تاريخ، آموزههاي بسياري دارد. از اين رو خداوند در قرآن مجيد به دفعات از شرح احوال گذشتگان به منظور عبرت آموزي و هدايت انسانها سخن به ميان آورده است. از جمله در آية 137 سورة آل عمران آمده است: «قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ...
ظهور فرهنگ و تمدّن اسلامي در اندلس
تاريخ، آموزههاي بسياري دارد. از اين رو خداوند در قرآن مجيد به دفعات از شرح احوال گذشتگان به منظور عبرت آموزي و هدايت انسانها سخن به ميان آورده است. از جمله در آية 137 سورة آل عمران آمده است: «قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانْظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذَّبِينَ؛ قطعاً پيش از شما سنّتهايى [بوده و] سپرى شده است؛ پس در زمين بگرديد و بنگريد كه فرجام تكذيبكنندگان چگونه بوده است.»
بر مسلمانان است كه از تاريخ گذشتة خود پند بگيرند و از آن عبرت بياموزند تا دوباره به سرنوشت گذشتگان دچار نشوند. از اين جهت، تاريخ فرهنگ و تمدّن اسلامي «اندلس» بسيار خواندني و مفيد است. در نوشتار حاضر، ضمن بررسي ابعاد گوناگون فرهنگ و تمدّن اسلامي اندلس آسيب شناسي
و علل افول خورشيد تابناك آن تمدّن نيز مطرح خواهد شد.
موقعيّت جغرافيايي اسپانيا
«اسپانيا»، يكي از مراكز مهمّ انتقال تمدّن اسلامي به «اروپا» و همچنين پل ارتباطي ميان شرق و غرب در زمينههاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در طول مدّت 800 سال بوده است. اين كشور در جنوب غرب اروپا با كشور ديگر؛ يعني «پرتغال»، «شبه جزيرة ايبري» را تشكيل ميدهند.
ورود مسلمانان به اندلس
در سال 89 ق. وليد بن عبدالملك، خليفة اموي، موسي بن نصير را به حكومت «آفريقيه» (شمال آفريقا) منصوب كرد.
در ادامة فتوحات مسلمانان در قرن هفتم و هشتم ميلادي در شمال «آفريقا» با توجّه به زمينههاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي و از جمله كاهش بارندگي و خشكسالي و نيز اختلافات داخلي، بربرهاي تازه مسلمان شدة آن منطقه در صدد برآمدند با كشف مناطق جديد و تصرّف آن، مشكلات خود را تا حدودي حل نمايند. در همين ايّام، اطّلاعات و گزارشهايي از ثروت و اقتصاد اسپانيا و خاك حاصلخيز آن به دست مسلمانان رسيد و آنان وادار به تسخير اسپانيا شدند.
اوضاع داخلي اسپانيا از جمله بيعدالتيهاي اجتماعي و فاصلة طبقاتي كه در يك طبقه عدّهاي از ويزيگوتها و اشراف محلّي و كشيشان كليسا در رفاه و آسايش كامل بوده و طبقة ديگر؛ يعني كشاورزان وابسته به زمين و غلامان و بردگان در رنج و مشقّت بودند، زمينه را براي دخالت يك نيروي خارجي فراهم ساخت. با توجّه به زمينههاي يادشده در سال 92 ق. در زمان خلافت وليد اوّل، سپاهي مركّب از عربها و بربرها به قصد فتح اسپانيا، اعزام شدند. طارق سپاهيان خود را از تنگة ميان «مراكش» و اسپانيا عبور داد و از آن تاريخ به بعد اين تنگه به نام «جبل الطّارق» ناميده شد.
طارق هنگامي وارد اسپانيا شد كه رودريك يا آذرنيوگ پادشاه آن سرزمين مشغول فرونشاندن شورشهاي داخلي كشور خود بود. رودريك با شنيدن خبر حملة مسلمانان به پايتخت بازگشت و به جنگ با مسلمانان پرداخت، امّا لشكر رودريك شكست خورد و خود نيز به روايتي كشته شد.
تاريخ اسپانياي اسلامي در اين زمان؛ يعني از ورود طارق بن زياد به اندلس در سال92 ق. تا 897 ق. كه آخرين بازماندههاي مسلمانان از اسپانيا اخراج شدند، به طور خلاصه به چند دوره به شرح زير تقسيم ميشود:
1. از سال 92 ق. تا 138ق. فتح اسپانيا توسط طارق بن زياد تا روي كارآمدن امويان اندلس؛
2. از سال 138 ق. تا 422 ق. حكومت امويان اندلس؛
3. از سال 422 ق. تا 479 ق. دورة ملوك الطّوايفي؛
4. از سال 479 ق. تا 543 ق. دورة حكومت مرابطون؛
5. از سال 543 ق. تا 632 ق. دورة حكومت موحّدون؛
6. از سال 632 ق. تا 897 ق. حكومت خاندان بني نصر؛
يعني ازسقوط موحّدون تا حاكميّت مسيحيان بر كلّ اسپانيا.
شكوه تمدّن اسلامي اندلس
اسپانيا هشت قرن در دست مسلمانان بود و نور آن تمدّن، اروپا را نوراني ساخته بود. علم، ادب و صنعت فقط در همين سرزمين اروپايي رونق داشت و از همين رهگذر بود كه علوم رياضي، فلكي، گياه شناسي، تاريخ، فلسفه و قانونگذاري در اسپانياي اسلامي تكميل شد و به بار نشست.
جالب است بدانيم كه اين تحوّل و پيشرفت، زماني بود كه اروپا گرفتار دورة ركود علمي قرون وسطايي بود و از ناداني و جهالت رنج ميبرد.
در اين هشت قرن با برنامهريزي و ساماندهي در زمينههاي مختلف، مسلمانان به پيشرفتهايي عظيم دست يافتند. از جمله با ايجاد مدارس رايگان، همگاني كردن آموزش و ترويج فرهنگ و علم دوستي و دانش پژوهي در اندلس، بزرگاني در ميدان علم و اختراع قدم نهادند و تازههايي را به جهان بشريّت عرضه كردند.
در پزشكي با ظهور افرادي مانند علي بن عبّاس، زهراوي، باهلي و ابن زهره بدان پايه از تخصّص علمي رسيدند كه جرّاحيهاي دقيق چشم را انجام ميدادند.
معماري و شهرسازي
در زمينة معماري و شهرسازي، مطابق با اصول فنّي و مهندسي، مهندسان مسلمان در معماري به قلّههاي رفيع اين دانش دست يافتند و چنان آثار ماندگاري از خود به جاي گذاشتند كه امروزه بيش از 45 ميليون نفر جهانگرد، سالانه از اين آثار بازديد ميكنند.1
از جمله آثار معماري اندلس كه ميتوان به آن اشاره كرد «مسجد جامع شهر قرطبه» است كه از شاهكارهاي معماري جهان است. مسجدي با 4868 مترمربع فضاي سرپوشيده و باز با 1293 عدد ستون كه ارتفاع آنها گاهي به 9 متر ميرسد و در همان حال قطر ستونها حدود 25سانتيمتر است. در حاليكه در همان زمان، ماهرترين مهندسان براي پيشگيري از سقوط احتمالي چنين سقفهاي بلندي، قطر پايههاي سنگي ساختمان را كمتر از چهار متر قرار نميدادند.2
اين موضوع حكايت از توانمنديهاي فنّي و مهندسي معماران وقت دارد.
در توصيف شهر «قرطبه»، سيّاحان و جهانگردان، مطالب متنوّعي مطرح نمودند، از جمله جان دراپر در توصيف شهرسازي و زيباسازي شهر قرطبه، پايتخت اندلس مينويسد:
هفتصد سال بعد از اين تاريخ؛ يعني بعد از شكوه اندلس حتّي يك چراغ در راههاي عمومي «لندن» و «پاريس» وجود نداشت و قرنها بعد از آن تاريخ، افراد پياده در شهرهاي لندن و پاريس تا «قوزك» پا در گل فرو ميرفتند. 3
تأليفات در زمينة كشاورزي
در نهضت ترجمه، تعداد رسالاتي از ديوكريتوس، ارسطو و... در زمينة كشاورزي به عربي ترجمه شد. نخستين تأليفات كشاورزي جهان اسلام توسط يوحنّا بن ماسويه، حنين بن اسحاق و جابر بن حيّان صورت گرفت. در اوايل قرن چهارم هجري كتاب «الفلاحه النبظيه» توسط ابن وحشيّه تأليف شد.
در قرن چهارم و پنجم رسالات زيادي توسط علما و دانشمندان اندلس تأليف شد.
به طور كلّي توجّه و عنايت امويان اندلس به كشاورزي آن چنان زياد بود كه تقويم خاصّي براي آن ترتيب داده بودند و به تقويم قرطبي معروف شد. اين تقويم، طريقه و موسم كشت گياهان مختلف را شرح داده بود. به نظر برخي از محقّقان، ملّتهاي ديگر نيز تقويم زراعي را به تقليد از امويان اندلس فراهم كردند.5 موضوعي كه در دنياي امروز با عنوان سال زراعي از آن ياد ميشود.
مسلمانان اسپانيا علاوه بر تجارب شخصي خويش در باب كشاورزي مانند ساير علوم از تجربيات علمي و عملي چند صدسالة مالك شرقي بهرة فراواني بردند. آنها فن و روش آبياري مرسوم در سرزمينهاي شرقي را در سيستم آبياري خود به كار گرفتند. حفر قنوات، ايجاد ناعور و استفاده از دولاب از جمله روشهاي معمول در مصر و شام و ايران براي بيرون آوردن آبهاي نهفته در زير زمين بود كه مورد استفادة مسلمانان اندلس در آبياري زمينهاي كشاورزي و مصارف شهري قرارگرفت.6
استفاده از روشهاي فوق، زماني بود كه كشاورزي در اندلس قبل از ورود مسلمانان به آن ناحيه به صورت ابتدايي و ديمي انجام ميگرفت. نظام حاكم بر زراعت آن سرزمين هم، نظام فئودالي بود و كشاورز كمتر از دسترنج خود استفاده ميكرد.
امّا با آمدن مسلمانان، سيستم فئودالي كه خاصّ جوامع غربي بود، برداشته شد و شيوة زمينداري شرقي رايج شد و در زمينة كشت گياهان و آبياري زمينها تغيير و تحوّل عميقي صورت گرفت.
مهار آبها و سدسازي
سدسازي كه از جمله روشهاي تهية آب براي مصارف خانگي و كشاورزي در ممالك شرقي بود، به وسيلة مسلمانان اسپانيا در «شبه جزيرة ايبريا» اقتباس شد.
بهترين سندي كه ميتوان در مورد تأثير روشهاي آبياري مسلمانان مشرق زمين در نوع آبياري اسپانيا ارائه داد، تعداد زيادي از لغات اسپانيايي در فنّ آبياري است كه مشتق از زبان عربي است.7
صنايع
قبل از ورود مسلمانان به اسپانيا تا دورة امويان اندلس، اين كشور از رشد چنداني برخوردار نبود. تثبيت حكومت امويان اندلس و حمايت آنها از صنعتگران و هنرمندان مسلمان از يك سو و داد و ستد مردم آن كشور با مسلمانان شمال آفريقا از سوي ديگر، تحوّلي عظيم در صنعت اندلس ايجاد كرد و باعث شكوفايي اقتصاد آنجا شد؛ به نحوي كه اثرات آن از مرز اسپانيا گذشت و به ديگر مناطق اروپا راه يافت.
در اينجا برخي از صنايع مسلمانان اندلس را معرفي مينماييم.
الف: صنعت شيشه:
در اكثر شهرهاي اندلس، شيشه توليد ميشد، امّا اين صنعت در شهر «بالغه» به مراتب از رشد بيشتري برخوردار بود، از دانشمندان معروف آن عصر عبّاس بن فرناس بود كه اختراعات بسيار زيادي را به ويژه در زمينة شيشه سازي به وي نسبت ميدهند. ميگويند وي نخستين كسي بود كه ساخت شيشه را از سنگ اختراع كرد. 8
ب: سفال گري و كاشيكاري:
از ديگر صنايع كه در اندلس اسلامي رايج بود صنعت سفالگري و كاشيكاري است. اين صنعت در اسپانياي اسلامي از چنان اهمّيتي برخوردار بود كه توجّه ابن بطوطه را به خود جلب كرد.
ابن بطوطه كه قرن هشتم هجري مصادف با چهاردهم ميلادي صنايع مسلمانان اندلس را ديده است، ميگويد: در شهر مالقه ظرفهاي چيني، مُذهّب « زرنگاري» بسيار عالي ميسازند و آنها را به كشورهاي دور دست صادر مينمايند.9
پ. نسّاجي و پارچهبافي:
مسلمانان اندلس در امر صنعت نسّاجي و پارچهبافي
به پيشرفتهاي زيادي نائل آمدند، به طوري كه فيليپ حتّي به ستايش و تمجيد آنها در صنعت نسّاجي ميپردازد و ميگويد:
مسلمان اندلس در قرون وسطا علمداران صنعت پارچه و حرير جهان به شمار ميآمدند. 10
دو مسئلة عمده، سبب رونق نسّاجي و پارچهبافي در اندلس شد:
1. بالا رفتن رفاه و آسايش عمومي مردم اندلس؛ 2. گسترش تجارت و بازرگاني اين كشور با اقصانقاط عالم، اين دو موضوع باعث گرديد تا كميّت و كيفيّت محصولات نسّاجي پيشرفت كند.
از مراكز مهمّ پارچه بافي اندلس، شهر قرطبه پايتخت آن كشور بود كه حدود 1300 بافنده داشت و در اواسط قرن چهارم هجري بيش از دويست كارگاه ريسندگي و بافندگي در اطراف اين شهر، مشغول فعّاليت بودند.
ت: صنعت كاغذ
با عنايت به اهمّيت تاريخي صنعت كاغذ و به دليل ارتباط نزديك آن با هر نوع تحقيق و پژوهش، نگاهي گذرا به جايگاه اين صنعت در تمدّن اسلامي و سير مراحل تاريخي آن مياندازيم:
در حقيقت بايد گفت: اختراع كاغذ يكي از پديدههاي مهمّ جهان بشريّت بود كه تحوّل و جهش عظيمي در مسير تاريخ انسان ايجاد كرد و موجبات پيشرفت جامعه را فراهم نمود. نقش كاغذ در تكامل فرهنگ يك جامعه، امري مسلّم و روشن است.
ويل دورانت اختراع كاغذ را يكي از اركان تمدّن دانسته است. 11
ظاهراً نخستين قومي كه كاغذ را اختراع كردند، چينيها بودند و در سال 134ق. جنگ سختي بين چينيها و مسلمانان «خراسان» روي داد كه مسلمانان پيروز شدند. بعد از اين پيروزي، مسلمانان از طريق صنعتگران چيني با اين صنعت آشنا شدند.
ابن نديم در اين باره مينويسد: گويند كارگران چيني كاغذ را درخراسان همانند كاغذ چيني ميساختند.
مسلمانان اندلس در فنّ كاغذسازي نيز همچون صنايع ديگر مهارت خوبي پيدا كردند.
منابع اسلامي، معروفترين مركز كاغذ سازي اندلس را در شهر «شاطبه» دانستهاند.
ادريس دربارة نوع كاغذ اين شهر گفته است كه: در شهر شاطبه اندلس بهترين كاغذ عالم را ميساختند كه به شرق و غرب برده ميشد.13
بعد از اينكه اين صنعت در اندلس رونق گرفت از طريق همين كشور به اروپا نيز سرايت كرد و در آنجا هم به تقليد از مسلمانان اندلس كارخانههاي كاغذسازي تأسيس شد.
فيليپ حتّي در مورد نقش مسلمانان ممالك اسلامي به ويژه مسلمانان اندلس در توسعه و تكامل صنعت كاغذ و نتايج آن در اروپا ميگويد:
اگر كاغذسازي؛ يعني سودمندترين چيزي كه مسلمانان به اروپا دادهاند، در اندلس نبود، جمع آوري كتاب ميسّر نميشد، اگر كاغذ نبود چاپ با حروف جدا ميسّر نميشد و اگر كاغذ و چاپ نبود، تعليمات عمومي چنانچه امروز هست، در اروپا رواج نمييافت.