چهارشنبه بیست و دوم آذرماه سال 1396 خورشیدی
انتظار فرج
در بین روایات متعددی كه به دست ما رسیده است صدها روایت از طریق خاصّه و عامّه ذكر گردیده است كه بیان می كنند پس از پیامبر امامانی هستند كه وظیفه امت پیروی از ایشان است، در غیر این صورت هدایت قطع می شود. از بین این روایات به روایت زیر اكتفا می نماییم.
دفعات مشاهده: 7024 • تاریخ درج : چهارشنبه 17 فروردین 1390  •

بسم الله الرحمن الرحیم
نياز به امام عليه السلام در روايـت
در بین روایات متعددی كه به دست ما رسیده است صدها روایت از طریق خاصّه و عامّه ذكر گردیده است كه بیان می كنند پس از پیامبر امامانی هستند كه وظیفه امت پیروی از ایشان است، در غیر این صورت هدایت قطع می شود. از بین این روایات به روایت زیر اكتفا می نماییم.
« قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة»
پیامبر اسلام ـ كه سلام خدا بر او و آل او باد ـ  فرمودند: كسی كه بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.
این روایت در كتاب  بحارالانوار جلد 23،  صفحة 76،  نقل شده است و نكتة اولی كه می شود از آن برداشت كرد كه این است كه بعد از وجود پیامبر برای هر زمانی امامی است ( در روایات اسامی مباركشان نیز عنوان شده است ) كه هدایت توسط او تحقق پیدا می كند چرا كه حضرت رسول در ادامه روایت فرمودند: هر كسی به او معرفت پیدا نكند و بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است. می توان چنین برداشت كرد كه تحقق اسلام توسط امام صورت می پذیرد پس نیاز به امام است تا هدف از بعثت كه اجرای احكام دین مبین اسلام تحقق پیدا نماید.
 دلیل عقل بر نیاز به امامت
 اگر چه در دو بخش قبل یعنی قرآن و روایت دلیل بر نیاز امام بیان شد و برای انسانی كه خود را بنده خدا می داند قرآن و روایت از جهت حجیت كفایت می نماید، اما چون امروزه بحثهای عقلی در بین مردم خصوصاً طبقه جوان و تحصیل كرده وجه خاصی پیدا كرده است،‌ لازم است تا دلائل عقل بر نیاز امام را هم بررسی نماییم. البته ناگفته نماند كه عقل یكی از منابع استدلالی فقه شیعه است كه بعد از قرآن، سنت و اجماع به عنوان چهارمین منبع استدلالی مطرح است. در هر صورت عقل در چهار بیان نیاز به امام را ثابت می كند. این چهار بیان از این قرارند:
1. بیان اول
بیانی است كه شیخ طوسی اعلی الله مقامه الشریف آن را ذكر نموده است. وی معتقد است كه ما طبق قاعدة لطف، نیاز به امام را ثابت می نماییم و این گونه شرح می دهد: ‌خداوند متعال،  كریم و لطیف است و كرامت و لطف او اقتضا می كند كه در هر برهه از زمان مسیر صحیح را از مسیر باطل برای بندگانش جدا سازد و زمینه های اطاعت را برای بندگان فراهم سازد. این تبیین حق از باطل آن به روشنی و وضوح از الطاف خداوند متعال است كه بعد از خاتم الانبیاء به واسطه ائمه اطهار شامل بندگان خداوند شده است. از آنجایی كه بندگان خداوند به خودی خود نمی توانستند راه صحیح را پیدا و طی كنند باری تعالی همچون دیگر الطافش این احتجاج یعنی نیاز به دانستنیهای دین را از طریق وضع امامت و امام به بندگانش عطا فرمود. البته واضح است  كسی می تواند به عنوان امام واسطه این لطف الهی باشد كه به تمام نیازهای دنیوی و اخروی مردم علم داشته باشد.
2. بیان دوم
بیانی است كه علّامة بزرگوار شیخ جعفر كاشف الغطاء آن را این گونه بیان می نماید، همان گونه كه عقل حكم به  وجود رئوس حلال و حرام می كند، حكم به وجود كسی می كند كه این احكام را تبیین نماید. برای هر عقل سالمی روشن است كه اگر وجود مقدس خاتم الانبیاء نبود حلال و حرام معنایی نداشت وجود مقدسش بود كه حلال و حرام را پایه گذاری كرد و در اختیار انسان ها قرار داد. حلال و حرام احكامی دارد كه بیان آنها در قرآن به صورت مجمل آمده است و همچنین فرمایشات ختمی مرتبت نیز نیاز به توضیح و تبیین دارد، واضح است كه اگر كسی به عنوان امام نباشد تا این احكام را روشن سازد. انسان ها نسبت به انجام واجبات و ترك محرمات جاهل می مانند و این جهالت با غرض اصلی خلقت سازگار نیست.
3. بیان سوم
بیانی است كه سید شُبر اعلی الله مقامه الشریف آن را این چنین بیان كرده است: خداوند متعال هیچ عملی را بیهوده انجام نمی دهد چرا كه عمل بدون هدف یعنی عبس و بیهوده از خداوند متعال كه مستجمع جمیع صفات نیك است عملی این گونه صادر نمی شود حتی حق تعالی از خلق انسان هدف داشته است كه قرآن این هدف را در سورة ذاریات آیة 56، این گونه بیان می دارد:
« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون »
من جن و انس را خلق نكردم مگر برای عبادت.
پس غرض از خََلْق عبادت و بندگی است. عبادت و بندگی هم حاصل نمی شود مگر به معرفت و شناخت و معرفت حاصل نمی شود مگر از طریق واسطه بین خلق و خالق چرا كه خلق یارای مشاهده و تكلّم خالق را ندارند و از طرفی هم خالق وجودش به گونه ای است كه قابل دیدن و تكلّم كردن نیست لذا این امر از طریق واسطه صورت گرفته است. پس غرض خلقت می طلبد كه پس از رسالت امامت را داشته باشیم تا همیشه واسطه ای بین خلق و خالق وجود داشته باشد.
4. بیان چهارم
بیانی است كه از بیانات قبل تلفیق پیدا می كند و به این شرح می باشد. موجودات عالم از سه حال خارج نیستند كه عبارتند از:
1_  واجب الوجود كه اختصاص به ذات حق تعالی دارد و بالاترین دلیل بر وجود واجب الوجود، وجود دیگر مخلوقات است.
2_ ممتنع الوجود كه امكان وجودش غیر ممكن است و نمی تواند وجود داشته باشد مانند شریك برای خداوند متعال یا وجود دو امام در یك زمان.
3_ ممكن الوجود كه موجوداتی هستند كه امكان وجودشان هست ولی ضرورتی ندارد. این دسته سوم كه انسان از جمله آنهاست از باب لطف الهی موجود شده اند و موجوداتی هستند در غایت ضعف و ناتوانی، موجوداتی هستند محتاج و نیازمند به الطاف الهی. این ضعف و ناتوانی باعث شده است تا انسان الطاف الهی را از طریق واسطه دریافت كند. از جمله الطافی كه خداوند متعال دارد هدایت موجودات و از جملة آن ها انسان است. انسان كه به لطف الهی وجود پیدا كرده است نیازمند برنامه ای است كه او را در طی مسیر همراهی كند. این برنامه زندگی به وسیله انبیاء كه واسطه بین خالق و مخلوق هستند برای انسان آورده شده است. قر‎آن كامل ترین و آخرین كتابی است كه خداوند متعال واسطه خاتم الانبیاء برای انسان فرستاد. قرآن بدون شك كتابی است كه دستورات تمام و كمال برای رسیدن به غرض از خلقت كه همان عبودیُت است را در خود جای داده است. اما سوالی كه قابل طرح است این است كه آیا این كتاب الهی بدون توضیحات پیامبر اكرم قابل فهم بود؟! آیا پیامبر كه مؤسس حلال و حرام است اگر آیات الهی را تبیین نمی كرد كسی می توانست ادعا كند كه من این كلام الهی را می فهمم؟! جواب این سوالها كاملاً واضح است كه خیر. و اما پایان سخن اینكه آیا پس از پیامبر چه كسی باید از دستورات پیامبر حفاظت كند و آیات متشابهی را كه پیامبر تبیین نفرمودند تبیین نماید؟! مسائلی كه پس از شهادت و رحلت پیامبر پیش می آید را چه كسی باید مطابق دستورات خدا و قرآن تبیین نماید؟! جواب این دو سؤال هم واضح است، كسی كه از نظر جایگاه علمی، علم پیامبر را داشته باشد تا بتواند آیات الهی تبیین نماید. این شخصیت كه از واسطه فیض و لطف الهی بین خلق و خالق است امام است چرا كه با ظهور خاتم الانبیاء نبوت به انتهای خود رسید ولی لطف الهی ابدی است و هرگز قطع نمی شود چرا كه اگر قطع شود همه موجودات معدوم می شوند پس چون لطف الهی ابدی است و موجودات نیازمند آن هستند نیازمند واسطه می باشیم. واسطه ای كه اگر نباشد فهم قرآن ممكن نیست.
« انما انت منذر و لکل قوم هاد »
ای پیامبر تنها و تنها تو منذر هستی و برای هر قومی هدایتگری هست.
سوره ی رعد، آیه ی 7.
آیا اگر قرآن فهمیده نشود امتثال به اوامر خداوند ممكن است؟! و آیا فهم قرآن بدون تمسك به اهل بیت كه امامان بر حق الهی هستند ممكن است؟ جواب هر دو سؤال منفی است و به همین دلیل هم وجود مقدس خاتم الانبیاء فرمودند:
 « إنّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا من بعدی ابدا و ان اللطیف الخبیر اخبرنی انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظروا  کیف تخلفونی فیهما »
این حدیث كه از احادیث متواتره است و نزد اهل عام و خاص ثابت شده است و در تمام كتب معتبره ذكر شده است چند نكته مهم را ایراد می نماید:
1ـ  بشر در هر حال از احوال نیازمند به كتاب خداست.
2ـ‌  بشر در هر حال از احوال نیازمند به محبت خداوند است چرا كه او مبین آیات الهی قرآن است. (لازم به ذكر است بحث تشریع مد نظر است نه تكوین چرا كه در تكوین بشر و تمام موجودات نیازمند به حجت خداوندند و اگر حجة بالغه الهی نباشد هیچ چیز وجود نخواهد داشت).
3ـ  قرآن و امام كه همان عترت پیامبرند هرگز از هم جدا نخواهند شد.
4ـ  هدایت حاصل نمی شود مگر از طریق تمسك و توسل به قرآن و امام علیه السلام.
5ـ  سفارش خاص پیامبر در ارتباط با امام زمان و قرآن از انتهای این روایت كه حضرت در چهار مكان آن را بیان فرمودند به وضوح فهمیده می شود.
بیشتر بدانید :   • امامت     • روایت    
شما هم برای نياز به امام عليه السلام در روايـت نظر دهید  

 
 
 
          
نظرات کاربران برای نياز به امام عليه السلام در روايـت  

هیچ نظری برای این مقاله ثبت نشده است