه 213، حدیث 12، باب 6) یعنی: ای کاش تازیانه بر سر یاران من می بود تا تفقه می کردند و علم فرا می گرفتند. البته مسلم است که مراد حضرت بیان اهمیت علم است نه اینکه با زور کاری انجام شود، زیرا در اسلام همه چیز آزاد است و هیچ کس حق ندارد کسی را در کاری مجبور کند همانطوری که سابقا به این مطلب اشاره شد، و آگاهی دادن به جامعه و بالابردن سطح فرهنگی ممکن نیست مگر با ازدیاد وسایل ارتباط جمعی اعم از رادیو و تلویزیون و همچنین از طریق نوارهای کاست و ویدئو و کتابها و روزنامه ها و مجلات و غیره که در تمامی آنها فرهنگ صحیح بیان شود، و زندگانی با سعادت روشن گردد. و مخفی نماند که مراد از فهم زندگانی این است که مسلمانان بدانند مشکل کجاست؟ و راه حل چیست؟ و بعد از آن در جهت حل مشکلات فعالیت نمایند. اخلاق نمونه سوم: افرادی که برای بیداری و نجات مسلمانان کوشش می کنند باید متخلق به اخلاق نیکو و عالی شوند، از تواضع و فروتنی و سادگی و استقامت و پایداری و اتحاد و برابری در ظاهر و باطن و راستی و امانت گرفته تا عدم غرور و عدم خشونت و اصلاح میان افراد و حسن معاشرت و همکاری و همفکری و مشورت و پاکی و مانند آن، اگر چه اهمیت دادن به اخلاق نیکو در همه موارد و برای همه افراد- به صورت عام و فراگیر- لازم است. اما در مورد افرادی که در جهت اصلاح جامعه قدم بر می دارند اهمیت بیشتری دارد چرا که مردم گرد انسان خوش اخلاق جمع می شوند و خوبی اخلاق از مهمترین عوامل پیشرفت و جذب مردم می باشد. خداوند سبحان در مقام تعریف از بزرگ پیامبر خود حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «و إنک لعلی خلق عظیم» (سوره مبارکه قلم، آیه 4) یعنی: ای پیامبر تو بالاترین اخلاق را دارا هستی. لذا می بینیم پیامبر اسلام با اخلاق و منطق، اسلام را پیش بردند نه با زور و شمشیر (چنانچه تمام جنگهای پیامبر دفاعی بود). کشورهای غربی و اما بعد سوم: جهان غرب از زمان جنگهای صلیبی دشمنی شدیدی با مسلمانان دارد، و تردیدی نیست که این دشمنی موجب می شود که غربیها همواره علیه مسلمانان نقشه بکشند، و نسبت به بیداری و پیشرفت مسلمانان حائل شوند (حتی اگر فرض شود که عده ای از آنها عملا در جهت نابودی مسلمانان کوشش نمی کنند) البته دشمنی های غرب نوعا ناشی از جهل می باشد، زیرا معاند و لجوج همیشه کم است، و اکثر مردم از حقایق دور هستند، اگر اسلام به صورت صحیح برای مردم غرب عرضه شود بی شک بسیاری از آنها متدین به دین اسلام می شوند. بنابر این برای نجات مسلمانان لازم است که در کشورهای غیر اسلامی سه کار انجام شود: اول: تشکیلات اسلامی جهانی در کشورهای غرب به وجود آید یا در کشورهایی که تمایل به غرب دارند، چه کشورهای اروپائی و چه کشورهای دیگر نقاط جهان، و وظیفه این تشکیلات ایستادن در برابر دشمنی هائی است که به تحریک تشکیلات صهیونیستی و مافیائی و فراماسونی انجام می گیرد، همچنین تشکیلات کوچکی که بر علیه مسلمانان نقشه می کشند همچون قادیانیها و بهائیها و بعضی از مسیحیان متعصب. بنابر این بر مسلمانها لازم است که: از آزادیهای موجود در کشورهای خارجی استفاده کرده و مراکز مختلفی در سراسر جهان ایجاد کنند همانطوری که غربیها در قرون وسطی از آزادیهای کشورهای اسلامی استفاده کرده و به پیشرفتهای فوق العاده ای دست یافتند. دوم: گسترش فرهنگ سعادت بخش اسلامی به صورت وسیع در آن کشورها تا اینکه افراد منصف متوجه شوند اسلام آن گونه ای نیست که آنها پنداشته اند، بلکه بسیار زیبا و منطقی است، و این مسأله نیاز به هزاران کتاب و نشریه و مجله و روزنامه و رادیو و تلویزیون و . . . دارد. پس حالا که در آن سوی جهان سیل فرهنگی علیه اسلام به راه انداخته اند در مقابل آن، چیزی جز سیل فرهنگی در دفاع از اسلام و جواب منطقی بر تهمتها و گفته های بی اساس آنان نمی تواند بایستد، که البته این عمل باید به مقدار لازم و با زبانهای مختلف انجام گیرد. و این نه تنها موجب رفع دشمنی و ایجاد حمایت برای مسلمانان می شود، بلکه باعث نزدیکی غربیها به اسلام نیز می گردد، همانطوری که طبیعت و سرشت شخص غیر معاند و غیر لجوج آن است که هنگامی که حق را دید آن را می پذیرد و از آن تبعیت می کند. سوم: تشکیل کنفرانسهای کوچک منطقه ای و کنفرانسهای بزرگ جهانی برای تقسیم مسئولیتها و کارها و نزدیک نمودن نقطه نظرها و پیشرفت لازم جهت استفاده هر چه بیشتر از جنبشها و تشکیلات و فعالیتهای اسلامی و بهره وری هر چه بیشتر از توانهای نهفته در میان مسلمانان. تصور نشود که این امور سه گانه چیزی مشکل و غیر ممکن است چرا که یاری پروردگار جهان و فراوانی افراد مخلص در مسلمانان و طبیعت تصاعدی و شتابان حرکت بر حسب آنچه خداوند در جهان مقرر فرموده «سنت الهی» و فطری و منطقی بودن کلیه دستورات اسلام، متکفل است که به اراده حضرت حق این امور تحقق یابد همانطوری که بارها تغییر امت ها را در جهان دیده ایم. |