|
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها یکی از واضح ترین مسائل برای همه افراد آن است که اگر انسان به کاری عادت کرد و به آن خوی گرفت - چه زیبا یا زشت - ترک آن بسیار مشکل و کنار گذاردن آن به نظر بعید است تا آنجا که معروف است می گویند: « ترک عادت موجب مرض است». زیرا هنگامی که انسان اعتیاد به چیزی پیدا می کند، روح او ناتوان گشته و قدرت تصمیم گیری او ضعیف می گردد و چه بسا خود شخص دوست دارد که آنچه را بدان عادت کرده کنار بگذارد ولی برای او بسیار سخت است. برای وجدان این حقیقت می توانید به مساله بلای خانمانسوز اعتیاد به مواد مخدر توجه کنید. در دنیای کنونی این ماده خطرناک چقدر قربانی گرفته و چه خانواده هایی را متلاشی ساخته و چقدر از استعدادها و نیروهای جوان و فعال در هر جامعه ای از جوامع بشری را نابود ساخته و چه بسیار فرزندانی را که از عواطف پدر و مادر محروم می سازد و خلاصه مفاسد اعتیاد به این مواد برای همگان روشن و هویدا می باشد و در تمام ممالک در صدد مبارزه با آن برآمدند و هزینه های سرسام آوری را برای مبارزه با آن مصرف نموده و به تبلیغات گسترده ای برای توجیه افکار عمومی دست زده اند و بلکه نیروهای انتظامی را بکار گرفته و گاهی از زندان و شکنجه و اعدام نیز برای ریشه کن کردن این ماده و نیز اعتیاد به آن استفاده می نمایند. ولی دراین مبارزه گسترده، به طور کامل موفق نگشته و هنوز این بلای خانمان سوز قربانی می گیرد و بلکه روز به روز خطرناک تر می شود. و در این نبرد عادت در پول و اسلحه و تبلیغات و ... پیروز می گردد با آن که بدون تردید بسیاری از افراد معتاد به مواد مخدر خود از عمل خویشتن رنج می برند و ترک آن را طالب می باشند. آری اعتیاد انسان و روان او به خویها و خصلت های زشت و ناپسند سبب می شود که نیروی اراده ضعیف شده و قهراً ترک عادت دشوار گردد. پیشوای یازدهم حضرت عسکری علیه السلام می فرمایند: « ریاضة الجاهل و رد المعتاد عن عادته کالمعجر». حضرت می فرمایند: دو چیز همانند معجزه بوده و خارق العاده می باشد: ریاضت کشیدن جاهل و بازگرداندن معتاد از عادت خویش. در این گفتار کوتاه و پر محتوی دو چیز به قدری دشوار معرفی شده، که به معجزه تشبیه گشته است: اول: ریاضت کشیدن و سختی تحمل نمودن برای شخص جاهل و نادان. بسیار واضح است که انسان دانا و آگاه برای رسیدن به هدف عالی خود مشقتها و سختی ها را تحمل می کند، زیرا می داند که پیآمد و نتیجه آن رسیدن به خواسته های برتر است. ولی کسی که از آگاهی بالایی برخوردار نیست و اثر تحمل مشقت را نمی داند، در مشکلات ناشکیبا می باشد. به عنوان مثال شخصی را در نظر بگیرید که دچار کسالت و مرضی شده و برای درمان آن باید هزینه های سنگینی بپردازد و تحت عمل جراحی سختی قرار گیرد و تا مدت زیادی از دارو استفاده کند. در صورت آگاهی از خطرات این بیماری پرداخت هزینه های سنگین و مشکلات ناشی از درمان را به راحتی تحمل می کند. ولی اگر مریض ناآگاه از خطرات بیماری خود باشد، به دشواری ممکن است آماده معالجت گردد. همچنین خوردن داروهای تلخ و دردزا برای شخص اول آسان و برای فرد دوم بسیار دشوار خواهد بود. در حدیثی امام صادق علیه السلام می فرمایند: « نحن صبر و شیعتنا أصبر منا و ذلک انا صبرنا علی ما نعلم و صبروا هم علی ما لا یعلمون ». حضرت می فرمایند: ما (خاندان رسالت) دارای صبر زیاد می باشیم، ولی شیعیان و پیروان ما صبر و پایداری بیشتری دارند، زیرا ما به مشکلاتی صبر می کنیم که نتیجه آن را می دانیم، ولی ایشان صبر می کنند بر آنچه که نمی دانند. آری تحمل مشقتها با آگاهی به آثار ارزنده آن ، سهل و آسان است و بدون دانستن نتیجه پسندیده و مطلوب آن، دشوار و سخت می باشد. در قرآن مجید در داستان موسی و خضر می خوانیم: « و کیف تصبر علی ما لم تحط به خبراً » سوره کهف، آیه 68. ( خضر به موسی می گوید:) چگونه بر آنچه که آگاهی کامل نداری صبر خواهی کرد. دوم: بازگرداندن شخصی از خصلت و خوی یا عمل و کاری که عادت کرده، همچون معجزه می ماند. بنابراین اگر کسی بتواند با تلاش و مبارزه عادت نادرستی را از خود یا دیگری بزداید، به انجام کار فوق العاده سنگین و مهمی نائل شده است که به حسب معمول از توان افراد عادی خارج می باشد. حال اگر مبارزه در جهت ریشه کن کردن کارهای نادرستی که انسان به آن معتاد گشته همچون معجزه باشد، عظمت کار پیامبر اسلام در تغییر رذایل اخلاقی جامعه به فضایل انسانی آشکار می شود. این مطلب مسلم است که ایشان در محیطی مبعوث به رسالت گشت که تمام مردم دچار حیرت و سرگردانی و معتاد به انواع آلودگیها در تمام زمینه های اعتقادات، اخلاقیات و اعمال ظاهری بودند و نیز امکانات ظاهری برای تبلیغ و پیشبرد دعوت خود برای آن حضرت مهیا نبود و با کارشکنی ها و مخالفت های گسترده و وسیع از سوی جامعه ، حتی نزدیکان خود، روبرو بود. در عین حال در زمانی کوتاه و اندک و کمتر از بیست و سه سال به توفیق الهی توانست تمام عادتهای زشت و ناپسند را از جامعه آن روز ریشه کن نماید و به جای آنها روش های پسندیده و خویهای ارزشمند انسانی را جایگزین سازد. امیرالمومنین علیه السلام در خطبه ارزنده خود دوران قبل از بعثت را چنین ترسیم می فرماید: « بعثه والناس ضلال فی حیرة و حاطبون فی فتنة قد استهوتهم الاهواء و استزلتهم الکبریاء و استخفنهم الجاهلیة الجهلاء حیاری فی زلزال من الامر و بلاء من الجهل فبالغ صلی الله علیه و آله و سلم فی النصیحة و مضی علی الطریقة و دعا الی الحکمة و الموعظة الحسنة » ( نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، خطبه 94). « او را زمانی فرستاد که مردم در حیرت و گمراهی سرگردان بودند و در فتنه و جهل و فساد غوطه ور، هوا و هوسهای سرکش آنها را به سوی خود جذب کرده، تکبر و خودخواهی آنها را از جاده حق دور ساخته، جهل و نادانی آنها را سبک مغزبار آورده بود و در کارهای خود مضطرب و حیران بودند و به جهل و نادانی مبتلا. در این هنگام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در نصیحت و دلسوزی برای آنها کوشش کرد و آنان را به راه راست رهنمون شد و به سوی حکمت و دانش و موعظه نیکو دعوت کرد. امیرالمومنین علیه السلام در این خطبه ارزنده نه تنها مردم شبه جزیرة العرب را گمراه و معتاد به زشتی ها معرفی کرده، بلکه می فرماید: همه مردم در چنین شرایطی زندگی می کردند. شرایط و امکانات تبلیغی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به شرح ذیل بود: 1- دوران بعثت بسیار کوتاه و بیست و سه سال بیش نبود. 2- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از مال و ثروت چیزی در دست نداشت. 3- نه تنها عربستان بلکه عموم مردم جهان در جهل و ناپاکی و خرافه پستی و آلودگی های گوناگون بسر می بردند و کمتر گروهی با دعوت رسول معظم صلی الله علیه و آله و سلم هماهنگ بودند. 4- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در ابتدای بعثت از مردان جز امیرالمومنین علیه السلام و از زنان جز خدیجه سلام الله علیها یاور و همراه دیگری نداشت. 5- عموم افراد با آن حضرت به مخالفت برخاسته حتی بسیاری از خویشاوندان و نزدیکان ایشان نیز موانع زیادی بر سر راه دعوت آن حضرت ایجاد می کردند و به شکل های مختلفی کارشکنی می نمودند. ضرب و زجر و شکنجه و اقدام به قتل و تهمت ها و نسبت های زشت و بهانه جوییها و محاصره اقتصادی و حصر در شعب ابی طالب، و آوارگی و جنگ افروزیهای فراوان، نمونه ای از این موانع است و خلاصه هر چه می توانستند و به هر شکلی که در توان داشتند از نشر اسلام جلوگیری می کردند. 6- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در اجتماع آن روز هیچگونه مقام و ریاست ظاهری نداشت. با تمام این مشکلات هنگام رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نصف دنیای آن روز تحت سیطره اسلام بود و اوضاع زندگی فردی و اجتماعی مردم از جهت فرهنگی و روانی و اقتصادی و ... به کلی متحول گشته بود. بنابراین با توجه به اوضاع جهان قبل از بعثت و با دقت در تحولی که پیامبر عظیم الشان اسلام در جامعه پدید آورد و بر اثر زحمات و کوششهای مستمر ایشان مردم به روش جدیدی پای بند گشتند، به خوبی می توان یافت که از بزرگترین معجزات آن حضرت همان ایجاد دگرگونی و تحول عظیم در جامعه بدوی آن روزگار می باشد. بلکه بحق باید گفت مهمترین و پردامنه ترین معجزه ایشان بعد از قرآن مجید همین مساله است و به این جهت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر طبق نقل علامه بزرگوار مجلسی قدس سره از احتجاج طبرسی قدس سره در هنگامی که چهل نفر از یهود نزد ایشان آمدند و با او در زمینه رسالت و نبوتش مناظره نمودند، به این موضوع اشاره نمود و فرمود: خداوند متعال به من امتیازاتی داده که به سایر پیامبران عطا نکرده است. سپس فضایل خود را در مقیاس با سایر پیامبران برشمرد و در مقایسه با حضرت نوح علی نبینا و آله و علیه السلام چنین فرمود: « لقد اقام فی قومه و دعاهم الف سنة الا خمسین عاما ثم وصفهم الله فقللهم فقال: ما آمن معه الا قلیل و لقد تبعنی فی سنی القلیلة ما لم یتبع نوحاً فی طول عمره و کبر سنه (الخبر). « نوح در میان قوم خود به پا خواست و ایشان را نهصد و پنجاه سال دعوت کرد. سپس خدای متعال در قرآن ایشان را توصیف فرموده و پیروان او را به کمی یاد کرده است و فرموده است: به او جز گروهی اندک ایمان نیاوردند و حال آنکه در دوران کوتاه عمری من گروه زیادی دعوت من را بپذیرفتند و از من پیروی نمودند به قدری که در دروان طولانی عمر و کهنسالی نوح به او نگرویدند». و علامه حلی اعلی الله مقامه الشریف در بیان شانزدهمین ویژگی از ویژگیهای برجسته پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم این چنین می گوید: السادس عشر: «اکثر الا نبیاء تبعا» ترجمه - باب شانزدهم: پیروان ایشان از همه انبیاء بیشتر بود. باید بگوییم: هدف اصلی از قسمت سایت بررسی گفتار گروهی از مستشرقین مسیحی و غیر مسیحی در تحلیل تاریخ اسلام و زندگی سراسر افتخار رسول معظم صلی الله علیه و آله و سلم است. ایشان بر اساس غرض ورزی و برای ضربه زدن به این آئین حیات بخش و جاودانی تلاش کرده اند که عامل پیشرفت اسلام و حکومت آن بر مردم را تنها زور و قدرت و شمشیر قلمداد می کنند تا آنجا که می گویند: « اسلام دین و آئین شمشیر است». گویا می خواهند بگویند که این آئین مقدس بر اساس خرد و عقل استوار نبوده و با فطرت و سرشت بشر ارتباط و هماهنگی ندارد و با آن بیگانه است و تنها با اعمال زور و قدرت پیشرفت نموده است. در پاسخ ایشان به طور فشرده می گوییم با زور و قدرت نمی توان بر دلها حکومت کرد و دگرگونی قلوب و سیرتها با زور ممکن نیست. علاوه بر آن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در سیزده سال اول بعثت خود هرگز اقدام به جنگ و پیکار ننمود. البته ما منکر جنگهای اسلامی و غزوات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و فداکاریهای امیرالمومنین علیه السلام در آن جنگها نیستیم. ولی باید توجه کرد که نقش جنگهای پیامبر در پیشبرد اسلام چگونه می باشد و آیا نقش آن در پیشرفت اسلام به چه درجه ای است؟ چه زیبا و دقیق در این زمینه حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها سخن گفته است که: کلما اوقد نارا للحرب اطفاها الله او نجم قرن للشیطان او فغرت فاغرة من المشرکین قذف اخاه فی لهواتها. هر زمان که مشرکین آتش جنگ را برافروختند، خداوند آن را خاموش کرد و هر گاه شاخ شیطان نمایان می گشت و فتنه های مشرکان دهان می گشود، پدرم برادرش - علی علیه السلام - را در کام آنها می افکند و آنها را به وسیله او سرکوب می نمود. از این فراز خطبه بانوی دو سرا به خوبی به دست می آید که جنگهای اسلامی در حقیقت پاسخگویی به آتش افروزی مشرکین بوده است و ما در جای خود در این بحث را به طور مشروح ان شاء الله تحلیل می نمائیم و در این نوشتار خواهیم دید که آئین مقدس اسلام متکی بر خرد و عقل است و هماهنگ با فطرت و سرشت انسان می باشد و اساس دعوت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بر دگرگونی خصلت های درونی بر مبنای ایمان به خداوند و اعتقاد به روز رستاخیز و پاکیزه ساختن روح و روان افراد بشر بوده است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به کمک و امداد الهی به معجزه فوق العاده مهم و بزرگی دست زده که به راستی همگان حتی نوابغ و اندیشمندان از درک ابعاد گسترده و فراوان آن ناتوان و عاجز می باشند. اکنون برای آشنایی بیشتر با این معجزه مهم و مستمر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم لازم است که با تاریخ دوران جاهلیت به طور فشرده آشنا شد و سپس به آثار برجسته تحول عظیمی که پیامبر در آن جامعه ایجاد کرد، توجه نمود تا بتوان عوامل موثر در پیشرفت دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را بررسی نمود. از این رو مباحث این موضوع در سه بخش تقسیم می شود: بخش اول: نگاهی به تاریخ دوران جاهلیت بخش دوم: اشاره به آثار ارزنده نشر اسلام و دعوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بخش سوم: عوامل رشد اسلام در دروان جاهلیت بخش سوم خود به سه بخش متفاوت دیگر تقسیم می شود که عبارت است از: 1- عوامل درونی یعنی عللی که مربوط به شخصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می شود. 2- عوامل بیرونی یعنی عللی که از خارج دست به دست یکدیگر داد و باعث تسریع این حرکت عظیم الهی شد. 3- امدادهای غیبی |