|
بسیار عجیب است که عرب دوران جاهلیت به جهت شدت غیرت دختران بی گناه خود را زنده بگور می کردند، ولی در زمینه ازدواج و همسرداری مراسم بسیار زشت و ناپسند و آلوده به مفاسد زیادی داشتند که به راستی انسان از نقل آنها شرم می کند و ما به طور فشرده و خلاصه به بررسی اقسام ازدواجهای رسمی آنها می پردازیم. انواع ازدواج ایشان ازدواجهای گوناگونی داشتند که بعضی از آنها از این قرار است: الف_ نکاح الاستیضاح (ازدواج به جهت باردار شدن) مردی که دوست داشت فرزندی دلاور یا سخنگو یا کاهن داشته باشد، زنش را نزد یک دلاور یا یک سخنگو و کاهن می فرستاد و تا مدتی پیش وی می بود و فرزند حاصل از پیوند آن زن و مرد متعلق به شوهر اصلی زن بود. ب_ نکاح الرهط (ازدواج دست جمعی) عده ای از مردان که باید کمتر از ده نفر باشند با زنی ازدواج می کردند و خرج او را متکفل می شدند و وقتی نوزادی به دنیا می آمد اگر پسر بود یک شب آن زن تمام شوهرانش را دعوت می کرد و فرزند را بغل می کرد و به یکی از ایشان می داد و اگر دختر بود نزد خود زن می ماند. عمرو بن عاص نیز نتیجه این ازدواج است که مادرش لیلی او را به عاص بن وائل نسبت داد، در حالی که ابوسفیان تا آخر عمر می گفت: من می دانم عمرو پسر من است. ج_ نکاح البدل هر گاه مردی از زن دیگری خوشش می آمد، به شوهر او پیشنهاد می کرد که بیا زنهای خود را تا مدت معینی با هم عوض کنیم و مدت معاوضه همانند اصل معاوضه به تمایل طرفین بستگی داشت. د_ نکاح المقت (ازدواج تحمیلی) هرگاه شخصی می مرد زنش مانند تمام ارث او به پسر بزرگ تعلق می گرفت. البته در صورتی که آن زن نامادری پسر بزرگ باشد و اگر او نمی خواست، زن را به دیگر برادران یا بیگانگان می داد و مهرش را می گرفت و اگر متوفی پسر بزرگ یا کوچکی نمی داشت، آن زن به مردان فامیل تعلق داشت. بدین ترتیب که هر یک از مردان فامیل به عنوان اظهار تمایل و تصاحب وی زودتر پارچه ای به سوی او پرت می کرد یا بر سر وی می افکند، زن مال او می شد. و _ نکاح الجمع (ازدواج همگانی) صاحبان ثروت کنیزکان زیبارو و یا زنان بی بند و بار را جمع نموده و آنها را نزد اساتید فن عشوه گری فرستاده و سپس آنها را در منازلی مسکن می دادند و سر درب آن منزل پرچمی نصب می کردند و از پول آن سهمی بر می داشتند و فرزند را به توسط قیافه شناسان به یکی از مردان شهر نسبت می دادند. علاوه بر اینها رسوم دیگری نیز داشتند که به علت اختصار از ذکر آنها خودداری می کنیم به طور مثال زیاد بن ابیه [زیاد پسر پدرش] نتیجه رسوم دیگر غیر از موارد قانونی سابق بود. در عربستان از جمله افتخاراتی که داشتند، تعدد زنها بدون هیچ گونه حد و مرزبود که گاهی مردی سیصد زن داشت. مراسم طلاق علاوه بر اینها طلاق به نحو ظالمانه ای برگزار می شد که به اختصار به چند نوع آن اشاره می کنیم: 1_ طلاق کنائی: مرد با جدا کردن خیمه اش یا قهر کردن و یا سفر نمودن، نشان می داد که زنش را طلاق داده است. 2_ طلاق با جمله«الحق بأهلک» به خویشاوندان خود بپیوند. 3_ طلاق با جمله «ظهرک کظهر امی» پشت تو چون پشت مادر من است. مراسم عده نگهداشتن زنی که شوهرش بمیرد حداقل تا یکسال و حداکثر تا آخر عمر باید به تنهایی خیمه کثیفی بر بالای سر قبر شوهرش بزند و با لباسهای مندرس و کثیف یک سال عزاداری کند و از هر گونه زیور و آرایش و حتی شستشو و تنظیف کنار باشد و بعد از یک سال برای بیرون آمدن از عده، گوسفندی را نزد خود نگهدارد و به آن آب و غذا ندهد و سپس آن گوسفند را آن قدر بزند تا بمیرد و پس از آن پشگل گوسفند را برداشته و به نقطه دوری ببرد و آنجا بیفکند. (این کار کنایه از دور انداختن زجر و مصیبت است). |