برگشت به صفحه دين

حضرت صالح عليه السلام

 يكي ديگر از اقوامي كه مورد غضب و عذاب الهي واقع شد، قوم ثمود بود.

اين قوم نيز همانند قوم عاد، داراي رفاه فراواني بودند. به گفته روايات اسلامي، چيزي از نعمات دنيوي نبود كه نداشتند. اما آنچه را كه تجربه به بشر ثابت كرده است، اين است كه رفاه مادي هميشه نيكو نيست. بلكه بسياري از اوقات بلاي جان انسانها مي شود.

اين قوم را نيز جمال و رفاه مادي كور كرد به حدي كه پيامبر خدا را نديدند. دستورات او را نشنيدند. آنها را به وسيله بادي سرد و سوزناك كه مغز استخوان را مي سوزاند، هلاك گردانيد.

خداوند حضرت صالح عليه السلام را براي هدايت و  راهنمايي اين گمراهان به پيامبري برگزيد. حضرت صالح عليه السلام آنها را از شرك، جهل و خرافه بر حذر مي داشت و مي فرمود: آيا نمي پرهيزيد از عذاب خدا ؟ بدانيد كه من بخاطر رسالت و تبليغ دين، از شما مردم، هيچ فردي نمي خواهم. همه مي دانيد كه من رسولي امين هستم. آيا گمان مي كنيد، اين نعمتها هميشه در اختيار شما است؟ آن قوم بد سيرت، به جاي تبعيّت از حضرت صالح عليه السلام او را متّهم به ديوانگي كردند و گفتند: كه بر اثر جادو عقلت زائل شده است. اگر راست ميگويي و چون ما عاقل هستي، نشانه اي از قدرت پرودگارت بياور. چگونه ممكن است، بشري را كه مانند ما باشد، متابعت نماييم. كه اگر اين كار را انجام دهيم، همانا به گمراهي و ديوانگي خواهيم بود.

اما حضرت صالح عليه السلام از سخنان درشت آن قوم، ناراحت و دل رنجور و خستگي به خود راه نداد. بلكه ديگر بار به هدايتشان پرداخت و آنها را به سوي خدا خواند.

اما آن قوم نه تنها حضرت را تبعیت نكردند بلكه دست به طغيان زدند و گفتند: ما تا زماني كه از دل اين كوه سنگي شتري ماده و نه ماهه آبستن، بيرون نياوري، به تو و خداي تو ايمان نخواهيم آورد. بنابراين اگر راست مي گويي و پيامبر مي باشي اين كار را انجام بده.

حضرت صالح همان را كه اين قوم خواسته بودند از خداوند قادر خواست. ناگاه كوه شكافته شد و شتري ماده و آبستن از آن خارج شد و معجزه اي ديگر از معجزات انبياء جامه عمل پوشيد. اما آن قوم نه تنها ايمان نياوردند بلكه شتر حضرت صالح را نيز كشتند. بعد از آن عذاب الهي بر آنها نازل شد. در متون مقدس آمده است كه شب هنگام، صدايي مهيب در آسمان پيچيد. آن صدا به حدي وحشتناك و سهمناك بود كه حتي فردي از آن قوم مشرك و گمراه زنده نماند.

 برگشت به ابتدای صفحه