چهارشنبه بیست و دوم آذرماه سال 1396 خورشیدی
جعفر بن خضر نجفی معروف به شيخ جعفر کاشف الغطاء یکی از بزرگترين علما و مراجع اوايل قرن سيزدهم هجری در جهان اسلام و تشيع بود. معظم له استادی است در رديف جناب وحيد و سيد بحر العلوم، که فضل و زهد او و ديگر سجايای اخلاقيش بر همگان مخصوصا علما آشکار بود. پس از فوت وحيد...
دفعات مشاهده: 7630 • تاریخ درج : شنبه 21 اسفند 1389  •
جعفر بن خضر نجفی معروف به شيخ جعفر کاشف الغطاء یکی از بزرگترين علما و مراجع اوايل قرن سيزدهم هجری در جهان اسلام و تشيع بود. معظم له استادی است در رديف جناب وحيد و سيد بحر العلوم، که فضل و زهد او و ديگر سجايای اخلاقيش بر همگان مخصوصا علما آشکار بود. پس از فوت وحيد اداره حوزه و تدريس علما در نجف و کربلا به دست با کفايت اين استاد قرار گرفت. گويند بعد از فوت وحيد مرحوم بحر العلوم به اتفاق کاشف الغطاء خدا گونه و خاشعانه به جماعت شيخ خضر می آمدند، و چون شيخ جعفر به کرسی درس می نشست تمام علما به اتفاق سيد بحر العلوم به درس شيخ کبير مستمع می شدند و زعامت و تصدی امور حوزه ها و شيعيان نيز بيشتر به دست سيد اداره می شد. مرحوم کاشف الغطاء علامه طباطبائی را خيلی احترام می نمود و با گوشه عمامه از نعلين سيد خاک می زدود و جهت حفظ وحدت و اتحاد علما و مسلمين نهايت همکاری می فرمود.
مرحوم کاشف الغطاء از آيات عجيبه الهی بود. مردی قوی هيکل، استوار و مقاوم و بردبار بود، و در عين حال به هنگام راز و نياز به محراب تهجد، زاهدی بی قرار. معظم له شيخ علی الاطلاق زمان خويش گرديد. ولی جناب شيخ هيچ گاه آغاز زندگی و خردی خويش را فراموش نکرد. گاه ريش سفيد خويش را در محراب تهجد به دست می گرفت و با رب الارباب خويش زاريها داشت، و خطاب به نفس خويش جملاتی زمزمه می نمود: (تو جعيفر بودی، پس جعفر شدی، پس شيخ جعفرت گفتند، بعد شيخ عراق و عجم گشتی، سپس از مشايخ بزرگ مسلمين گرديدی... زارزار می گريست! و می فرمود: جعفر خرديت را فراموش مکن، الطاف خالق عظيم را فراموش مکن... الم یک نطفة من منی یمنی!! ـ ألم یجدک یتيما فآوی!!...)
بيننده عزيز: بديهی است او خردی و ناتوانی و مسئوليتهای بزرگ خويش را در قبال خدا و خلق او فراموش نکرد. به نحوی مقرب خداوند متعال گشت، که مردی لاهيجانی که بوی ايمان داشت و مدتها از چشم درد ناراحت بود به رطوبت زبان شيخ، چشم ناتوان او از درد و رنج چند ساله راحت شد.
شيخ کبير خيلی متواضعانه مشی می نمود، و در مسير حوائج مسلمين خيلی کوشش می فرمود. هر جا ميهمان بود دوست داشت کنار سفره ای بنشيند که فقرا نيز دعوت دارند یا از آن سفره فقيران را نصيبی باشد. چون به مسجد فقرائی آبرومند و از کار افتاده به او مراجعه می فرمودند، ابتدا دستی به جيب خود، سپس در صفوف جماعت برای او از مردم کمک می خواست. و اگر فقيری کم حوصله و نا آگاه بين مردم به حضرتش اسائه ادب می نمود، معظم له به آقائی و بزرگواری از کنار او می گذشت، و از مردم می خواست که به احترام ريش آقا به وی نيز کمک نمايند!!
او دانشمندی تمام بعدی و نمونه و الگوئی از شاگردان مکتب بود.سنوات عمر شريفش بيشتر در عتبات عاليات مخصوصا نجف اشرف سپری شد. مسافرتی به یزد و اصفهان، ری، رشت و مشهد وساير شهرها نيز نمود. در شهرهای مختلف به احترام وارد می شد و مردم را فراخوار حالشان نصيحت می نمود. از تراجم علما چنين استنباط می شود که از برادران شهرهای شمال (رشت) انتظار بيشتری در انجام وظايف دينی و تعظيم شعائر مذهبی و عفاف و پاکدامنی داشته است.
معظم له به عصر خويش امامی اعظم و پيشوائی مسلم بود. با اين حال وقتی روزی دير به مسجد رسيد و متوجه شد همگان فرادی نماز می خوانند بلافاصله به دنبال کاسبی مؤمن اقتدا کرد و تمام جمعيت حاضر نيز بدان مؤمن نيت جماعت نمودند، و اين بدان معنی است که از ديدگاه اسلام همگان بايد شايسته تقوی و عدالت و ائمه جماعت باشند. و تنها امام جماعت بودند نه منصبی و نه شغلی. و نه مسجد ارثی و نه مقامی اختصاصی و نه آنکه اگر روزی امام جماعت نبود، کلکم فاسق!!. اگر امام جماعتی به کلی ترک نوافل می نمود ناراحت می شد و به مردم می فرمود به دنبال او نماز نخوانند. تا آن امام جماعت بداند پس از پاسخ به سؤالات و حوائج مردم، لااقل رو به قبله دو رکعت نافله ای و قبل از اذان و اقامه توجهی. که مردم را به کجا و به سوی کی می بری!؟ نه آنکه بدون سلام، با صوت و صلوات!!! مقدم بر اعلام و سادات، فورا تکيه به مسندی، خدا نخواسته به فکر دنيوی!! (ای کاش با حضور سرور و صاحب نمازی یا لااقل با بحر علومی یا شيخ کبيری یا بهجت عزيزی!!! که ما هم چون او گريه خوفی. کجا رفتم، آری حاشيه رفتم. از مولا و صاحب اصلی معذرت می خواهد.)
نوشته اند شيخ جعفر از محضر شيخ فتونی، سيد فحام، مرحوم سراب و علامه بحرينی و استاد کل وحيد بهبهانی سالها بهره مند بود تا خود به درجه تقوی و استادی و زعامت نائل آمد. اکثر مراجع و علمای بعدی ما که یادی از آنها هم می کنيم از شاگردان آقا، سيد بحر العلوم، سيد صاحب رياض و همين شيخ بزرگوار بوده اند.
از مهمترين آثار کاشف الغطاء کتاب جامع کشف الغطاء می باشد. کتابی است فقهی عميق و سنگين. فهم آن بعض علما را مشکل آمد. گويند صاحب جواهر فرمود: کتاب استادم خيلی در سطح بالاست و قادر به شرح آن نيستم. و عجب آنکه نويسنده کشف الغطاء (مانند شهيد عزيز با مختصر النافع  ورافقهی جامع). اين کتاب فقهی را شيخ در سفر تأليف نمود و به جز قواعد علامه حلی رحمة الله عليه کتابی با خود نداشت. او به قدری احاطه به فقه جعفری دارد که فرمود: اگر تمام کتب فقهی را به آب بشويند، قادرم از اول طهارة تا آخر ديات را از نو بنويسم. آثار ديگر او: بغية الطالب، عقايد جعفريه، حق المبين، شرح قواعد علامه، کتاب طهارة، رساله لطفيه در رد علمای اخباری، رساله عمليه و کتاب مناسک و غيره بوده است.
تولد شيخ اکبر را نيافتم. وفات او را صاحب روضات اواخر ماه رجب 1227 نوشته، هر چند اکثرا سال وفات او را 1228 متذکرند. محل دفن او توسط خودش به زمين عماره در نجف اشرف عمارت یافت و قبر او و آل کاشف الغطاء معلوم  و مشخص است. آل کاشف الغطاء در جهان تشيع به علم و فضل و کمال و تقوی و خدمتگذاری معروفند. فرزند ارشد او موسی بن جعفر پدر بزرگ شيخ محمد حسين خود عالمی بزرگ و ارزنده بود که در سال 1243 وفات نمود. علی بن جعفر نيز از افاضل علمای عصر خويش بود و سومين آنها به نام شيخ حسن مجتهد آيتی است کامل که به وصفش انشاء الله خواهيم رسيد.
 
بیشتر بدانید :   • نیکان     • بزرگان     • علماء     • کاشف     • وحید     • بحرالعلوم    
شما هم برای شیخ جعفر کاشف الغطاء نظر دهید  

 
 
 
          
نظرات کاربران برای شیخ جعفر کاشف الغطاء  

هیچ نظری برای این مقاله ثبت نشده است