|
بحث دوم: احساس خدا
خانه و محل سكونت خود را هر روز مي بينيم. اما
آيا
وقت كرده ايم ديوارهاي آن را
با دقت بررسي نماييم كه با سالهاي قبل چه تفاوتي كرده است؟
زماني به فكر سامان دادن سر و روي خانه خود مي افتيم كه ديگر قابل سكونت
نباشد. لذا آستين بالا زده و براي نظافت و يا تجديد بناي خانه،
كمر
همت
مي بنديم.
عقايد يك انسان نيز چون خانه اوست.
همانگونه كه نشستن گرد و
غبار بر ديوارهاي خانه، ما را وا مي دارد تا دستي به سر و روي آن بكشيم. عقيده مان نيز همواره مي
طلبد تا گرد و غبار را از آن برطرف نماييم و آيينه اش را صيقلي
داده و خودمان را آنگونه كه
هستيم در آن ببينيم . اگر فكر و دل انسانها زنگار نمي گرفت و به رنگ ماديات آغشته
نمي شد، هيچ نيازي به دليل
و برهان براي اثبات خداي بزرگ
ـ
آن عزيز كريم كه هيچ گاه لطف خود را از
بندگانش دريغ نمي دارد
ـ
نبود. مگر نه اين است كه: هر جا بنگري روي او بيني ـ ) أينما تُوُلّوا فَثَم وُجهُ الله) سوره بقره آيه 115. او اول ، آخر ، ظاهر و باطن همه چيز است.
مگر او نور آسمان و زمين نيست
)
اللهُ
نُورُ السُمواتِ و الارض
(
سوره نور آيه 35. اي كسي كه از شدت ظهور و روشني ديده نمي شوي و در خفا هستي! چگونه مي توان براي تو كه روشن تر از هر نور مي باشي، دليل بياوريم. آيا دليل آوردن بر وجود خورشيد، صحيح و درست است؟ حجاب روي تو ، هم روي توست در همه حال
نهان ز چشم جهاني ز بس كه پيدايي! ****** شاعري ديگر چنين گفته است: زهي نادان ! كه او خورشيد تابان
به نور شمع جويد در بيابان جهان جمله فروغ نور حق دان حق اندر وي ز پيدايي است پنهان
****** از عارفي پرسيدند: دليل بر وجود خداوند چيست؟ گفت :
« أغْنَي الصَّباح عُنِ الْمِصْباحِ
» يعني : روشنايي صبح،
ما را از چراغ بي نياز مي كند.
آري! نوري كه سراسر هستي را پر نموده است ، نيازي به اثبات ندارد.
متأسفانه، انسان، دست بر آتش دارد و مي سوزد. با كمال ناباوري اما در عين
سوختن، وجود آتش را انكار مي كند.
بياييد ! خودمان را در مسير زيبا و جانفزاي يكتاپرستي قرار دهيم و روحي
تازه در كالبد وجودمان بدميم.
|