|
به غیر آنچه گفته شد، عده ای نیز بودند که به نام «صعالیک» شهرت داشتند و کار ایشان قتل و غارت و دزدی سر راهها بود. اینها یا کسانی بودند که به علت جرایم زیادی از قبایل خود طرد شده و اصطلاحاً به آنها «خلعاء» می گفتند و یا فرزندان کنیزان سیاهی بودند که عرب از انتساب فرزندان آنها به خود ننگ داشت. و هیچ قدرتی در کار نبود تا از اعمال این دزدان جلوگیری کند. بنابراین وجود این راهزنان و حمله به کاروانها، خود یکی از علل مهم وجود جنگ و جدال در میان عرب بود. چنان که در تورات اسم عرب را مترادف اسم راهزن ذکر کرده است. این موارد همه گزارشگر زندگی پر از قتل و غارت و خشونت در میان اعراب جاهلی است. به عنوان نمونه به اشعار قطامی می توان اشاره کرد که در مذمت تمدن های شهری و توصیف غارتگری و شجاعت سروده شده: فمن تکن الحضارة أعجبته فأی رجال بادیة ترانا و من ربط الجحاش فإن فینا قناسلبا و أفراسا حسانا و کن إذا أغرن علی قبیل فأعوزهن نهب حیث کانا أغرن من الضباب علی حلال و ضبة إنه من حان حانا و أحیانا علی بکر أخینا إذا ما لم تجد إلا أخانا یعنی کسی که شهرنشینی او را شگفت آرد و خرسند کند _ ما بیابانی ها را چگونه می بیند (ما مردان قوی بیابان گردیم) هر کس خزان و شتران را بخانه ببندد و بداند که ما _دارای نیزه های غارتگری و اسب های تندرو و سواری هستیم. این اسبها و وسایل غارتگری وقتی برای غارت بر قبیله ای یورش کند _ اگر به غنیمتی نرسیدند از کار باز نمی ایستند. به همسایگان و قبایل نزدیک دیگر هجوم برد _ هر کس اجلش رسیده باشد کشته خواهد شد. گاهی نیز بر برادران خود قبلیه بکر می تازیم _ و این وقتی است که موردی برای غارت غیر برادر پیدا نکنیم. |