|
« اراده » اگر اتومبيلي را كه در يك سراشيبي پارك شده است، مقداري تكان داده و به جلو برانيد، حركت خواهد كرد. لحظه به لحظه بر سرعت آن افزوده خواهد شد. اين اتومبيل به پيش خواهد رفت، تا به مانعي برخورد نمايد. آيا مي توان تصور كرد كه اين اتومبيل با آن سرعت پر شتاب، ناگهان متوقف شود و دوباره عقب بيايد، تا به نقطه اولي كه در آن پارك بود، برسد و توقف كند؟ گمان نمي كنم كسي اين معجزه اتومبيل را باور كرده و آن را به ديگران بازگو نمايد! اكنون باتلاقي را تصّور كنيد! غزالي زيبا و تند پا در آن گرفتار شده است. شما جز تماشاي آن منظره دلخراش، كاري ديگر نمي توانيد انجام دهيد. زيرا از دسترس شما دور است. آيا باتلاق ميتواند ناگهان از فرو بردن و بلعيدن غزال صرف نظر نموده و خشك شود؟ تا غزال نجات يابد. پاسخ اين سؤال هم منفي خواهد بود. اينك انساني را در چهار راهي مي بينيد كه تا اواسط خيابان مي آيد و با ظاهر شدن اتومبيلي دوباره به عقب برمي گردد. با صرف نظر از عبور كردن، تاكسي را صدا زده و سوار مي شود. هنوز چند قدمي دور نشده، ناگهان به ياد چيزي مي افتد. از تاكسي پياده شده، در پي انجام آن كار برمي آيد. به كتابفروشي كه بر سر راه اوست، داخل مي شود. كتابي مي خرد و ... همانگونه كه ملاحظه شد، انسان مي تواند، هر لحظه تصميمي بگيرد. اما ديگر حيوانات، جمادات و درختان نمي توانند جز همان كاري كه براي آن خلق شده اند انجام دهند. پس معلوم شد كه چرا به انسان « صاحب اراده» گفته مي شود. اما حيوانات و اجسام ديگر را صاحب اراده نمي دانند. از طرف ديگر نشانة اراده، همان عقل و شعور است كه به انسان از ناحية خداي سبحان موهبت شده است. زيرا اگر الله تبارك و تعالي داراي اراده نمي بود هرگز نمي توانست اراده اي به انسان ها كه مخلوق او هستند عنايت نمايد. و اين چنين است كه يكي از صفات آن ذات پاك « مريد» مي باشد. دانشمندان اسلام براي اينكه اراده داشتن خداوند را به گونة روشن و واضح به ما معرفي نمايند، دلايلي عقلاني ذكر كردند. يكي از اين دلائل را با هم مي خوانيم. آن دليل اين گونه شروع مي شود: « اگر خداوند متعال صاحب اراده نباشد و چيزي ديگر خداوند را وادار و مجبور به انجام كار نمايد، آن وادار كننده از دو حال خارج نيست: 1ـ آن نيرو، از پديده هاي خود اوست. و صد البته دور از منطق، عقل و خرد خواهد بود كه پديده اي بر پديدآورندة خود، حاكم باشد و او را وادار به انجام بعضي از كارها نمايد. 2ـ آن نيرو، بالاتر از خداوند مي باشد. اين احتمال را نيز خرد و عقل نمي پذيرد. چه آن كه اين نظريه مستلزم ثبوت عجز و نياز است و بر خلاف توحيد مي باشد و ما قبلاً اثبات كرديم كه خدا، واحد و يگانه است و قادر بر انجام هر آنچه كه بخواهد مي باشد». وقتي دو احتمال فوق منتفي شد، احتمال ديگر پاي به ميدان مي گذارد. آن احتمال اين است كه اراده و نيرو از خود اوست و در تحت اختيار او مي باشد. نه اينكه فوق او يا غير او باشد. |