برگشت به صفحه دين

« نيازي به مكان ندارد »

معناي « مكان» را همه مي دانيم. اتاقي كه در آن نشسته ايم و مشغول نوشتن يا مطالعه مي باشيم، يك « مكان» است. اما كوچك. به همين ترتيب، متعلق به محلّي، شهري، كشوري، قاره اي، سياره اي به نام زمين، منظومه اي به نام شمسي، كهكشاني به نام راه شيري و كيهاني كه نه از اولش آگاهي داريم، نه از انتهايش اطلاع. اما مي دانيم كه اولي دارد و آخري نيز حتما دارد. آنچه را كه برشمرديم، همه نوعي مكان هستند. يكي كوچكتر و ديگري بزرگتر. همه آنها اما يك وجه اشتراك دارند كه عبارت از « محدود بودن » آنها مي باشد.

اكنون سوال اين است: آيا حق تعالي نيز به « مكان» نياز دارد؟

جواب اين سوال نهفته در سئوالی ديگر است به اين نحو كه: آيا « مكان»، خالق است يا مخلوق؟ به عبارت ديگر: آيا « مكان» را كسي آفريده است و يا اينكه خالقي ندارد. بلكه خود، خالقِ خود است؟ پر واضح است كه « مكان» خالق نيست. زيرا احمقانه خواهد بود كه بگوئيم، اتاقي كه من و شما از آن استفاده مي كنيم، حتي پنجره هايش را آفريده باشد.  زيرا اگر كسي يا چيزي متصف به صفت خالقيت شد، بايد دست او در آفرينش، باز و هيچ گونه محدوديتي نداشته باشد. اگر محدود شد، خالق نيست. چون خالق نيست، پس مخلوق است و نيازمند خالق. وقتي اين گونه شد، نمي توان گفت كه خالق نيازمند به او است. چون باعث مي شود كه حق تعالي اختصاص به مكاني غير از مكاني ديگر داشته باشد. اين مسئله غير از اينكه نياز خداي سبحان را مي رساند، دالّ بر جسميت او نيز مي باشد. در صورتي كه خداوند منّان منزّه از جسميت و نياز است.

برگشت به ابتداي صفحه