|
« بي نياز است و شريك ندارد » «شريك» به معناي همدست و هم بهره مي باشد. «شراكت» امري است كه بين دو يا چند نفر ايجاد مي شود. يعني امري است كه: 1) به طرفين نياز دارد. 2) نيازمند چيزي است كه بايد عمل شراكت بر آن انجام شود. 3) اين مهم را مي رساند كه يك طرف شراكت، از عهده انجام آن نمي تواند برآيد. 4) مقوله اي به نام « احتياج و نياز» طرفين را براي انجام اين عمل وادار كرده است. 5) طرفين شراكت، منفعت و سودي در امر شراكت مي بينند و همين سود و بهره است كه برخي امتيازات را يكي به نفع ديگري واگذار كرده است. اگر يكي از موارد پنجگانه در امر شراكت، متحقق و موجود نباشد، نه شراكتي به وجود خواهد آمد و نه شريكي! اكنون مي پرسيم: چرا نبايد خداوند سبحان شريك داشته باشد؟ با اندكي فكر و انديشه، مي توان جواب پرسش مزبور را در تحليل ذكر شده در چند سطر فوق به دست داد. جز تحليل فوق، جوابي ديگر نيز مي توان براي پرسش فوق ارائه نمود كه به شرح ذيل است: « اگر خداوند سبحان، شريكي مي داشت و به جاي يك خدا، حداقل دو خدا داشتيم، از دو حال خارج نبود: اول ـ مي توانست شريك خود را از كار خلق عالم باز دارد و دست او را ببندد. دوم ـ نمي توانست چنين كاري كند. اگر مي توانست شريك خود را از فعل خلق كردن باز دارد، پس شريك او ناتوان مي باشد و نمي تواند در برابر خواسته شريك خود مقاومت كند. پس همرديف او نيست. بلكه داراي مرتبه اي پايين تر مي باشد. و اگر نمي تواند شريك خود را از كار خلقت باز دارد ، پس قدرت بر برخي از امور ندارد. لذا ناقص است. بنابراين هر دو از ميدان خارج مي شوند. بنابراين ، خداوند سبحان داراي شريك نمي باشد. و كسي كه شريك ندارد، به طريق اولي، نياز نخواهد داشت. بلكه كامل به تمام معنا است». |