صفحه اصلی درباره ما تماس با ما دریافت فونت

 

ابو راجح حمامی

ابو راجح حمامی يکی از شيعيان اهل بيت بوده است که در حلّه و در زمان حکومت حاکم جوری به نام «مرجان صغير» زندگی می کرده است . ابو راجح بر حسب وظيفه غاصبين خلافت را لعن می نمود و تحت هيچ شرايطی از اين عمل منصرف نمی شد. با اينکه حکومت، حکومت اهل خلاف بود ولی از کسی هراسی نداشت و بر عمل خود پافشاری می نمود و به طور علنی و در ملأ عام لعن خلفای غاصب می نمود. هرچه رفقا به او سفارش می کردند که تقيه کند و بيشتر مواظبت کند اعتنانمی کرد و لعن دشمنان اهل بين را ادامه می داد. تا جايی که خبر به حاکم رسيد. از آنجا که حاکم طرفدار غاصبين حق اهل بيت بود دستور داد ابوراجح را دستگير کنند. پس او را حاضر کرد و امر کرد آنرا به شدت کتک زدند تا جايی که دندانهای ثنايای او را شکستند  وزبان آنرا خارج کردند و حلقه آهنين به آن زدند ، بينی او را سوراخ کردند واز آن ريسمان گذراندند در شهر می تاباندند و مردم به آن سنگ می زدند و آب دهان می انداختند.اين کار ادامه داشت تا جائی که بيهوش شد.در اين حالت حاکم دستور قتل او را داد . عده ای از بزرگان گفتند نيازی به اين کار نيست او از اين همه جراحات سخت، جان سالم به در نمی برد و بهتر است او را به حال خود رها کنيم تا بميرد.

 ابو راجح را به منزلش انتقال دادند و منتظر مرگ او شدند. صبح که شد شيعيان به منزل او آمدند تا از او عيادت کنند . اما با صحنه عجيبی روبرو شدند. ديدند ابو راجح مشغول خواندن نماز است در حالی که اثری از جراحات و شکستگی دندان در او ديده نمی شود. با تعجب از او سؤال کردند که جريان از چه قرار است تو ديروز با آن همه جراحات و امروز در سلامتی کامل به سر می بری. گفت در آن حالت درد و رنج نمی توانستم با زبان سخن بگويم لذا با قلبم متوسل به امام زمانم شدم . شب که شد ديدم خانه ام نورانی شد و آقا و مولايم امام زمان وارد شدند. بر سر بالينم آمدند و دستی به صورتم کشيدند و فرمودند بلند شو ابو راجح و به فکر رزق عيالت باش.آن جا بود که ديگر احساس درد نکردم وتام زخمهايم التيام بخشيد.

شيخ شمس الدين محمد بن قارون می گويد به خدا قسم ابوراجح شخص ضعيفی بود.شخصی لاغر اندام ، زرد گونه، با محاسن به هم ريخته. اما بعد از عنايت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشريف ديدم بدنی قوی وقامتی بلند و محاسنی بلند وزيبا و چهره ای سرخ گون همچون جوان بيست ساله پيدا کرده است وهمين گونه ماند تا دار فانی را وداع گفت.

بله دوستان اين است عنايت اهل بيت عصمت وطهارت به لاعنين دشمنانشان و اين خود بيانگر ارزش لعن به غاصبين حق ولايت است:

«أللهم العَن الجبتَ و الطاغوت  أللهم العن أبا الشُّرور وأتباعه عَدَدَ ما أحاطَ به علمُک

 

 

سرگذشت نيکان ماهنامـــه کتابخانه داستان هفته حديث هفته عقايد شيعه صفحه اصلــــی
دريافت فونت تماس با ما درباره ما معرفی سايت مقـــالات تاريخ اسلام مسائل شرعی