|
ارتکاب اعمال زشت و ناپسند و شیوع آنها در میان مردم دوران جاهلیت در عربستان به حدّی بود که حتی مراسم عبادی خود را به شکل بسیار ناپسند اجرا می کردند. با آن که می دانیم در حالت انجام اعمال مذهبی و دینی باید انسان در بهترین و پاکیزه ترین حالات و شرایط باشد، تا موجب قرب و نزدیکی او به رحمت خداوند متعال گردد، ولی مردم جاهلی عرب نه تنها مرتکب اعمال زشت می شدند بلکه آنها را زشت ندانسته و حتی زشت ترین اعمال را زیباترین و ارزنده ترین کارها می شمردند. برای نمونه به این آیه دقت کنید: « و ما کان صلاتهم عند البیت الا مکاء و تصدیة فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون» و نبود نماز و توجه ایشان به پروردگار متعال در نزد خانه خدا چیزی جز سوت کشیدن و کف زدن پس بچشید عذاب الهی را بخاطر کفرتان. عربها در دوران جاهلیت و قبل از اسلام خانه کعبه را مرکز بتهای خود قرار داده بودند و مراسم عبادی خود را اطراف آن انجام می دادند. البته باید توجه داشت که احترام گذاشتن کعبه و گفتن «تلبیه» یعنی « لبیک اللهم لبیک» که در حقیقت پاسخ مثبت به خداوند متعال است و نیز طواف در اطراف کعبه از عباداتی است که در آئین حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام بوده و در میان عرب باقی مانده، ولی ایشان همان اعمال عبادی را که نشانه اعتقاد به توحید و یکتاپرستی بود به خرافاتی آلوده کردند که دیگر آن کارها نه شعار توحید بود، بلکه نشانه شرک و اعتقاد به ربوبیت بتها گردیده بود. گذشته از کارهای زشت و ناپسندی که همراه آن انجام می دادند. ایشان هنگام شروع اعمال حج و احرام، تلبیه را این چنین می گفتند: « لبیک اللهم لبیک لا شریک لک الّا شریک هو لک تملکه و ما ملک» بارالها؛ دعوت تو را اجابت نمودم برای تو شریکی نیست جز آن شریکی که تو داری و مالک شریک خود و هر آنچه که او مالک است، می باشی. در این جمله ضمن آن که وجود شریک برای خدا نفی شده ، یک شریک اثبات گشته و آن شریکی است که خداوند متعال مالک آن شریک و همه اموال اوست و مراد ایشان همان بتهایی بود که به عنوان خدایان کوچک پرستش می کردند و هنگامی که برای طواف به سوی کعبه می آمدند از صد قدم مانده به کعبه به صورت دسته جمعی به پایکوبی و دست زدن و سوت کشیدن می پرداختند و بر طبق آنچه که نقل شده جمعی از بت پرست های هند همین اعمال را به عنوان ستایش بتها انجام می دهند. علاوه بر آن که بت پرستان قریش پس از آن که سرپرستی و زعامت کعبه و ریاست مکه را از دست قبیله خزاعه و یمنیها خارج ساختند و در اختیار گرفتند با ایجاد بدعتهای گوناگون برای خود امتیازاتی قرار دادند. از باب نمونه می گفتند ما چون از فرزندان اسماعیل و اهل حرم و نگهبانان و متولیان کعبه و ساکن مکه هستیم بر سایر قبایل عرب برتری داریم و هیچ یک از آنان دارای مقام و منزلت ما نمی باشند. پس باید اعمال و مناسک حج ما با آنها تفاوت آشکاری داشته باشد. ایشان می گفتند ما نباید از « حرم» خارج شده و در عرفات توقف کنیم و به جهت تحصیل امتیاز بیشتر غذاهای خاصی را بر خود حرام کردند و مقرر نموند که باید ایشان طواف را در لباس مخصوصی _ که به لباس «حمس» معروف شد _ انجام دهند. و اگر کسی با لباس دیگر طواف می کرد، باید بعد از طواف آن لباس را به دور می افکند، نه خود حقّ استفاده از آن لباس را داشت و نه دیگران و اگر کسی لباس «حمس» نداشت و حاضر نبود از لباس خود صرف نظر کند، باید برهنه طواف می کرد و به دنبال این دستورالعمل بیشتر مردان و زنانی که برای طواف حاضر می شدند و لباس حمس نداشته و آماده صرف نظر کردن از لباسهای خود نبودند، به خصوص هنگامی که لباسهای ایشان ارزش زیادی داشت، برهنه و عریان طواف می نمودند و گاهی گروهی از زنان همراه با هم با مقدار فاصله معین _ که می بایست فاصله بین آنها به مقدار کف دست باشد _ طواف می نمودند و در آن هنگام اشعار زشت و محرک شهوت جنسی را با یکدیگر می خواندند که نقل آنها شرم آور است. |