|
نجات انسان از ولايت طاغوت تاريخ به ما مي آموزد كه كار انبياء مبارزه بوده است. اين مبارزه در زمانهاي گوناگون شكلهاي مختلفي داشته است كه در ذيل به بعضي از آنها اشاره مي شود: مبارزه با جهل: جهل، اولين دشمن انسان بوده است. به همين جهت خداي بزرگ زماني كه پيامبرش را بر روي زمين قرار داد، او را عالم به تمامي اسماء نمود. اين دشمن، كار خود را از درون انسان آغاز می کند تا آنگاه كه پاي را از درون بيرون نهد و اجتماع و اطراف او را نيز در خود غرق كند. يكي از دلائلي كه اولین كار پيامبري با معلّمی شروع مي شود، همين جهل است. مبارزه با جاهلان: كار ديگر پيامبران اين بوده است كه جاهلان را از جهلشان آگاه نمايند. به آنها راههاي روشنايي و هدايت را بنمايانند و آنها را به نور و روشني رهنمون كنند، و اموري را كه براي انسانها لازم است به آنها گوشزد نمايند و كارهايي را كه به ضرر آنهاست، برايشان نشان دهند و معرفي نمايند. مبارزه با خرافات، رسوم و عادات جاهلانه: يكي از ويژگيهاي رسولان، مبارزه با خرافات است. اصولاً زماني كه جهل دامنگير كسی يا كساني می شود آنها را متّصف به صفت جاهليت می نماید، انواع و اقسام خرافات و عادات جاهلانه را براي آنها به ارمغان مي آورد. كم كم خرافات را در بين آنها رايج مي كند و بعد از مدتي سايه شوم آن بر تمام هستي آنها مستولي مي گردد. اينجاست كه رسولان به انسان ها هشدار مي دهند و آنها را از عمل به خرافات بر حذر مي دارند. اين مبارزه به حدي در بين انبياء شيوع داشته است كه بعضي گمان كرده اند، اصلي ترين وظيفه انبياء مبارزه با جهل و خرافه بوده است. هيچ پيامبري را نمي توان در تاريخ يافت كه اين كار را نكرده باشد. مبارزه با استبداد، مستبد، ستم و ستمگر: يكي ديگر از كارهاي مهم انبياء مبارزه با ستم و ستمگر بوده است. وقتي تاريخ را ورق مي زنيم ، تك تك انبياء را مشاهده مي نمائيم كه با مستبدان و طاغوتيان قوم خود در مبارزه بوده است. حضرت آدم، نوح، ابراهيم، موسي و عيسي علیهم السلام و رسول گرامي اسلام صلی الله و علیه و آله و سلم، هر كدام به صورتي با مستبدان و ستمگران به مبارزه برخاسته اند و بشريت را از شر آنها نجات داده اند. نجات انسانها از ولايت طاغوت: اين امر نيز يكي از كارهاي اساسي انبياء بوده است. نقش پيامبران در مبارزه با طاغوت، استبداد، اختناق و درگيري با مظاهر طغيان از اساسي ترين نقشها می باشد. قرآن كريم بر اين نقش انبياء تأكيد فراوان دارد كه: اولاً: به پا داشتن عدل را به عنوان هدف بعثت و رسالت ذكر مي كند. ثانياً: در داستانهاي خود درگيري پيامبران را با مظاهر استبداد مكرراً يادآوري مي كند و د برخي آيات خود تصريح مي كند كه طبقه اي مستبد با پيامبران همواره در ستيز بوده اند. |