مرحوم ملا عبد الله شوشتری فرزند ملا حسين یکی از اکابر علمای شيعه در قرن دهم هجری است. شوشتری از معاصرين مرحوم شيخ بهائی در اصفهان بود و خود یکی از مدرسين بزرگ حوزه اصفهان گرديد مجلسی اول که یکی از شاگردان اوست در وصف  استاد می نويسد: شيخ ما و شيخ همه طايفه اماميه علامه محقق و مدقق زاهد و پرهيزکار، عالم به علم رجال و اخبار، که در اصول فقهی کسی به پايه او نيست... محدث قمی در فوايد می نويسد: عزالدين شيخ اجل مربی فقها و محدثين، تاج زهاد و ناکسين جامع معقول و منقول و مجتهدی در فروع و اصول...

شوشتری از شاگردان شيخ اجل مرحوم مولانا جناب مقدس اردبيلی رحمة الله عليه بود که خود در علم و کمال فضائل اخلاقی (زهد ورع پارسائی علم و حلم و بردباری انجام فرائض و مستحبات مذهبی) چون استادش مقدس بود در خدمت مردم تربيت فضلا ايجاد ابنيه و مدارس و مساجد علما کوشش فراوان نمود از شرح ساير علما چنين استنباط می شود که او قبل از ورود به اصفهان سالها در حوزه عراق از حضور علمای بزرگ عتبات و شاگردان محقق ثانی برخوردار بوده است و پس از ورود به ايران در عصر وی (و شيخ بهائی) حوزه قزوين به اصفهان کشيده شد و در اين حوزه با همکاری علما مخصوصا شيخ بهائی شاگردانی زياد تربيت شدند که بعد از اين دانشمندان بزرگ و نويسندگان شهير عالم تشيع امثال مجلسيها شيخ بهائی ميرداماد محقق خوانساری و محقق سبزواری و محقق شيروانی و ... که از نتايج مکتب اصفهان بودند به عالم تشيع قدم نهادند.

مرحوم شوشتری کتاب فقهی او در چند جلد به نام تتميم در شرح قواعد علامه است همچنين او شرحی بر کتاب ارشاد علامه و الفيه شهيد و حاشيه مختصر عضدی و رساله در عينيت نماز جمعه و ... به رشته تحرير برد. در قرن دهم و یازدهم در اصفهان، ميدان امام، مدرسه ملا عبد الله و مدرسه شيخ لطف الله در نقش جهان به اشاره وی بنا شد و رد آنجا تدريس و ترويج می نمود مرحوم شوشتری سنواتی از عمر شريفش به مشهد رضوی سپری شد و در آنجا در تجديد حرم مطهر مساجد و مدارس و خرابيهای هجوم وحشيانه (ازبک ـ غزان) عامل مؤثری بود. شوشتری در تمام عمر اعمالش بر مدار واجب و مستجب دور می زد مردی ذاکر و اهل تهجد بود نماز شبش ترک نمی شد در عالم آرای عباسی ذکرش مفصل رفته و تمام صاحب تراجم علما او را به خوبی متذکرند. صاحب حدايق (یوسف بحرين که او را خواهی شناخت) به نقل  از اساتيد خود گويد: شبی تا صبح با عدۀ از علما به منزل شيخ بها (در اصفهان) تا به سحرگاهان به بحث و مذاکرات علمی نشستند قبل از اذان از حضار اجازه مرخصی خواست حضار مخصوصا شيخ بهائی به او اصرار نمودند بمانيد تا به فضل جماعت شما نيز بهره مند باشيم از حضار اصرار به ماندن و او اصرار به رفتن یکی از شاگردان او می گويد بعدا از مرحوم شوشتری پرسيدم چرا آن شب برای اقامه جماعت صبحگاهی به خانۀ شيخ بهائی نمانديد جواب داد به خود انديشيدم که اگر علامه ثانی شيخ بهائی به من اقتدا کند وضع حالم با ساير احوال در مقابل کاشف الاسرار یکی نخواهد بود (آن توجه خالصانه در بندگی معبود فراهم نمی شود). مرحوم شوشتری به نقل از مرحوم مجلسی در دهه اول محرم سال 1021 سحرگاه جمعه پس از تهجد شبانه از اطاق بيرون آمد که بداند طلوع کشيده یا نه پيک اجل او را مهلت نداد و در دم جان سپرد عاش سعيداً و مات سعيداً. مرحوم مجلسی می نويسد: روز وفات او را اصفهان تا آن روز به خود نديده بود گوئی عاشروای حسينی تجديد شده هزاران نفر از طبقات مختلف به تشيع جنازه اش تبرک جستند و برای چند ماه در اصفهان او را به خاک امانت سپردند و خاک به امانت خيانت نکرد و جسد تازۀ او را پس از یک سال و کسری به کربلای معلی حمل نموده به کنار خاک شهداء دفنش نمودند رحمة الله عليه.

 بازگشت...