|
« تكلّم » يكي از راههاي برآورده كردن « خواسته هاي نهاني و دروني » زبان و الفاظ است. زيرا زبان و به تبع آن الفاظ، وسيله اي است كه در قالب آن، معنا ريخته مي شود و ديگران از آنچه مي خواهيم، مطلّع مي گردند. علائم و اشاره، راهي ديگر براي برآورده كردن « خواسته هاي نهاني و دروني » است. به عنوان نمونه، يك كرولال نمي تواند از زبان و الفاظ براي فهماندن خواسته هاي خود استفاده كند. لذا با ديگران به وسيله اشاره، ارتباط برقرار كرده و مقصود خود را منتقل مي كند. نيز به وسيله «لب خواني» از صحبتهاي ديگران سود مي جويد. چون از حس شنوايي محروم است. به طور كلي، همه انسان ها، براي انجام نيازهاي ظاهري، باطني، افعال و انتقال اين امور به ديگران، ناگزير از استفاده الفاظ مي باشند. اگر به دقت به صفت « تكلّم» بنگريم و آن را در لابراتوار عقل تجزيه و تحليل نماييم، اين مهم به دست خواهد آمد كه حقيقت « تكلّم» يك فعل است. اين فعل را بعضي به وسيله الفاظ، بعضي به وسيله اشارت، بعضي به وسيله تصور و ... انجام مي دهند. اگر دانشمندان اسلام مي گويند: « تكلّم عبارت است از اظهار آنچه در درون مي باشد» به دليل همان چيزي است كه در چند سطر فوق ذكر شد. نيز هنگامي كه بحث صفت « تكلّم حق تعالي» به ميان مي آيد، مي گويند: « تکلّم خداوند سبحان، عبارت از اظهار كمال نهاني است و ممكن است اين اظهار كمال نهاني به وسيله اصوات، الفاظ، وحي و يا خلق يك موجود باشد». زيرا منظور از تكلّم دلالت و حكايت است. انسانها اين دلالت و حكايت را به وسيله الفاظ و اشاره مي رسانند و مي فهمانند و خداوند متعال به وسيله وحي يا خلق و آفريدن موجودي، آنچه را كه مي خواهد، مي فهماند. آنگونه كه «مسيح مقدس» علي نبينا و آله و عليه السلام را آفريد و او را «كلمه و روح» خود خواند. و يا الفاظ را وسيله اي براي رساندن قصد خود برمي گزيند. آن گونه كه با موسي به وسيله درخت سخن گفت و فرمود: ) إنّي أنا اللهُ رُب الْعالَمينُ ( سوره قصص، آيه 30. پس اگر بعضي از علماي اسلام به اجزاء عالم « كلمه حق» مي گويند، از همين رو است. و چه خوب و شيرين گفته است، شيخ محمود شبستري كه: به نزد آنكه جانش در تجلّي است همه عالم در كتاب حق تعالي است زيرا « كتاب» از يك سري كلمات در كنار هم، تشكيل مي شود. |