|
امتیاز انسان بر حیوانات آن است که به فضل الهی، روان انسان به نور عقل منور می گردد و به برکت آن می تواند خوب ها و خصلت های حیوانی را کنار بگذارد و از رذایل و پلیدیها فاصله بگیرد و فضایل اخلاقی را تحصیل نماید و در نتیجه رستگار گردد. قرآن مجید در آیات فراوانی این حقیقت را با صراحت اعلام کرده و می فرماید: « و نفس و ما سوّیها، فألهمها فجورها و تقویها، قد أفلح من زکّیها» سوگند به روان انسان و پروردگاری که آن را آفریده است، سپس زشتی ها و پاکی ها را به او الهام نموده، به تحقیق کسی که خود را از زشتی ها پیرایه کند، به رستگاری رسیده است. (سوره شمس، آیه 7_10) و بدون تردید شناخت کامل فضایل و چگونگی تحصیل آنها و نیز شناخت رذایل و نحوه اجتناب از آن ها بدون پیشوای معصوم و معلم الهی و انسان کاملی که الگوی فضیلت و کمال باشد، ممکن نخواهد بود و مردم دوران جاهلیت چه آنانی که در جزیرة العرب زندگی می کردند، و یا کسانی که در سایر نقاط، بر اثر دور افتادن از تربیت پیامبران الهی، از فضایل اخلاقی بی بهره و در نهایت آلودگی به رذایل اخلاقی و خویهای حیوانی می زیستند. اینک به نمونه هایی از روش های ناپسند ایشان به طور فشرده و خلاصه تذکر داده می شود:
با مراجعه به تاریخ به خوبی روشن می شود که یکی از گرفتاری های مردم دوران جاهلیت جنگ های طولانی و آدم کشی ها و به غارت بردن اموال یکدیگر بود، و این موضع ضایعات فراوانی به دنبال داشت. زیرا در میان هر ملتی که جنگ پیش می آید تا سالیان دراز آثار و عوارض بد ناشی از آن باقی می ماند، همانند: فحشا، فقر، ویرانی، هرج و مرج، شیوع امراض گوناگون، اختلال در اقتصاد اجتماعی و... متأسفانه قبل از اسلام اکثر ملتها و خصوصاً عرب دچار جنگ های فراوان و ممتد به بهانه های واهی و سست و کودکانه می شدند و گاهی یکی از آن جنگ ها چندین سال ادامه پیدا می کرد. طبق تحقیق گیبن Gibbon)) در فصل پنجاهم کتابش گوید: بیش از هزار و هفتصد جنگ در تاریخ عرب جاهلی ضبط شده که برخی از این جنگها به چند نسل می کشید. در عرب جاهلی بسیاری از منکرات زیان مند جرم نبود، ولی روی موارد بسیار کوچکی حساسیت نشان داده می شد. اصولاً جرائم از دیدگاه تشفی و آرامش خاطر و انتقام شخصی ملاحظه می دند نه از جهت زیانهای اجتماعی. از دیدگاه عقل و عقلاء و نیز در نظام فعلی جهان مسخره به نظر می آید که دو کشور به خاطر مسائل واهی همچون شکست در یک مسابقه اسب دوانی به مدت چهل سال با یکدیگر جنگ و خونریزی کنند. ولی در جامعه سراسر توحش عربستان ترک محاربه ننگ و حاکی از حقارت محسوب و لذا برای اثبات شخصیت و قدرت و برتری به اندک بهانه ای شمشیرها برافراشته می شد و خونهای زیادی به زمین می ریخت. |