|
« ادراك » هر روز با منظره اي از گلها، درختان، خيابانها، اتومبيل ها، انسان ها و ... مواجه مي شويم. صبحگاهان، قبل از رفتن به سوي كار و پيگيري برنامه روزانه، مقداري چاي، قهوه، شير و... را روي اجاق مي گذاريم و با گرم كردن آن به سفره مان زينت مي بخشيم. هنگام خروج از منزل، با خانواده يا دوستان خداحافظي مي نماييم و شبانگاه كه به منزل برمي گرديم، سلام كرده و احوال خانواده و دوستان را مي پرسيم. آنچه كه ذكر شد، نمونه هايي از آگاهي ما به محيط اطراف مي باشد. ما از منظره گلها انتظار روح افزايي، نشاط و انبساط داريم. از چاي و قهوه و نوشيدني هاي ديگر انتظار رفع تشنگي داريم. همين طور، از خانواده و دوستان، انتظار محبت و شادكامي داريم. زيرا اگر محبت نبود، نه خانواده اي و نه دوستاني و نه نزديكاني بود. همه آنچه را كه برشمرديم، نشأت از ادراك ما مي گيرد. به اين معنا كه ما در خود محبت، سيري، گرسنگي، نشاط، روح افزايي و انبساط را احساس مي كنيم. چون آنها را در خود مي يابيم. پس ما نسبت به بعضي از امور، ادراك داريم. ناگفته نماند كه اين نوع از ادراك متناسب انسان است. زيرا او داراي حواس ظاهري و باطني مي باشد. از طريق حواس ـ پنجگانه ـ به اشياء علم پيدا مي كند و از راه حواس باطني، آنها را ادراك مي كند. خداوند سبحان اما منزّه از حواس ـ ظاهري و باطني ـ مي باشد. بنابراين ادراك آن ذات مقدس، چون ادراك ما نمي باشد. بلكه حق تعالي، ادراك كننده جميع اشياء است. خداوند متعال همه چيز را مي بيند و هر صدا و نوايي را مي شنود. هر چند آهسته باشد. حتي از رگ گردن نيز به ما نزديك تر است. و دست لطف و عنايت او همواره بر سر ما بندگان گنهكار و روسياه برافراشته مي باشد. افسوس كه ما قدر اين عنايت و محبت را نمي دانيم. |