|
|
|
محمد بن حسن طوسی خواجه نصیرالدین بدون شک یکی از بزرگترین دانشمندان جهان بشریت بود. تمام دانشمندان و فلاسفه حکما و متکلمین شرق و غرب و همه مسلمانان جهان او را به استادی می شناسند نه تنها حکما و دانشمندان بلکه علمای فنون مختلف وی را به استادی پذیرفته اند زیرا آنجا که صحبت از هیئت و نجوم، هندسه و ریاضیات و ... به میان آید. به عصر خویش در حدّ اعلای این فنون قرار دارد و اگر صحبت علوم نقلی فقه و اصول حدیث تفسیر شود چون ستاره درخشان در آسمان فقاهت می درخشید و اگر صحبت علوم نقلی حکمت و کلام و عرفان به میان آید حنای فلاسفه و حکما نزد او رنگی ندارد و چون صحبت از زهد، عبادت، تقوی و دیانت به میان آید جناب ایشان به کنار سلمان و مالک اشتر می نشیند و چون صحبت از سیاست و مملکت داری، نوع دوستی و مردم داری و هر گونه سیاست صحیح اسلامی به میان آید به عصر خویش نمونه و مشابهی در ایران ندارد. بعضی را عقیده بر آن است که بعد از معصومین چنین شخصیتی تمام بعدی جهان بشریت به مثل او بخود ندید چه آنکه آن جناب توانست به فاصلخ کوتاهی خوی وحشیانه امرای مغول را به یک خوی انسانی و اسلامی تبدیل سازد و بعضی آنها پس از تعقل با سلام دعوت نماید. در دنیای دیروز که شیطان وجود نداشت و اروپا نیز قبل از دوره رنسانس قرنها در جهالت و نادانی به سر می برد. خواجه در جهان اسلام چون آفتابی پر نور بر آسمان ظلمت پرتو افکند و افکار او شرق و غرب عالم جهان بشریت را متوجه دانشها نمود و به طور خلاصه نورانیت این بحر مواج در ظلمتکده جهان آن روز به حقیقت سراجی وهّاج بود. به سال 597 اواخر قرن ششم در شهر طوس متولد شد و پس از خواندن نوشتن در نوجوانی عازم نیشابور شد و از حضور دانشمندان آن عصر فریدالدین و قطب الدین نیشابوری کسب علوم نمود و مدتها از حضور شاگردان فاضل راوندیها و رازیها که خود به مقام استادی رسیده بودند بهره مند بود و امثال علامه حلّی از محضر او استفاده نمودند. علامه در وصف استاد خود خواجه طوسی می نویسد: در علوم عقلیه و نقلیه افضل الناس بود و در تألیفات و تصنیفات بحری موّاج او بر تمام علوم متصوره ید طولانی داشت و تالیفات متعدد و ارزنده او بزرگترین دلیل بر احاطه دانشهای بیکران او دارد. اهمّ آثار او بدین قرار است: اثبات واجب الوجود، اثبات عقل و فعل، تذکره النصیریه، فرایض نصیریه، اثبات بقای نفس انسانی، تجرید الاعتقاد، تذکره الهیّه، تذکره نصیریه، فصول نصیریه، اخلاق ناصری، اساس الاقتباس، اوصاف الاشراف، معیار الاشعار، اقسام حکمت، صفات الجواهر، رساله سی فصل، رساله جبر و اختیار، شرح تجرید، شرح تذکره، تحریر اقلیدس، تحریر مجسطی، تحریر کره متحرکه، تحریر اصول هندسه، اختیارات نجوم، آغاز و انجام، مبدأ و معاد، نقد، نقد محصل، نقدالتزیل، جواهرنامه، زبده، طلوع و غروب، علم مثلث، مساحت اشکال، جامع الحساب، جام گیتی نما، جبر و قدر، جبر و اختیار، بابهای اسطرلاب. طرز تفکر خواجه و طرح مسائل مختلف علمی و کتب ارزنده اش در آن جهان آشوب و غارتگری و با به اسارت رفتن او در قلعه الموت و پیامبر گونه رفتار او بر مردم، انسان را به نوعی شگفتی و اعجاب می کشاند که چگونه تراوشات مغزی خویش را این گونه بر صفحات کاغذ پیاده نمود چون خواجه بهترین ایام عمر خود را چون فردی زندانی زیر نظر مأموران حسن صبّاح در دژ سخت قلعه الموت گذرانید و پس از تصرف قلعه ( به وسیله مغولان ) فقط نه سال زمان هلاکو تصدی اوقاف مملکت و سرپرستی علما و نظارت در کار ساختمان رصد مراغه به عهده او بود در کارهای سیاسی و کشورگشاییها مخصوصاً فتح بغداد دخالتی نداشت و پس از مرگ آخرین خلیفه عباسی بعضی از علمای بزرگ اهل سنت را از قتل حتمی به دست این وحشیان نجات داد و در حفظ آثار و کتب اسلامی و میراث های چندین ساله کوشش فراوان می نمود. در مورد صفاتو اخلاق فاضله او علما شیعه و سنی در کتب خویش وی را به جوانمردی و سخاوت و بخشش ستوده اند. چند بار در حوزه علمای بغداد و حوزه درس محقق در شهر حلّه از نزدیک بازدید به عمل آورد و گاه مدتی در جلسه درس محقق اول مستمع سخنان فقهی می شد و آنان را تشویق می نمود. پس از فتح بغداد با تأکید وی مسئولیت آن دیار به عهده سید بن طاووس رحمة الله علیه قرار گرفت. در زمان هلاکو و بعد از مرگ وی خواجه سرگرم ساختن رصد مراغه بود رصد با همکاری چندین نفر از متخصصین مختلف ممالک اسلامی دیگر و با همکاری قطب الدین شیرازی، عروضی دمشقی و نظارت مستقیم خواجه گامی بلند در جهان دانش آن روز بود قسمتی از بنای با شکوه رصد اختصاص به مخزن کتاب داشت. صاحب تراجم علما نوشته اند در جهان آن روز ( با نبود چاپخانه ) خواجه کتابخانه تأسیس نمود که بیش از چهارصد هزار جلد کتاب در فنون مختلف علمی در آن به چشم می خورد و قسمت زیادی از این کتابها در جنب بنای رصد مراغه جاسازی شده بود. مسئله ساختن رصد مراغه حاکی از پیشرفت های علمی و نجومی آن روز و شناخت مواضع ستارگان و حرکت کرات و گردش زمین به دور خود و کرات و چگونگی اختلاف شب و روز به وسیله اشکال هندسی کروی صورت گرفت و این کار او اگر به وسیله دانشمندان بعدی به طور صحیح دنبال می شد ایرانیان قرنها در علوم مختلف از اروپا جلو بودند و خلاصه کارهای علمی خواجه پی ریزی پیشرفت علوم آینده جهان بشریت بود که متأسفانه در قرون گذشته اخیر ملتهای غرب به رخ مسلمین کشیدند. ولادت روز شنبه یازدهم جمادی الاول به هنگام طلوع خورشید به سال 597 و غروب خورشیدجمالش در روز دوشنبه هجدهم ذیحجه 672 در شهر کاظمین بود. به هنگام احتضار به او گفتند اجازه می دهید پس از مرگ جنازه ات را به خاک نجف دفن کنیم. جواب داد: من از حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام خجلت می کشم حال وصیت نمایم که جنازه ام را از کاظمین خارج سازند. وقتی خواستند او را پایین پای حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام دفن کنند به قبری آماده شده که در روز شنبه 11 جمادی الاول سال 597 ( روز تولد خواجه ) به وسیله خلیفه وقت جهت خویش آماده کرده بود ( اما به جای دیگر مدفون بود ) برخورد نمودند قبر مذکور اطرافش کاشی شده و تاریخ مذکور در آن پیدا شد مردم به شگفت آمدند و خواجه را در همان جا پایین پای جوادین علیهما السلام در کاظمین مدفون ساختند. رحمة الله علیه. |