ادراک اشیاء و راههای آن

پرسش از حقیقت اشیاء، دغدغه ذهنی و تاریخی نوع بشر است.

این حیوان باهوش _ یا به قول مناطقه و فلاسفه، حیوان عاقل _ هر گاه با شیء ای برخورد کند، بلافاصه آن را موضوع شناسایی خود قرار می دهد و در اطراف آن به نقد و نظر و کاوش می پردازد.

« وحی » نیز از جمله « موضوع های شناسایی » این موجود باهوش و عاقل است.

از بدو تاریخ نبوت، این موجود با این پدیده مواجه بوده است. با تلاش در جهت حقیقت یابی و شناسایی پدیده « وحی » سلوک نموده و آنچه در توان داشته، برای حل این معضل، دریغ نورزیده است.

ولی « حقایق » اشیاء کالاهایی نیستند که بتوان آنها را در هر بازاری یافت.

این تجربه ای که کاسب آن خود بشر است و او خوب می داند که دست رسی به حقایق اشیاء اگر محال نباشد، بسیار دیریاب است و فوق العاده مشکل.

با این حال آیا لازم است، بشر با این هوش ناچیز خود همه اشیاء و حقایق آنها را شناسایی کند؟

اگر مراجعه ای ولو بسیار اندک به تاریخ تجربیات بشر داشته باشیم، پاسخ این سؤال را منفی خواهیم یافت. آنچه که تجربیات بشر در اختیار ما می گذارد، این است که طرق شناسایی اشیاء، منحصر به یک راه نیست.

همان گونه که اشیاء کثیر است، روش و طرق این شناسایی نیز بسیار است.

بخش بسیار اندکی از اشیاء این جهان را می توان با « عقل » شناخت.

اینجا حرف از شناخت اشیاء است، نه « شناخت حقایق این اشیاء ».

می دانیم که هر « شی ای » یک صورتی دارد که همان نحوه وجود فیزیکی این شیء است _ البته در اشیاء مادی _ و یک حقیقتی که این صورت حاکی از آن است.

ما بوسیله عقل، نهایت چیزی که می توانیم بشناسیم، همین ظواهر و عوارض این اشیاء مادی است.

ما فقط می دانیم که آب از « H2o » تشکیل شده است. یعنی ساختمان آب، از ترکیب «o  » و « H » با تعداد مشخص تشکیل شده است.

سؤال اساسی ما این است که آیا اگر در جایی « o » و « H » وجود داشت و اینها کنار هم قرار گرفت، بلافاصله آب درست می شود و آیا پای علل و اسبابی دیگر در کار نیست؟

نیز، آیا تا به حال دانشمندان توانسته اند به این حقیقت واقف شوند که این ترکیب چگونه آتش را نابود می کند؟ در صورتی که « o » و « H » از بزرگترین و مهمترین آتش زنه های این جهان مادی است.

بنابراین با سلاح « عقل و تجربه » نمی توان از حقایق بسیاری از اشیاء آگاهی یافت.

با این حال، راه شناسایی اشیاء منحصر به راه نیست. راه های دیگری نیز برای کشف اشیاء وجود دارد. از این مسأله که بگذریم، باید گفت:

راه های کشف اشیاء نیز از یک سنخ نیستند. بعضی از راه ها برای بشر آسان یاب است.

« تجربه » آن راه آسان یاب است. می توان مدتی نزد استاد کاری زانو زد و حرفه و فن او را آموخت. البته دامنه « تجربه » بسیار وسیع است. آنچه در مثال فوق ذکر شد، نمونه ای سفلی از این روش است. کشفیات دانشمندان تجربی در افق های گوناگون علوم تجربی از نمونه های عالی این روش است.

اگر کسی را توانایی سیر و سلوک در این روش باشد، و بتواند به سلامت به سر منزل مقصود برسد، یافته های او می تواند از صحیح ترین و قابل اعتماد ترین یافته ها باشد.

با وجود این، یک سؤال بزرگ در برابر این یافته ها وجود دارد که:

« آیا این گزارش از آن یافته توسط این مالک می تواند همان باشد که او به آن رسیده است»؟

پاسخ به این سؤال بسیار دشوار است. به حدی که خود این رهروان نیز به آن پاسخ یکسانی نداده اند. راه دیگری نیز برای شناخت اشیاء و حقایق آنها وجود دارد که به نام « کاوش عقلانی » مشهور است.

این راه یک راه عمومی است و تا حدودی مطمئن.

البته این « اطمینان » در صورتی می تواند صفت این روش واقع شود که رونده و سالک این طریق از همه امکانات پیش بینی شده در این راه کمال استفاده را بتواند به عمل آورد.

آخرین راهی که می تواند مطمئن ترین راه برای شناخت حقایق اشیاء باشد، راه « وحی » است.

همین مقدار می توان در این باره گفت که: « ادراک منتهی به وحی، از سنخ ادراک های بشری و معمولی نیست. بلکه ادراکی است غیر عادی و به وسیله حس مخصوصی که ویژه پیامبران آسمانی است، انجام گیرد ».

بازگشت ...