|
برخورد با دوستان
نسبت به اصحاب و ياران، همواره
تفقد و مهرباني می کردند. مسائل و گرفتاري
هاي مردم را می پرسیدند و... معمولاً بزرگ هر قوم را گرامي
می داشتند و حتي الامكان او را بر آن قوم
رئيس قرار می دادند...
كارهاي نيك را همواره تقويت و نيك
می شمردند و كارهاي
زشت را هميشه خوار و زشت می دانستند...
در كارها ميانه رو بودند. كساني از
مردم كه خيرخواه بودند در نظر او برگزيده
بودند... در مجالس جايگاه معيني نداشتند و از
اين كار منع می فرمودند... هرگز طوري رفتار
نمی کردند كه كسي تصور كند ديگري بر ایشان مقدم
است. اخلاق خوش داشتند و گشاده رويي ایشان چنان
بود كه همه اصحاب او را چون پدر خويش مي
دانستند... هميشه خنده رو، خوش خلق و ملايم
بودند...
|