|
« صدق » گمان نمي كنم در اين دنياي وانفسا، آدم عاقلي يافت شود كه دروغگويي را تجويز كند. با توجه به اينكه يكي از امتيازات انسان، اين است كه مي تواند متصف به صفت راستگويي يا دروغگويي شود. اما اگر دروغگويي بر فرهنگ بشر حاكم شود، ديگر نه اجتماعي خواهد بود و نه فرهنگي ! انسان چون موجودي مختار است مي تواند متصف به اين صفت شود. لذا به يك مورچه يا زنبور نمي توان گفت كه: اگر نيش زد، راست گفته است و اگر نيش نزد، دروغ گفته است. حالا كه انسان ها مي توانند متصف به صفت كذب و دروغگويي شوند، آيا خداي جهان و انسانها كه داراي اعلي درجه اختيار و علم و اراده مي باشد، مي تواند متصف به اين صفت شود؟ و آيا صدق در جايي هست كه كذب باشد؟! پاسخ اين سوال منفي است. زيرا اگر اين نظريه را بپذيريم هرگز تبعات منفي آن را تصور هم نتوان كرد. به عنوان نمونه، اگر روا باشد كه خداي جهان گاهي هم دروغ بگويد، در آن صورت چگونه مي توان به چنين خدايي اعتماد كرد؟ زيرا شرط اعتماد، صادق بودن طرف مقابل در گفتار و رفتار مي باشد. اگر شما به گفته ها و اعمال كسي اعتماد نداشته باشيد، نمي توانيد به اين گفته او اعتماد كنيد كه ممكن است، خانه اي كه در آن ساكن هستيد، فرو بريزيد و ناگهان همه ساكنانش را در كام مرگ فرو برد. در مورد خداي سبحان نيز مسئله به همين منوال است. اگر نعوذبالله خداي بزرگ حتي براي يك بار دروغ بگويد، اعتماد از او ساقط مي شود و نمي توان به وعده ها و گفته هاي او دل سپرد. در اين صورت، بنيان دين فرو خواهد ريخت و بشر از بزرگترين نعمت آفرينش كه همانا دينداري است محروم خواهد شد. بنابراين خداي سبحان صادق است و بندگان صادق خود را دوست و به آنها اجر، ثواب، پاداش دنيوي و اخروي خواهد داد. |