|
|
|
شمس الدين محمد بن مکی عاملی مشهور به شهيد اول عليه الرحمه یکی از بزرگترين فقهای مکتب اسلام در قرن هشتم هجری است. بعد از محقق اول فقيهی به مانند وی جهان اسلام به خود نديد که پس از چند قرن هنوز نظريات فقهی او سرچشمه آرای فقهی علمای بزرگ مکتب است و قرنها است که کتاب فقهی او در عداد اهم دروس تحصيلی دانشجويان و اعلام ما تدريس شده و می شود اين کتاب لمعه نام دارد (گويند لمعه را ظرف چند روز در کنج زندان به رشته تحرير برد و به جز مختصر النافع محقق کتابی با خود نداشت) شهيد اول و شهيد ثانی روحی لهما الفداء یعنی جامع ترين فقهای اسلام با اراده و پر کارترين دانشمندان جهان، پرمايه ترين ادبيان روزگار مجسمه فضيلت و بزرگواری و تقوی رونق دهنده اخبار و آيات قرآنی عارفانی در بلندترين قله ايمان، و عرفان، سير کنندۀ در عرصه جهان اسلام نويسندۀ محقق از فقه مکتب اولياء تقديم کننده روح و جسم واستخوان دهنده خون به پيکر درخت اسلام و سپس بر باد دهنده سلولهای اندام بر اندام بی جان مردمان. شهيد اول و شهيد ثانی بعد از واقعه جانگداز شصت و یک هجری در جهان اسلام از نخستين شاگردان اين مکتبند که به افتخار اين لقب نائل گرديدند و بعد از اين دو مکتب ما را شهيد ثالث نه یک نفر بلکه تا به امروز... هزاران شهيد عالم و هزاران هزار شهيد فاضل... تا قيام مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشريف». تمام صاحب روضات از ديدگاه فقهی شهيد اول را پيکری واحد در قالب چند دانشمند بزرگ می بيند سپس وی را جامع علوم آنان می شمارد او می نويسد: شهيد اول بعد از محقق بزرگترين فقيه جهان در علم فقه و قواعد احکام مانند شيخ صدوق در نقل احاديث اهل بيت مانند مفيد و سيد مرتضی در اصول عقايد و کلام و الزام خصم مجادله ساز و مانند شيخ طوسی در وسعت اطلاع و فنون مختلف، و کثرت شاگرد و استاد و چون محمد بن ادريس در نقض و ابرام مطالب فقهی و شبيه خواجه طوسی در حل مشکلات و همين گونه خصايص مهمه: شريف رضی، محقق خوانساری، علامه مجلسی، و وحيد بهبهانی را بر شمرده و در قالب یک پيکر متمرکز می سازد. خواننده عزيز حقيقت اينکه سالهای متمادی است که از مطالعه شرح حال سيدين و شهيدين و امثال اينها لذت می بردم و امثال اينها مرا وادار به عرض ارادت و اظهار عشق صادقانه بدانها می نمود تا امسال که از فراغت بيشتری برخوردار است شب و روز مرا با مرکب اشک چشم به جلو می کشانند و ندانم اين رشته که سر درازی دارد به کجا و چگونه خاتمه یابد. حاشيه رفتم شهيد عزيز به سال 734 هجری در قريۀ از جبل عامل (جبل عالم یعنی کوه های عالم خيز لبنان) به جهان ديده گشود و در اوان بلوغ پس از مقدمات علوم از حضور فخر المحققين، سيد عميدی، ابن نما، قطب الدين رازی، و دهها عالم ديگر از علمای فريقين در حله و عراق و اماکن ديگر به مراتب علمی و عملی اخلاقی و معنوی نائل آمد و خود را در اثر جد و جهد و مطالعه و تحقيق و مباحثه و تصنيف و تدريس به پايهای رسيد که در رديف اساتيد بزرگ فقه قرار گرفت و اعلامی چند که انشاء الله به مطالعه آنها خواهيم رسيد از محضرش به مقام علمی نائل آمدند. علامه امينی در شهداء الفضيله به ذکر اولاد و احفاد و خاندان او پرداخته و تا قرن حاضر آنها را در عداد اعلام و فضلای بزرگ متذکر است. فرزندان شهيد رضی الدين محمد، ضياء الدين علی، جمال الدين حسن و همچنين والده آنها و خواهر فاضله آنها از بزرگان فقهای عصر خويش بوده اند. شهيدين و خاندان و اسباط آنها مصداق کامل آيات شريفه ومن یطع الله و الرسول فاولئک مع الدين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اولئک رفيقا ـ والذين اتوا العلم درجات و مصداق آيه شريفه و لا تحسبن الذين قتلوا فی سبيل الله امواتا ... می باشند. در جهان امروز که وظيفه ما حفظ وحدت و اتحاد بين مسلمين است کاری به جزئيات و چگونگی شهادت او نداريم اميد از کليه نوجوانان و مسلمانان متعهد جهان که خود خوب بينديشند و به دنبال حقيقت روند و از زير یوغ استعمارگران و نوکران داخلی آنها به کشور خويش خود را رها سازند و چون بعض ملتها تولدی تازه به جهان بشريت نمايند و هدف از زندگی آزاد و حکومت پيامبر گونه را دريابند اجازه می خواهد به ذکر اهم آثار او و شهادت آن سرور اشاره نمايد: لمعه دمشقيه، دروس شرعيه، ذکری، غاية المراد، خلاصه الاعتبار، اربعين، مزار، بيان و رسائل الفيه و نفليه از تأليفات سودمند اوست. به طور خلاصه نوشته اند: که شيخ شهيد در زمان حکومت برقوق (در سوريه و شام) به علت بعضی اتهامات زندانی شد و نزد قاضی صيدای مالکی، متعصبين افکار شهيد را منحرف و دور از اسلام نشان دادند و شخصی به نام اين جماعه در نزد برقوق و با حضور شهيد ضمن قرائت مطالبی مجعول از و طلب توبه نمودند. شهيد بعد از رد اتهامات و مردود بودن حکم غيابی گفت به فرض محال اگر به زعم شما آنچه می گوئيد درست است توبه می کنم. در اينجا ابن جماعه ناگزير رو به قاضی برهان مالکی نمود و گفت مطابق مذهب خود او را محاکمه کن و حکم قطعی صادر نما و والا از منصب خود معزولی، برهان الدين پس از انجام وضو و خواندن دو رکعت نماز دستور قتلش را (ضمن جملاتی) صادر نمود، به شمشير جفا سر از تنش جدا نمودند او را به دار زده سنگ سارش نمودند و سپس جسد او را آتش زده خاکسترش را نيز به باد دادند 786. او برای هميشه در قلوب مسلمين و مؤمنين جايگزين شد و زنده جاويد گشت. سلام و درود فراوان جهانيان متعهد به روان پاک شهدای راه فضيلت باد. |