|
نگرشی کوتاه به زندگی حضرت آیت الله العظمی حاج سیدمحمدحسینی شیرازی قدس سره ــ ــ ــ ــ ـ ــ ـ ــ ــ ــ ــ ـــ ـــ ــ ـــ ــ ــ ـــ ــ حضرت آیت الله العظمی حاج سيد محمد حسينی شیرازی به سال 1347 هجری، در نجف اشرف تولّد یافت. پدر بزرگوارشان آیت الله العظمی مرحوم سید مهدی شیرازی فرزند میرزا حبیب شیرازی است که او فرزند آغا بزرگ شیرازی برادر مجدّد شیرازی رحمة الله علیه می باشد. مادرشان علويه فاضله دختر میرزا مهدی شیرازی از نجف اشرف به کربلای معلی مهاجرت نمودند، در 44 سالگی بر اثر فشارهای حکومت جائر بعث عراق به کويت رفته و سپس در 52 سالگی به سال 1399 هجری به قم مهاجرت نمودند. اساتيد ایشان عبارتند از: 1_ پدر بزرگوارشان مرحوم آیة الله ميرزا مهدی شيرازی قدس سره. 2_ مرحوم آیة الله العظمی سيّد هادی میلانی که از مراجع تقليد و از شاگردان ميرزای نايينی و کمپانی و آقا ضياء عراقی قدس سره بوده است. 3_ آية الله العظمی شيخ محمد رضا اصفهانی. 4_ آية الله سيّد زين العابدين. 5_ در ادبيات: استاد معروف در نحو و ادبيات، مرحوم شيخ رشتی قدس سره، و اساتيد ديگری که وی از محضر آنها استفاده های شايانی نمودند. در رابطه با موقعيّت علمی و فقاهتی ايشان می توان گفت: « موسوعة الفقه» که خود دائرة المعارف کامل فقه می باشد در 125 جلد و در بيش از 60 هزار صفحه توسط ايشان تأليف گرديده که در حال حاضر 115 جلد آن به چاپ و منتشر شده و در محافل علمی و فقهی مورد استفاده قرار گرفته است. يکی از امتيازات اين مجموعه ودائرة المعارف بزرگ کثرت فروع و مسائل مستحدّثه همراه با بينش دقيق در مسائل فقهی و ذکر نظائر و اشباه در هر مورد و استنباطات و ابتکارات جدید در بعضی فروع است، چنانکه دو کتاب « اصول» و « البيع» که به گونه ای عمیق نگاشته شده از کمال علمی مولّف عالیقدر آن حکايت می کند. به دليل همين امتيازات علمی و فقاهتی و مديريت ايشان بود که مراجع تقليدی همچون آیة الله العظمی سید محسن حکيم، آیة الله العظمی سیدعبدالهادی شيرازی و آیة الله العظمی سید احمد خوانساری قدس سرهم، ايشان را پس از وفات پدر بزرگوارشان در سال 1380 هجری قمری، بعنوان نماينده خود در اداره حوزه علميه کربلا، تعيين نمودند با آنکه ايشان در آن هنگام تنها 33 سال از عمرشان گذشته بود. بر همين اساس مرحوم آیة الله العظمی سید هادی ميلانی قدس سره نزد عدّه ای از فضلاء نسبت به اجتهاد و مقام علمی ايشان تصريح نموده بودند. چنانکه ايشان از پدرشان مرحوم آية الله العظمی سید مهدی شيرازی و مرحوم آیة الله العظمی سيد علی بهبهانی رامهرمزی که از علماء برجسته اسلام بودند به ترتيب در سالهای 1379 شمسی و 1392 قمری اجازه اجتهاد دریافت نمودند. مقام علمی و شخصيت فقهی ايشان از طرف بزرگانی ديگر همانند علامه امينی و علامه شيخ آغا بزرگ تهرانی قدس سرهم نیز تأييد شده است. آمار تأليفات و کتابهای آیة الله العظمی شيرازی (اعم از کتاب و جزوه) بیش از 1000 جلد است که در موضوعات مختلف فکری، ارشادی، فقهی و اصولی می باشد. آخرين روزها و واپسين لحظه ها او خستگی ناپذير بود؛ هرگز مأيوس نمی شد و هر روز خود را با آرزوی فرج به آخر می رساند. اما در ماههای آخر عمرش به بعضی از نزديکانش حرف هايی درباره نزديک شدن وقت وفاتش زده بود. او خود را برای سفری بی انتها مهيا می کرد و آماده مرگ می شد، اهداف عالی و آرزوهای بزرگش را به دوستانش می گفت: آرزو داشت که همه مسيحيان مسلمان شوند و تمام اهل سنت به تشيع روی آورند و اتحادی بین شيعيان ايجاد شود. هميشه می گفت اگر من به آرزوهایم نرسيدم، شما این راه را ادامه دهید تا این اهداف والا و مقدس محقق گردد. در ماههای آخر حیاتش، اطرافیان وی خواب هايی درباره او می دیدند که از نزدیک شدن رحلتش خبر می داد و او درمی یافت که وقت سفر به سوی جهان بی انتهای آخرت نزدیک است. یک ماه پیش از رحلتش، یکی از علمای بحرين به دیدنش آمد و گفت: برخی از غافلان، هنوز شما را نمی شناسند. ایشان سر را به زير افکند و ساکت ماند و بعد از چند لحظه سکوت فرمود: «روز و شب زيادی نخواهد گذشت که به حقيقت خواهند سید». ده روز قبل از وفاتش، یکی از فرزندانش که عازم کويت بود، برای خداحافظی نزد او آمد. اتفاقاً سرفه شدیدی عارض بر ایشان شده بود فرزندش گفت: خير است انشاء الله. ایشان پاسخ داد: به من ندای کوچ و سفر می دهند. فرزندش نگران شده و گفت که پس از عمری طولانی ان شاء الله و باز پاسخ شنید که در این روزها، جناب عزرائيل با من ملاقات خواهد کرد. فرزند، عمق سخن پدر را به خوبی درنیافت و جدی نگرفت تا این که در کويت خبر دردناک رحلت پدرش را شنيد. در آخرين شب حياتش که شب عيد فطر بود، برای جمعی از بانوان که از اصفهان به دیدار ایشان آمده بودند، سخنرانی کرد و آنها را به این موضوعات سفارش کرد: تقوا، یاد مرگ، صبر در سختی ها و خوش اخلاقی باهمه و در همه حال. يکی از ارادتمندانش نیز در این اواخر، از اصفهان به دیدارش آمده بود که بعدها جريان ملاقاتش را این گونه نقل می نماید: سید را تنها یافتم و پیش او نشستم . به من گفت می توانی مرثیه حضرت زهرا سلام الله علیها را بخوانی؟ گفتم در خواندن روضه مهارت زيادی ندارم، اما می توانم. فرمود بخوان. چند بيت شعر خواندم مدت طولانی گريه کرد و هم چنان که اشک از ديدگانش می ريخت گفت: هر گاه مشکل سخت و لاعلاجی پیدا کردی به حضرت صديقه کبری علیها السلام متوسل شو؛ چون خيلی زود اجابت می شود. من خودم این را بارها تجربه کردم. هنگامی که این بزرگوار فوت کرد در لباسهایش برگه ای یافتند که بر روی آن نوشته شده بود: « ان دراسة علم الفقه تحتاج الی الامرالالهی» آری او به این توفيق دست يافته بود گويی این نوشته تمام سفارش و وصيت او به فرزندان و نوادگانش و تمامی عصرها و نسل هاست که ای یاران دست از دامان فقه و فقاهت اهل بيت علیهم السلام دست برنداريد. این بزرگوار در روز جمعه پانزدهم ربيع الاول 1347 هجری قمری در شهر نجف اشرف به دنیا آمد و پس از گذشت 75 سال عمر پربرکت در شب عيد سعيد فطر سال 1422 هجری قمری درگذشت. « سلام عليه یوم ولد و یوم مات و يوم يبعث حياً » |