جمعه نهم آبانماه سال 1393 خورشیدی
سه نمونه از مراجعات سنين نوجواني و بلوغ خصوصيات عاطفي و رواني دوره نوجواني و بلوغ چند توصيه به والدين و مربيان جهت کاستن مشکلات نوجوانان دو نمونه از مراجعه والدين نوجوانان به كاشناس:
دفعات مشاهده: 8263 • تاریخ درج : دوشنبه 27 تیر 1390  •
دنياي نوجوانان و نحوه رفتار با آنان

فهرست مطالب:
سه نمونه از مراجعات
سنين نوجواني و بلوغ
خصوصيات عاطفي و رواني دوره نوجواني و بلوغ
چند توصيه به والدين و مربيان جهت کاستن مشکلات نوجوانان
    دو نمونه از مراجعه والدين نوجوانان به كاشناس:
مورد اول:
مادر نوجوان: نمي‌دانم چه اتفاقي براي دخترم افتاده كه به كلي عوض شده است.
كارشناس: منظورتان چيست؟
مادر نوجوان: كم غذا مي‌خورد. هميشه دوست دارد امر و نهي كند. به جاي اينكه درسهايش را بخواند علاقمند است شعر و قصه بخواند زود عصباني مي‌شود.
كارشناس: دختر خانم شما چند ساله است؟
مادر نوجوان: چهارده سال
كارشناس: مدرسه مي‌رود؟
مادر نوجوان: بله سال دوم دبيرستان است.
كارشناس: علائمي‌كه ذكر كرديد هميشه در دختر شما بوده است؟
مادر نوجوان: خير حدود يكسال است كه كم‌كم شديدتر شده در منزل خيلي بهانه‌گيري مي‌كند. هر روز كفش و لباس جديدي مي‌خواهد از وضعيت زندگي ناراضي است.
خيلي زودرنج است. بيشتر وقتها دلش مي‌خواهد تنها باشد و…
مورد دوم:
پدر نوجوان: پسرم تا به حال هيچ مساله و مشكلي نداشته ولي نمي‌دانم چرا يك مرتبه عوض شده است.
كارشناس: منظورتان چيست؟
پدر نوجوان: هميشه مؤدب و آرام بود. ولي مدتي است كه بسيار عصباني است و بيشتر اوقات بي‌حوصله است. همه‌اش از سردرد و بي‌اشتهايي شكايت مي‌كند. نسبت به غذا اصلاً اشتها ندارد. مرتب بهانه مي‌گيرد. با خواهر كوچكتر از خودش هميشه جر و بحث دارد.
كارشناس: وقتي حالت عصبانيت و پرخاشگري دارد شما چه مي‌كنيد؟
پدر نوجوان: ديگر خسته شده‌ام چاره ديگري ندارم گاهي او را تنبيه مي‌كنم و سرش فرياد مي‌كشم و …
كارشناس: آيا از تنبيه‌ها و فرياد كشيدن‌ها نتيجه مثبتي گرفته‌ايد؟
پدر نوجوان: خير، تازه آنوقت عصباني‌تر و لجبازتر مي‌شود.
نمونه‌اي از مراجعه يك نوجوان به كارشناس:
نوجوان: پدر و مادرم مرا درك نمي‌كنند و اين موضوع مرا عصباني مي‌كند.
كارشناس: چرا فكرمي‌كني كه آنها تو را درك نمي‌كنند؟
نوجوان: آخر مي‌دانيد مثلاً‌ من مي‌خواهم تنها باشم و با دوستانم به گردش بروم اما آنها معتقدند كه حتماً‌ بايد با خودشان باشم و يا اينكه گاهي وقتها آنها كه به ميهماني مي‌روند من مايل نيستم با آنها باشم و همين موضوع باعث درگيري بين من و پدر و مادرم مي‌شود.
 كارشناس: آيا هيچگاه سعي كرده‌اي وضعيت روحي و علاقه‌‌ها و آرزوهاي خود را با والدين درميان بگذاري؟
نوجوان: سعي مي‌كنم اما آنها فكر مي‌كنند كه من هنوز (بچه) هستم و هر كاري كه مي‌خواهم انجام بدهم بايد طبق تصميم‌گيري آنها باشد و اين موضوع مرا رنج مي‌دهد و عصباني مي‌كند.
كارشناس: وقتي عصباني مي شوي چه مي‌كني؟
نوجوان: گاهي فرياد مي‌كشم وگاه نيز از عصبانيت به گريه مي‌افتم دست خودم نيست.
كارشناس: مي‌داني بلوغ به چه معناست؟
نوجوان: راجع به آن چيزهايي شنيده‌ام ولي دقيقاً‌ نمي‌دانم.
كارشناس: بسيار خوب برايت توضيح مي‌دهم و ….
 سنين نوجواني و بلوغ:
   سنين نوجواني و جواني از ديدگاهها و نظريات مختلف متفاوت است اما معمولاً‌ بين 12 تا 25 سالگي را شامل مي‌شود (12 تا 18 سالگي نوجواني و 18 تا 25 سالگي جواني) سن بلوغ در محيط‌هاي مختلف متفاوت بوده عوامل متعددي از جمله عوامل زيستي،‌اجتماعي و جغرافيائي در زمان پيدايش آن دخيل است. ولي معمولاً دختران بين 13 تا 14 سالگي و پسران بين 15 تا 16 سالگي به بلوغ جنسي مي‌رسند.
خصوصيات عاطفي و رواني دوره نوجواني و بلوغ:
      1- عدم تعادل و بي‌ثباتي عاطفي يكي از بارزترين ويژگيهاي اين دوره مي‌باشد. اكثر اوقات به هنگام بروز خشم نمي‌توانند رفتار و گفتار خود را كنترل نمايند. خيلي زود متاثر مي‌شوند به خصوص زماني كه احساس مي‌كنند كسي به حرفشان گوش نمي‌دهد و به همين خاطر دست به اعمال ناخوشايندي مي‌زنند و سپس پشيمان شده خود را سرزنش مي‌كنند. حساسيت‌ها و هيجانات ناشي از زودرنجي كه از خصوصيات دائمي اين دوران مي‌باشد. اغلب به علت تغييرات و تحولات غدد داخلي و ميزان ترشحات هورمونها و نوع تربيت و آموزش دوران گذشته است كه در مجموع وضع زندگي عاطفي آنها را تغيير مي‌دهد و گاهي با كوچكترين برخوردي عصباني مي‌شوند و به هنگام عصبانيت و خشم ممكن است به گريه متوسل شوند و يا غمگين و افسرده به تنهايي پناه ببرند.
     2- مورد توجه همسالان واقع شدن و به خصوص تاييد آنها را كسب نمودن و افزودن دوستان همجنس باعث مي‌شود كه اهميت بزرگسالان در نزد آنها كمتر از همكلاسان و همسالان باشد. بنابراين كسب استقلال عاطفي از والدين نيز در اين دوره از اهميت خاصي برخوردار است.
     3- تحمل شنيدن انتقاد و سرزنش را ندارند،‌ ولي برعكس خودشان از ديگران انتقاد مي‌كنند كه گاهي اوقات منجر به اختلاف نظر با والدين مي‌شود و باعث عدم ارتباط صميمانه با آنها مي گردد.
      4- احساسات فداكارانه و مبارزه با ظالم و دفاع از مظلوم و ستمديده در اين دوره ظاهر مي‌شود.
      5- مي‌خواهند به ديگران بقبولانند كه افراد مهمي هستند، اثبات اين امر كه آنها چندان هم مهم نيستند آنها را مي‌رنجاند.
     6- در برابر ناكاميها حالات ياس و نااميدي به آنها دست مي‌دهد. بسيار غمگين و افسرده مي‌شوند و احساس مي‌كنند ديگر همه ‌چيز تمام شده است و به گريه‌هاي شديد متوسل مي‌شوند.
     7- به وضع ظاهر و لباس و آرايش خود توجه دارند و گاهي مدتها وقت خود را جلوي آئينه به اين امر اختصاص مي‌دهند.
      8- حالات رويايي و عاشق پيشگي دارند.
      9- نگران آينده هستند، آينده تحصيلي، شغلي، اقتصادي، اخلاقي و جنسي كه اين نگرانيها خود موجب پيدايش اضطراب و پريشان خاطري در آنها مي‌گردد.
چند توصيه به والدين و مربيان جهت كاستن مشكلات نوجوانان:
     1- والدين كانون خانواده را محلي امن و پناهگاهي مستحكم براي فرزندان نمايند. به يكديگر احترام بگذارند نبايد در حضور فرزندان به مشاجره پردازند و عيوب يكديگر را در حضور آنها بازگو كنند.
      2- والدين نوجوانان و جوانان را از محبت سيراب نمايند تا آنان به هر آشنا و بيگانه‌اي روي نياورند. آنان بايد به فرزندان خود احترام بگذارند و به آنها كمك كنند تا نواقص خود را رفع نمايند. نصايح و تذكرات خود را با استدلال و منطق و در خلوت با آنها در ميان نهند و هرگز در حضور ديگران به خصوص همسالان به پند و اندرز آنان نپردازند. ضمناً سخني را به آنها بگويند كه خود بدان عمل مي‌كنند.
      3- والدين و مربيان نبايد نوجوانان را به خاطر ضعف‌هايي كه دارند تحقير نمايند و آنها را با همسن و سالان خود مقايسه كرده صفات نيكوي ديگران را به رخ آنها بكشند بلكه در حد توان و ظرفيت آنان از آنها توقع و انتظار داشته باشند و با درك دنياي آنها به هر مقدار كه تلاش مي‌نمايند از آنها قدرداني كنند.
      4- والدين و مربيان بايد به نوجوانان مسئوليت‌هاي مختلف زندگي را واگذار نمايند تا آنها اهل تفكر و كار و زندگي بشوند. ضمناً والدين و مربيان بايد به آنان بياموزند كه از مشكلات نبايد گريخت بلكه راههاي مبارزه با مشكلات و راه حل آنها را به فرزندان و دانش آموزان خود آموزش بدهند.
      5- كمك به برنامه ريزي صحيح براي اوقات فراغت و تقسيم بندي اوقات فراغت جهت درس تفريح و سرگرمي ورزش و هنر مطالعه كتابهاي مفيد و مباحثه با اشخاص مطلع و صالح شركت در اجتماعات مذهبي ترتيب دادن گردشهاي علمي نوشتن خاطرات روزانه تماشاي تلويزيون به طوري كه باعث خستگي زياد جسمي و فكري نشود از اعتدال نيز خارج نگردد و فرد در انتخاب اختيار داشته اجباري در كار نباشد.
      6- كساني كه درمورد دين با نوجوانان و جوانان صحبت مي‌نمايند خود بايد الگوي واقعي دين باشند و به آنچه كه مي‌گويند عمل نمايند. ايمان و اعتقاد قوي به مذهب داشته باشند. توانائي پاسخ دادن به سؤالات نوجوانان را داشته باشند و بتوانند خرافات را از نظريات صحيح ديني جدا كرده به نوجوانان و جوانان ارائه دهند. از نظر اخلاقي خود الگوي اخلاقي باشند با اخلاص مهربان انسان دوست و علاقه‌مند به كار خود باشند. سعه صدر و وسعت نظر داشته باشند. برنفس خود غالب باشند و از اعتدال در امور خارج نشوند باحوصله، صبور و باتدبير باشند و از نظر ظاهر نيز آراسته و تميز و مرتب باشند كه نوجوانان قطعاً‌ تحت تاثير چنين الگوئي قرار خواهند گرفت.
     7- در محيط‌هاي آموزشي بايد نيازهاي نوجوانان مورد بررسي قرار گيرد و هوش و استعداد و علاقه و انگيزه‌هاي آنها شناسايي شود و بر اساس اين شناسايي برنامه‌ريزي آموزشي صورت پذيرد و در اتخاذ روشهاي آموزشي و پرورشي مطلوب بايد از روان‌شناسي نوجواني كمك طلبيد.
     8- به هر نوجواني بايد كمك نمود تا قبل از شروع تحصيلات عالي و تخصصي خود اطلاعات لازم را در اطراف شغلي كه در آينده مي‌خواهد انتخاب كند. كسب كند همچنين به او كمك شود تا به يك خودشناسي دقيق نائل گردد، توانائي‌هاي خود را كشف كند و تصوير جامعي از خصوصياتش به دست آورد. تا بتواند با شناخت خود و آگاهي از مشاغل موجود تصور شغلي و حرفه‌اي خود را در برابر واقعيت مورد آزمايش قرار دهد و پس از تفكر و بحث درباره مشاغل و تجزيه و تحليل واقعيات و اطلاعات موجود به انتخاب شغلي پردازد كه هم رضايت شخصي را تامين كند و هم براي جامعه مفيد باشد.
      9- نوجوانان بسياري از آداب معاشرت و روابط اجتماعي صحيح را در معاشرت كردن و برقراري ارتباط با دوستان و آشنايان مي‌آموزند. بنابراين نبايد آنان را از معاشرت كردن با دوستان و همسالان محروم نمود. عدم ارتباط با دوستان و همسالان مي‌تواند باعث ناراحتي نوجوان شود. زيرا از جمله نيازهاي اساسي اين دوره از زندگي مي‌باشد و منع نوجوان از معاشرت به منزله مبارزه با يكي از نيازها و تمايلات وي مي‌باشد. وظيفه شما والدين و مربيان است كه او را در اين امر مهم ياري دهيد. تا بتواند بهترين گروه همسالان را انتخاب نمايد.
   تـا تواني مي گريز از يار بد      يـار بـد بدتر بود از مـار بد
   مار بد تنها تو را بر جان زند       يار بد جان و بر ايمان زند
     10- در خاتمه بايد گفت: بايد نوجوان را عميقاُ درك نمائيد. تحولات جسماني و رواني كه در وي ايجاد شده است. سازش او را با محيط دگرگون مي‌سازد. در اين حال نوجوان براي سازش مجدد با محيط خود نياز به فرصت دارد. بايد امكان را برايش فراهم نمائيد به او فرصت دهيد تا اشتباه كند، انتقاد كند،‌تصميم بگيرد، در انتخاب فلسفه و روش زندگي او را ياري دهيد. به هنگام لزوم با عطوفت و مهرباني اشتباهات او را برايش گوشزد كنيد. سعي كنيد وي را در كارهاي نيك و پسنديده تشويق كنيد. اگر مي‌خواهيد اعمال و رفتارهاي نادرست وي را گوشزد كنيد اين عمل را با استدلال منطقي و توام با احترام و مهرباني انجام دهيد.
شما هم برای دنياي نوجوانان و نحوه رفتار با آنان نظر دهید  

 
 
 
          
نظرات کاربران برای دنياي نوجوانان و نحوه رفتار با آنان  

نرگس ناصرین می گوید:
دوشنبه 20 شهریور 1391
بسیار اموزنده بود
باقر احمدی می گوید:
یک شنبه 19 آذر 1391
خیلی عالی ومفید بود متشکرم
سید جعفر تقوی می گوید:
شنبه 12 مرداد 1392
با سلام وتشکر از شما مطالب همه خوب و موثر است که شاید طی ماهها تحقیق بدست امده است از شما بسیار متشکرم