برگشت به صفحه دين

تمام كردن حجّت

 آيا تا به حال شنيده ايد كه كسي به شما بگويد، اين آخرين باري است كه به شما تذكر ميدهم؟ اگر اين كلام را شنيده باشيد، آيا به معناي آن توجّه نموده ايد؟ به راستي معناي اين كلام چيست؟ در صورت توجه كردن بر آن و عمل نمودن بر طبق آن، چه تبعاتي را به دنبال داشته است؟ و در صورت توجه نكردن و عمل ننمودن بر طبق آن چه عاقبتي در انتظار شخص خواهد بود؟

لحن اين جمله اين معني را مي فهماند كه بايد به همه آنچه قبل از اين گفته شده است عمل شود و تمام توجه، فكر و ذكر انسان معطوف به آن چيزي باشد كه قبل از اين گفته شده است. و الا اگر كسي نسبت به آنچه گذشته است،‌ سهل انگاري نمايد و به آنها كم توجهی كند، عاقبت خوشايندي در انتظار او نخواهد بود.

يك مثال بسيار روشن، قوانين جاري بر يك كشور است. فلسفه طرح قانون اين است كه به همه اعلام دارند كه اگر بر طبق اين قانون عمل شد، صلاح و فلاح مملكت و مردم تأمين خواهد شد. و گرنه هرج و مرج، بر مملكت حاكم خواهد شد و هيچ چيزي بر جاي خودش، باقي نخواهد ماند.

يكي از علّت هايي كه بودن انبياء براي بشر لازم است، اين مي باشد كه، هر آنچه را که مردم  نمي توانند خودشان به دست آورند و برآورده سازند، در اختيار آنان بگذراند، تا بشري كه در برابر خداوند مهربان عصيان مي كند و دست به كارهاي خلاف شرع مي زند، هيچ گونه عذر و بهانه در روز بازپسين نداشته باشد. زيرا اگر انبياء راههاي هدايت و ضلالت و قوانين مربوط به آنها را براي انسانها گوشزد نمي كردند، انسان ها حق داشتند كه لب به اعتراض بگشايند و بر آنچه بر آنها مي رود، خورده بگيرند كه اگر اين كار آن عواقب را داشت، چرا براي ما بازگو نشد؟

اينجاست كه خداوند انبياء را به سوي مردم مبعوث مي كند و تمام راههاي هدايت و قوانين مربوط به آن را براي بشر بازگو مي نمايد تا اتمام حجّت شده باشد و بشر هيچ گونه عذري براي ارتكاب معاصي و گناهان نداشته باشد. بدين وسيله، خاطي جزاي خطاي خود را مي بيند و آنکه بر اساس هدايت خداوندي گام برمي دارد، به اجر و ثواب اعمال خود دست مي يابد.

برگشت به ابتداي صفحه